ویرگول
ورودثبت نام
امیر رسولی مقدم
امیر رسولی مقدمپژوهشگر در حوزه روانکاوی لاکانی رزیدنت روانپزشکی
امیر رسولی مقدم
امیر رسولی مقدم
خواندن ۱ دقیقه·۴ ماه پیش

روانکاوی یا CBT در افسردگی

با این حال، CBT تقریباً تنها درمان روانشناختی ارائه شده از طریق صندوق‌های مراقبت‌های بهداشتی است. این به یک دلیل بسیار ساده است: مؤثر است. اما نه به آن معنایی که ما ممکن است آرزو کنیم. به عنوان یک درمان سطحی، نمی‌تواند به عقده‌ها و انگیزه‌های ناخودآگاه دسترسی پیدا کند. کاری که می‌تواند انجام دهد این است که نتایجی را روی کاغذ ارائه می‌دهد که مدیران NHS را راضی نگه می‌دارد. این روش به آزمون‌ها و پرسشنامه‌های ارزیابی خود مجهز است که معمولاً نتایج بسیار مثبتی ارائه می‌دهند. روی کاغذ، می‌تواند به خلاص شدن از علائم و شادتر کردن افراد کمک کند. اما گذشته از این واقعیت که روش‌های پرسشنامه‌ای به طرز مشهوری غیرقابل اعتماد هستند، هیچ توجهی به آینده یا علائم جایگزینی که ممکن است افراد بعداً بروز دهند، نمی‌کند. وقتی این علائم ظاهر می‌شوند، بیمار دوباره در لیست انتظار قرار می‌گیرد و از آنجایی که علائم سطحی ممکن است اکنون متفاوت باشد، به نظر نمی‌رسد که درمان اول شکست خورده باشد. بار دیگر، تفاوت بین پدیده‌های سطحی و ساختار زیربنایی نادیده گرفته می‌شود.

رویکردهای روانکاوی به افسردگی با رویکردهای CBT بسیار متفاوت است. اگر بیماری بگوید «من افسرده هستم»، روانکاو ادعا نمی‌کند که می‌داند این به چه معناست یا چه چیزی برای او بهتر است. برعکس، مسئله این است که بفهمیم این کلمات برای آن فرد خاص چه معنایی دارند و بررسی کنیم که چگونه مشکلات فعلی آنها توسط زندگی ذهنی ناخودآگاهشان شکل گرفته است. در اینجا، روانکاو بهتر از بیمار نمی‌داند و هدف اصلی او حذف علائم نیست، حتی اگر این نتیجه باشد. بلکه، آنچه مهم است این است که اجازه دهیم آنچه در علامت بیان می‌شود، بیان شود، هرچند که این ممکن است با هنجارهای اجتماعی مغایرت داشته باشد. در اینجا بیمار متخصص است و نه روانکاو.

علائمافسردگیدرمان
۰
۰
امیر رسولی مقدم
امیر رسولی مقدم
پژوهشگر در حوزه روانکاوی لاکانی رزیدنت روانپزشکی
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید