
جنبشهای دانشجویی،یکی از قدرتمندترین نیروهای تغییر اجتماعی و سیاسی در تاریخ بوده است.دانشجویان اغلب به دلیل دسترسی به دانش،آرمانگرایی جوانی،سازماندهی آسان و فاصله نسبی از ساختار قدرت،پیشقراول تحولات بزرگ شدهاند.
این جنبشها گاهی به پیروزیهای دموکراتیک منجر شده،گاهی با سرکوب شدید روبهرو شدهاند،اما تقریباً همیشه اثری ماندگار بر جامعه گذاشتهاند.
دانشجو در خط مقدم جنبشها قرار میگیرد چون هنوز آزادی عمل دارد:نه شغل ثابتی دارد که از دست بدهد،نه بدهی سنگین که او را بترساند.این آزادی به او اجازه میدهد ریسک کند و بدون محاسبه زیاد فریاد بزند.
دانشگاه او را با دیدههای بزرگ،بحثهای تند و چهرههای متنوع روبهرو میکند:زودتر از بقیه نابرابری و دروغ را میبیند و نمیتواند ساکت بماند.
سازماندهی برایش آسان است:دوستانش در همان ساختمان،همان طبقه،همان خوابگاهاند.یک پیام گروهی یا یک پوستر کافی است تا دهها یا صدها نفر در چند ساعت جمع شوند.
مهمتر از همه:وقتی به دانشجو حمله شود،جامعه احساس میکند آیندهاش را دارند میزنند.همین حس همدلی است که اعتراض کوچک او را به موج بزرگ تبدیل میکند.
در ادامه چند نمونه از مثالهای برجسته و تاثیرگذار از جنبشهای دانشجویی آورده شده که تاریخ را تغییر دادند یا مسیر مهمی را رقم زدند.
گروه رُز سفید (White Rose)-آلمان نازی،۱۹۴۲-۱۹۴۳:
دانشجویان پزشکی دانشگاه مونیخ علیه رژیم هیتلر برگههای مخفی ضدنازی پخش کردند و شعارهای روی دیوار نوشتند.با وجود خطر اعدام،مقاومت اخلاقیشان را ادامه دادند.در نهایت،سرکوب و دستگیر و اعدام شدند،اما نماد مقاومت غیر خشونتآمیز در برابر فاشیسم ماندند و نسلها را الهام بخشیدند.

مه ۱۹۶۸ فرانسه:
اعتراض دانشجویان دانشگاه نانتر و سوربن از قوانین سختگیرانه خوابگاه و جنگ ویتنام شروع شد،و به سرعت شروع به شعار دادن کردند.به همراه دانشجویان،ده میلیون کارگر اعتصاب کردند،خیابانها اشغال و دولت شارلدوگل تا مرز سقوط رفت.و به جنبش اعتراضی دانشجو-کارگری معروف شد.نتیجه:تغییرات فرهنگی عمیق در آزادیهای فردی،حقوق زنان و دانشگاهها شدند.

قیام سووتو-آفریقای جنوبی،۱۹۷۶:
دانشآموزان سیاهپوست علیه آموزش اجباری تظاهرات مسالمتآمیز کردند.پلیس با گلوله پاسخ داد و بیش از ۱۷۶ نفر(از جمله هکتور پیترسون ۱۲ ساله)کشته شدند.این واقعه جرقه نهایی برای شدت گرفتن مبارزه علیه آپارتاید شد و مسیر سقوط رژیم نژادپرست را هموار کرد.

انقلاب مخملی چکسلواکی،۱۹۸۹:
دانشجویان پراگ در ۱۷ نوامبر برای بزرگداشت سالگرد سرکوب نازیها تظاهرات کردند.پلیس خشونت به خرج داد و شایعه کشته شدن یک دانشجو خشم عمومی را بدانگیخت.اعتراضات روزانه به صدها هزار نفر رسید،بدون خونریزی عمده رژیم کمونیستی ۴۱ ساله فرو پاشید و چکسلواکی به دموکراسی رسید.دانشجویان مستقیماً دولتی را سرنگون کرد.

جنبش چهارم مه-چین ۱۹۱۹:
دانشجویان پکن علیه معاهده ورسای(که سرزمینهای چین را به ژاپن داد)تظاهرات کردند.اعتراض به سرعت سراسری شد و پایه بیداری،جنبش فرهنگی جدید و نهایتاً انقلاب کمونیستی را گذاشت.

میدان تیانآنمن-چین،۱۹۸۹:
پس از مرگ هو یائوبانگ،دانشجویان پکن برای دموکراسی،آزادیبیان و فساد تجمع کردند.میلیونها نفر پیوستند.ارتش در ۴ ژوئن با تانک و سرباز حمله کرد و صدها تا هزاران نفر کشته شدند.عکس مرد تانکی(مردی که جلوی تانک ایستاد)نماد جهانی شجاعت در برابر قدرت شد.


این مثالهای تاریخی--از گروه رُز سفید که در رژیم نازی با کلمات و مقاومت اخلافی ایستادند،تا مه ۱۹۶۸ فرانسه که دانشجویان با شعارهای آزادی خواهانه میلیون ها کارگر را به اعتصاب کشاندند و جامعه را دگرگون کردند؛از قیام سووتو که که جرقه نهایی مبارزه علیه آپارتاید را زد،تا انقلاب مخملی چکسلواکی که که دانشجویان بدون خونریزی گسترده رژیمی ۴۱ ساله را فرو پاشاندند،و میدان تیانآنمن که حتی در سرکوب خونین نماد شجاعت در برابر قدرت ماند.
این جنبشها نه همیشه به پیروزی فوری رسیدند و نه بدون هزینه بودند،اما هربار نشان دادند که وقتی دانشجو بیدار میشود،سکوت جامعه شکسته میشود،وجدان جمعی بیدار میگردد و امکان تغییر حتی در تاریکترین شرایط زنده میماند.
تاریخ بشریت هرگز در سایه سکوت و انفعال دانشجویان رقم نخورده است.هرگاه آنان از فضای درسی و بحث دانشگاهی به عرصه عمل گام نهادهاند،خیابانها جان گرفته،ساختارهای قدرت به لرزه در آمده و افق آینده برای لحظهای در اختیار نسلی قرار گرفته که هنوز به سازشهای زمانه تن نداده است.تا زمانی که دانشجویی هست حاضر است بهای ایستادگی را بپرداز تا نسلهای پس از خود در فضایی آزادتر زیست کنند؛
تا زمانی که دانشجویی کتاب را کنار مینهد تا صدای اعتراض خود را به خیابان برساند؛
تاریخ همچنان ناتمام است و آینده هنوز در انتظار نگارش باقی مانده است.
پایان.