ویرگول
ورودثبت نام
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
جواد شیردل
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

چکسلواکی:انقلاب مخملی

استبداد هر چند قدرتمند به نظر برسد،همیشه شکننده است.وقتی نارضایتی انباشته شود و ترس دیگر کارساز نیست،حتی کوچک ترین جرقه می‌تواند ساختار ظاهراً محکم را متزلزل کند.تاریخ پر است از نمونه هایی که نظام های سرکوبگر،ناگهان و غیر منتظره فرو پاشیدند؛فردا میتواند همان فردا باشد.

چکسلواکی

در اواخر دهه ۱۹۸۰،چکسلواکی یکی از بسته ترین و سرکوب‌گر ترین کشور های بلوک شرق بود‌.اقتصاد کشور در رکود عمیقی فرو رفته بود.فساد گسترده در حزب کمونیست،کمبود کالاهای اساسی،آلودی شدید محیط زیست و انزوای بین‌الملل،مشروعیت رژیم را تضعیف کرده بود.مردم سال‌ها در سکوت رنج می‌بردند.

پراگ،چکسلواکی-نوامبر ۱۹۸۹:آغاز یک انقلاب مخملی

در ۱۷ نوامبر ۱۹۸۹،دانشجویان پراگ برای بزرگداشت سالگرد مرگ یکی از همکلاسی هایشان راهپیمایی کردند.آنچه شروع شد یک تجمع آرام بود،اما خیلی زود با برخورد شدید پلیس ضد شورش رو‌به‌رو شد.صد ها نفر زخمی شدند و خیابان به صحنه‌ای از خشونت تبدیل شد.

شایعه کشته شدن یکی از دانشجویان(که بعداً تکذیب شد)مانند آتش در شهر پیچید و خشم عمومی را به اوج رساند.

بیداری گسترده:میدان ونسلاس و موج اعتراضات

از ۱۸ نوامبر،میدان ونسلاس(قلب تاریخی پراگ) به مرکز اعتراضات تبدیل شد.

ابتدا ده‌ها هزار نفر،سپس صدها هزار نفر از هر قشر جامعه(دانشجویان،کارگران،روشنفکران،هنرمندان،مادران با کودکان)دست در دست هم ایستادند.

واتسلاو هاول،نمایشنامه‌نویس و زندانی سیاسی سابق،از بالکن ساختمانی به میان مردم آمد و سخت گفت.

کلمات او آرام اما قدرتمند بود:دعوتی به حقیقت در برابر دروغ،عشق در برابر نفرت.

ابزار های اعتراض:اعتصاب و همبستگی

اعتصاب عمومی ابتدا دو ساعته آغاز شد و سپس به اعتصاب سراسری یک روزه رسید که تقریبا کل کشور را تعطیل کرد،تئاترها(که نقش مهمی در فرهنگ چکسلواکی داشتند)درهای خود را بستند و به مراکز هماهنگی اعتراضات تبدیل شدند.

انجمنی مدنی به رهبری هاول در پراگ تشکیل شد و مخالفان را متحد کرد.

نقطه شکست:واگذاری قدرت

یازده روز پس از درگیری اولیه ۱۷ نوامبر،حزب کمونیست انحصار قدرت را پس از ۴۱ سال،رها کرد--بدون جنگ داخلی،بدون خونریزی گسترده و بدون انتقام‌جویی سازمان‌یافته.

در ۱۰ دسامبر،دولت ائتلافی غیرکمونیستی به نخست‌وزیری ماریان چالفا تشکیل شد.در ۲۹ دسامبر،واتسلاو هاول به اتفاق آرا به ریاست جمهوری چکسلواکی انتخاب شد--نمادی از پیروزی مردم بر رژیم.

عاقبت دیکتاتورها پس از بیداری مردم

تاریخ پر است از نمونه هایی که نشان می‌دهد قدرت مبتنی بر سرکوب،دیر یا زود فرو ‌می‌ریزد و اغلب پایان تلخی برای حاکم به همراه دارد:

  • نیکلای چائوشسکو(رومانی ۱۹۸۹):بیش از ۲۰ سال با خشونت و سرکوب حکومت کرد.در جریان انقلاب مردمی دستگیر و در دادگاهی محاکمه گردید و همراه همسرش اعدام شد.

  • معمر قذافی(لیبی ۲۰۱۱):۴۲ سال لیبی را با آهن و خون اداره کرد،در ۲۰۱۱ از مردم گریخت.در فاضلابی مخفی شد،اما پیدا گردید.همان روز با ضرب و شتم و‌ تحقیر کشته شد.

  • صدام حسین(عراق):عراق را با جنگ و شکنجه اداره کرد،پس از سقوط در ۲۰۰۳ ماه ها مخفی بود و دستگیر شد،در دادگاه محاکمه گردید و در دسامبر ۲۰۰۶ اعدام شد.

این‌ها فقط چند نمونه اند.دیکتاتورها همیشه فکر میکنند اتش و زندان و پول‌شان کافی است.اما تاریخ بدون هیچ رحمی تکرار میشود.

مستبد به زور اسلحه نمی‌ترسد؛از بیداری همزمان میلیون‌ها می‌ترسد.

تا امید زنده است،آزادی هم زنده خواهد ماند.

پایان.

انقلابسیاست
۴
۰
جواد شیردل
جواد شیردل
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید