
شاید بارها با یک کتابخوان آشنا شده باشید و دیده باشید که او با چه شوق و لذتی از داستانهایی که خوانده تعریف میکند. اما اگر با یک کتابخوان ژانری، بهویژه در حوزهی فانتزی و علمیتخیلی، صحبت کرده باشید، خواهید دید که او چگونه از داستانها و جهانهای دیگری که در آنها زندگی کرده سخن میگوید؛ از سرازیر شدن احساسات، از همدلی با شخصیتهایی که گویی برایش واقعی بودهاند، و از تجربهی حضوری ذهنی در سرزمینها، زمانها و مکانهایی که در جهان روزمره وجود ندارند. برای چنین خوانندهای، کتاب صرفاً مجموعهای از واژهها یا روایتی سرگرمکننده نیست، بلکه دریچهای است به جهانی دیگر؛ جهانی که با قواعد، تاریخ، موجودات، فناوریها و افقهای خاص خود، او را در خود فرومیبرد. همین کیفیتِ غوطهوری و مشارکت فعال ذهنی است که باعث میشود خوانندهی فانتزی و علمیتخیلی نه اینکه فقط داستانی را به یاد بیاورد، بلکه از زیستن درون آن سخن بگوید؛ گویی برای مدتی از مرزهای تجربهی روزمره عبور کرده و در جهانی ثانویه اقامت داشته است.
در این پست قرار است بار دیگر داستانهایی را معرفی کنم که با ورود به این داستانها شما در دنیاهای خیال انگیز غرق خواهند کرد.
تهیه شده توسط رهام سلطانی
Agnes Aubert's Mystical Cat Shelterby Heather Fawcett

اگنس اوبرت زندگیای بسیار منظم و دقیق دارد—و خودش هم همین را دوست دارد. او بهعنوان مدیر سختگیر و منظم یک خیریه برای نجات گربهها، زندگیاش را وقف پیدا کردن خانههایی همیشگی برای گربههای گمشده کرده است.
اما پس از آنکه مجبور میشود پناهگاه گربهها را جابهجا کند، اگنس میفهمد که صاحبخانهی جدیدش از خیریهی او بهعنوان پوششی برای یک مغازهی جادوییِ بدنام اما مشهور در سطح بینالمللی استفاده میکند. این مغازه متعلق به هاولاک رنارد - Havelock Renard - است؛ جادوگری شلخته و بینظم—که البته خودشیفته، آزاردهنده، و در عین حال ب شک خوشقیافه هم هست—و یک ارباب تاریکی شکستخورده. این مغازه مشتریان جادویی را از سراسر دنیا جذب میکند؛ هم بهخاطر کیفیت اجناس غیرقانونی هاولاک، و هم بهخاطر کنجکاوی دربارهی گذشتهی مرموز او و شایعاتی که دربارهی قدرتهای خارقالعادهاش وجود دارد. خیریهی اگنس هم پوشش کاملی برای این جادوهای غیرقانونی فراهم میکند.
اگنس اهمیتی به مغازه نمیدهد—چه پای دسیسههای جادویی در میان باشد چه نه، هنوز گربههایی هستند که باید نجات داده شوند. اما وقتی دشمنی از گذشتهی هاولاک سر و کلهاش پیدا میشود، مغازهی جادویی—و مهمتر از آن، پناهگاه گربهها—ناگهان در معرض خطر قرار میگیرند. حالا اگنس برای نجات پناهگاه، آیا باید وجدان اجتماعیاش را کنار بگذارد و از مردی محافظت کند که زمانی میخواست آخرالزمان را به راه بیندازد—و حالا میخواهد قلب او را هم تسخیر کند؟
The red winter by Cameron Sullivan

فانتزی تاریخی از نویسندهای تازهکار، و پدیدهی جهانی بعدی از نشر Tor؛ شکاری خونآلود برای یافتن هدف، قدرت و رستگاری.
یک داستان عاشقانهی ویرانگر.
چرخشی افسونگرانه بر تاریخ.
شکاری آغشته به خون برای هدف، قدرت و رستگاری.
در سال ۱۷۸۵، پروفسور سباستین گریو - Sebastian Grave - هولناکترین خبر ممکن را دریافت میکند: هیولای ژِودون- Gévaudan - بازگشته است، و حومهی فرانسه در پی حضورش به خون کشیده میشود.
سباستین این هیولا را میشناسد. بیست سال پیش، از پا درآوردن آن موجود نزدیک بود به قیمت جانش تمام شود. اکنون، آنتوان آونل د’اوسرن - Antoine Avenel d'Ocerne - او را دوباره به شکار فراخوانده است؛ معشوقی که از او دور افتاده، با گذشتهای تاریک که به هیولا گره خورده و رازی هولناک که با سباستین در میان دارد. سباستین با کمک دیوِ درونش خود، سارمودل - Sarmodel —که دستمزدش را با قلبهای زنده میگیرد—باید برای رویارویی نهایی به ژِودون بازگردد، در حالی که هیولا آماده است قاره را به ورطهی جنگ بکشاند.
در این بازگویی تاریک از شکار هیولای ژِودون، کامرون سالیوان قلب تاریخ را از سینه بیرون میکشد. او پرده از جهان پنهانی برمیدارد که پشت دنیای ما نهفته است و داستان اروپا را از روم امپراتوری تا قدیسه ژان د’ارک - Cameron Sullivan و نخستین جرقههای انقلاب فرانسه از نو تصویر میکند.
Fishbone Cinderella by Elizabeth Lim

یک دستبند. یک نفرین. و استخوانهای طلایی ماهی که باید به دریا بازگردانده شوند...
گوانگدونگ، ۱۹۴۰. وقتی «ها یوتیینگ - Ha Yut Ying» با نامرئی شدن بهسختی از دست سربازان ژاپنی میگریزد، میفهمد که باید جادوی تازهاش را مخفی نگه دارد. اما مادرش، که رویاهایش آینده را پیشگویی میکنند، به تغییر کردن دخترش شک میبرد و در مورد نفرینی که بر خانوادهشان سایه انداخته به او هشدار میدهد. او برای محافظت از دخترش، یک دستبند طلایی به او میدهد که حلقههایش شبیه استخوان ماهی است.
پس از جنگ، «ها یوت یینگ» فرستاده میشود تا با پدر و همسر دومش که در هنگکنگ به صاحبان کارخانهای ثروتمند تبدیل شدهاند، زندگی کند. نامادریاش که به زیبایی او حسادت میکند، او را مجبور میکند در کارخانه کفشسازی خانواده کار کند. ....
Weavingshaw by Heba

این عاشقانه فانتزی گوتیکِ آرام که نیویورک تایمز آن را «بهطور تاریکی عاشقانه و کاملاً مجذوبکننده» توصیف کرده است، داستان زن جوانی را روایت میکند که ارواح گذشتهاش او را تسخیر کردهاند، و تاجر بیرحمی که به «قدیس سکوت - Saint of Silence» معروف است و در ازای تاریکترین راز او، برآورده کردن بزرگترین آرزویش را وعده میدهد...
لینا تا زمانی که ویوینگشا را ندیده بود، به وجود هیولاها اعتقادی نداشت.
قدیس سکوت در ازای هر افشاگری شرمآور و پلیدی که به او گفته میشود، سکه میپردازد: هرچه راز تاریکتر باشد، بهای آن بیشتر است.
لینا رازی دارد؛ رازی که از هفده سالگی رهایش نکرده است: او میتواند مردگان را ببیند. وقتی برادرش بیمار میشود، او میداند که برای تأمین هزینه درمان، باید به سراغ قدیس برود.
اما راز لینا ارزشمندتر از آن چیزی است که تصور میکرد. او برای نجات برادرش معاملهای میکند تا روحی را که قدیس در جستجوی آن بوده است، پیدا کند.
همه راهها به ویوینگشا ختم میشود؛ عمارتی نفرینشده در میان خلنگزارها. هرچه لینا به قدیس نزدیکتر میشود و بیشتر در دنیای پر از خطر، فریب و اشتیاق او فرو میرود، درمییابد که قدیس نیز رازهای خودش را پنهان کرده است؛ رازهایی که قدرت نابود کردن همه آنها را دارند.
با وجود قطعی اینترنت و دسترسی نداشتن به منابع لازم توانستم این چهار کتاب ویژه را پیدا و در اختیارتان بگذارم. امیدوارم از خواندن این معرفیها لذت برده باشید و حداقل یکی از آنها به لیست مطالعه بعدیتان اضافه شود. حتماً در کامنتها برایم بنویسید که خلاصه داستان کدام کتاب بیشتر نظرتان را جلب کرد!