
تو آن روشنایی درون ماه هستی، آنقدر زیبایی که هرچقدر به تو بنگرم سیر نمیشوم...تو چیستی؟
چرا من اینگونه غرق تو شدهام؟ در جای جای ذهنم ناخودآگاه میایی و با اینکه نمیبینمت، دل میبری..
همانند ماه دست نیافتنی هستی، هرچقدر به دنبالت بیایم نمیتوانم به تو دست پیدا کنم، شدهام شبیه آن پرندهای که عاجزانه به دنبالت میآید، اما هرچقدر به سمت بالا پرواز میکند تو دورتر میشوی..
در دل همچنان امید دارم و صبر را در پایهٔ زندگیام قرار دادهام، زیرا که فقط صبر و منتظر بودن است که قادر به انجام دادناش هستم، اما چیزی که من را هنوز سرپا نگه داشته، امید است..امیدی که از عشق به خدا نشأت میگیرد و جوانهٔ سبز رنگاش در وجود من درحال بزرگ شدن است.
امید بسیار زیباست...
و آن جوانهٔ کوچک به عشق همین امید درحال رشد است..من منتظرم که بیایی و آرامش را به وجود من روانه کنی..♡
۱۴۰۴/۰۷/۲۷ م...
بنگرم سیر نمیشوم