ویرگول
ورودثبت نام
~پرواز بر روی اقیانوس~
~پرواز بر روی اقیانوس~https://t.me/kaito_ohikari
~پرواز بر روی اقیانوس~
~پرواز بر روی اقیانوس~
خواندن ۱ دقیقه·۵ ماه پیش

•چشم‌ها...•

جوری نگاهم نکن که انگار منو نمیشناسی..

این چشم ها آن چشم هایی نیست که من هر روز به آن‌ها خیره می‌گشتم و غرق آن زیبایی وصف ناپذیر می‌شدم که گویی آن‌ها با من سخن می‌گویند..

می‌دانم که نباید چنین انتظاراتی را از کسی داشته باشم، اما تو «تویی» تیکه‌ای از جان من، اگه برای من نباشی دگر می‌خواهی برای چه کسی باشی؟

وقتی خود می‌دانی عقل و هوش من‌را برده‌ای و در جای جایِ ذهنِ شلوغ و پرهیاهوی من حضور داری، چرا این‌چنین می‌کنی که انگار من غریبه‌ای بیش برای تو نیستم..!

حال که به چشم‌هایت می‌نگرم، شده‌اند دو گوی سرد که دیگر هیچ حسی ندارد..برای چه؟

آیا من کاری کرده‌ام یا کسی کاری‌ کرده است که چشم هایت آن گرمی سابق را ندارد..؟

این درست است که برای مدتی از تو دور بوده‌ام و می‌دانم که اشتباه کرده‌ام..من نباید حتی برای یک ساعت تورا ترک می‌کردم، زمانی که می‌دانستم تو تیکه‌ای از وجودم هستی..

حال دیگر پشیمانی سودی ندارد، وقتی که تو جوری نگاهم می‌کنی که انگار غریبه شده‌ایم..من به هیچ عنوان همچین نگاهی را از طرف تو نمی‌خواهم..

لطفا برگرد به آن حالت سابقت، آن حالتی که توی مَن هست، نگذار که بشود آرزو که دوباره آن چشم‌های زیبایت که پر از شادی و گرمای وصف نشدنی بود، بشود...من طاقتش را ندارم..طاقت ندارم که ببینم تو هستی، وجودت هست، لبخندت هست، اما آن چشم های زیبایت نیست..

چون دیگر زنده نمی‌مانم، زیرا که آن چشم‌ها برای من هستند، وقتی دیگر نداشته باشم‌شان دیگر چه امیدی به زندگی داشته باشم...

۱۰
۲
~پرواز بر روی اقیانوس~
~پرواز بر روی اقیانوس~
https://t.me/kaito_ohikari
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید