با اینکه امروز نصف تسکامو انجام دادم ولی به خودم آفرین میگم میدونی چرا
چون وقتی نسخه ی رادیولوژی گم شده بود دیگ ناامید نشدم فقط فکر کردم منطقی ترین چیز برای ادامه چی میتونه باشه و رفتم دنبالش
منطقی ترین راه این بود که دوباره برم از دکتر بگیرمش !
این روزها تو تاریکی پیش میرم تو تالاری تاریک و ترسناک و پر سروصدا که هر ۵ متر یه مشعلی روشنه و منو دل گرم میکنه

هیچ پولی ندارم ولی تصمیم گرفتم برم ارتودنسی رو انجام بدم
یا خیلی ناراحت و ناامید پروسه ی ارتودنسی متوقف میشه یا هر طور شده انجامش میدم
این روزا وقتی یادم میفته ۲۷ سالم شده ناراحت میشم اما خب گذر عمره دیگه چشامو میبندم باز میکنم میبینم شده ۵۷
این ۲۷ برای من شده بهونه ی جدی برای پیگیری و تربیت خودم ....