آیا عدم تمرکز هیولایی شکست ناپذیر است؟(1)

یکی از مشکلاتی که از خردسالی تا مرگ با آن دست و پنچه نرم می کنیم عدم تمرکز است . هر کسی حتی اگر ادعا کند که توانسته روی تمرکزش کنترل کامل بدست بیاورد باز هم در بسیاری از مواقع نمیتواند به درستی تمرکز داشته باشد . حال با این شرایط باید چه کنیم؟ وقتی می بینیم که عدم تمرکز بالاخره سراغ ما می آید چگونه آن را اداره کنیم و از پس آن بر بیاییم؟

در اینجا میخواهم جور دیگر به این مسئله نگاه کنم . البته این نوشته در مورد افرادی که دارای اختلالاتی هستند که باعث عدم تمرکز شدید می شود نیست و به افراد عادی در اینجا می پردازم.

آیا هر انسان به هر چیزی علاقه دارد و در آن استعداد دارد؟ به طور کلی انسان اگر به چیزی علاقه نداشته باشد احتمال اینکه در آن تمرکز نداشته باشد بسیار بالاست. بهتر است بگویم که ما محکوم به این نیستیم که پا به عرصه ای بگذاریم که مغز ما با عدم تمرکز به ما می گوید من این را نمیخواهم. درست است که در بسیاری از مواقع متاسفانه ما باید با چنین مواردی روبرو شویم که بخش زیادی از آن در حین تحصیل رخ میدهد . ولی اگر خودمان کمی در زندگیمان کاوش کنیم می بینیم بسیاری از این موقعیت ها را خودمان برای خودمان ساختیم یا حداقل اگر هم خودمان این کار را نکردیم ولی باز هم مجبور نبودیم که سراغشان برویم . پس در قدم اول به جای اینکه از 100 تا 0 سه تا سه تا بشمریم و بیاییم پایین و یوگا کار کنیم و بقیه ی روز را به کار هایی بپردازیم که روانمان نمیخواهد ، اول زندگیمان را طوری بچینیم که جسم و روانمان می طلبد و سپس بقیه ی موارد که مجبور به انجام آن هستیم و درصدی از آنها برایمان عدم تمرکز را به ارمغان می آورند را حل کنیم .

این نوشته مقدمه ای بود برای آشنایی با مشکل عدم تمرکز و در بخش های بعد با روش های غلبه بر آن با شما همراه خواهم بود.