خیلی از این صحبت میکنن که فلان رسانه یا بهمان رسانه بعدها ازش یاد میشه که طرف درست تاریخ ایستاده. بهنظرم تاریخ برای ایران هیچوقت طرف درستی نداشته. مُدام بین این پرتگاه و اون پرتگاه بوده. نه اینکه ملیگرا باشم و عاشق وطن و این حرفها؛ اصلاً و ابداً. من فقط دنبال شرایطی هستم که بتونم توش پیشرفت کنم و خودم رو بهراحتی بروز بدم. وطن به کار من که آدم عادیای هستم نمیاد. اینجا وطن زمامدارانِ حکومته.
پناهندههایی که از طریق مرزهای زمینی بهواسطهی قاچاقبرها به کشورهایی مثل آلمان، فرانسه یا انگلیس میرسن از مرزهای کشورهای بالکان (صربستان، بوسنیهرزگوین و...) گیم میزنن.
پ.ن: اصطلاح "گیم زدن" برای این موقعیت خیلی ظریف انتخاب شده. عاری از هرگونه میل به داشتن وطن و کشوری از آنِ خود.
اینو چند شب پیش نوشتم:
رنگ پرچم کشورها مُدام عوض میشود. در میان درختان، این تنِ جامانده از امیدواری را به اینسو و آنسو میکشم. تا مرز صربستان راهی نیست. پلاستیک را وا میکنم. سبزم در جایی گم شده؛ شاید وطنش را پیدا کرده است.
سگ بریند به این اوضاع ما.
امیدوارم اگه هدفتون مهاجرت یا هرچیز دیگهای هست بهش برسید.
پ.ن: "هرچیز دیگهای" برای قشنگیه. تنها راه نجات نموندن تو این لجنزاره. وگرنه اگه واقعاً برای موندن تو اینجا بخوام ابراز امیدواری کنم به خودم و هرنوع امیدواریای که وجود داره خیانت کردم.