Me drown sorrow in that Diablo
Dark Fantasy, Kanye West
دیدن "euphoria" (جزو اون کلمههایی هست که شروعش با حرف کوچیک واضحتر دربارهش توضیح میده) جدا از افکتهای تصویریِ خلاقانهای که داره از این جهت برام لذتبخش هست که چیزهایی که تو زندگی واقعی برام دور از دسترس بودن رو با دیدن این سریال میتونم خیالپردازی کنم. من تا حالا دراگ مصرف نکردم، پارتی نرفتم و تا اینجا زندگی خیلی محتاطی داشتم. ولی خب خودم نمیخواستم اینجوری باشه. مثلاً اگه الان کسی ازم بپرسه چرا کتاب میخونم میگم "بخاطر سرگرمی". چند سال قبل که سودای تغییر دادن چیزهای مختلف تو سرم بود کتاب تاثیر زیادی گذاشت ولی خب واقعاً بهنظرم بهجز سرگرمی و پُر کردن وقت نیازی بهش نمیبینم. البته شاید فقط برای من اینجوریه چون فکر میکنم زیادی انباشته شدم و دیگه بسمه. درهر صورت الان هم که درباره کتاب حرف میزنم عنم میاد و صحبت دربارهی "euphoria" رو بهشدت ترجیح میدم.
شخصیتهای موردعلاقهم:
۱. Fez
۲. Lexi
۳. Ash
و خیلی هم از "Nate" بدم میاد. موردعلاقهترین سکانسی هم که دیدم فکر کنم مربوط میشه به اون قسمت که "Fez" تو پمپبنزین "Nate" رو میبینه و صحبت میکنن و اونجا که موقع سال نو "Fez" میگاد "Nate" رو.
اون دوتا قسمت وسط رو باید ببینم (حواسم نبود قسمت اول فصل دو رو اول دیدم بهجای دوتا قسمت بین دو فصل). چقدر هم مسخرهست. سیاهپوستهایی که آدمهای بدی بودن و الان مسلمون شدن خیلی کلیشهایه. وحشتناک کلیشهایه. یا مثلاً رپرهایی که مسلمون میشن. حرف زدنهای "Ali" منو یاد قیافه پیرمردهای مترو میندازه که انتظار دارن بخاطر سنشون جام رو بدم بهشون. شاید بگی که خیلی خودخواهم. منم میگم:
"SUCK A DICK, DUMBSHIT"

من تازه قسمت اول فصل دو هستم لطفاً اسپویل نکنید. وقتی چیزی برام اسپویل میشه خیلی پرخاشگر میشم.