اغتشاشات دانشگاه تهران - ظهر چهارشنبه ١۴٠١/٠٨/٠۴

نکات جالبی در حرکات شکوهمند نخبگان فرهنگی دانشکدگان کشاورزی و منابع طبیعی وجود داشت.

معترضین، مغتششین(؟)، حدود ١٢ نفر بودند. کمتر از دیروز که ٣٠ نفر، جلوی سلف و غذاخوری، پیک‌نیک کرده بودند(!). تفاوت این ١٢ با اون ٣٠ در این بود که اینها، شعار می‌دادند، راهپیمایی می‌کردند (حیف لغت) و هیجان و تهییج داشتند.


https://uupload.ir/view/%DB%8C%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%B4%D8%8C_%D8%A7%D8%BA%D8%AA%D8%B4%D8%A7%D8%B4_33__0qp2.m4a/
  • فکر کنم همین ضبط صدا هم، کار درستی نباشد؛ چه برسد به ثبت تصویر! ولی خلاف که می‌کنید، حداقل حبسش هم بکشید!

دقیقا به همین خاطر بود که نیرو جذب کردند؛ شدند نزدیک ١٠٠نفر، بلکه بیشتر، بلکه کمتر. حرکتی که هیجان و آشوب و تنش بیشتری داشته‌باشد، بیشتر نیروی (خصوصا جوان) را، جلب می‌کند. حرکتی که بیشتر شبیه بازی‌های ویدیوئی باشد، بیشتر شبیه فیلم‌های سینمایی باشد حرکتی که با تصویر ایجاد شده در ذهن، هماهنگ‌تر و منطبق‌تر باشد.

  • بعضی از بچه‌ها به این اعتراضات مردمی نخبگان دانشجویی، اینطور واکنش نشان دادند:
«بریم تا اینا ما رو نکشتن!»

می‌شود حدس زد که شکل اغتشاشات اخیر هم چرا اینطور بوده؛ اینها ادامه آبان ٩٨ است؟ بله. منتها اونجا مردمی نبودند و اصلا، حرکتی از جانب مردم نبود! اینجا چی؟ اینجا اکثر مردم باز مثل ٩٨ اند و فقط عده‌ای جوان، شاید زیادی جوان(!)، به نیروهای اغتشاشی جذب شدند.

در واقع پوشش و روکش اقتصادی، اتفاقا هیچ ثمره‌ای ندارد. اقتصاد مسئله ریشه‌ای‌تری از این قلقلک‌بازی‌ها ست و این کارها، این کارهای شبه‌فرهنگی، ضدفرهنگی، اینها بیشتر متناسب با عده‌ای و مضر است با جامعه ما. متناسب است با جوانان و مضر است با، جامعه.

از روی نعش ما که رد شدید، ایران آزاد را هم می‌بینید.
از روی نعش ما که رد شدید، ایران آزاد را هم می‌بینید.
  • در واقع شکل اصلی حرکت چنین است:

عده‌ای معلوم‌الحال چه با برنامه، ممکن است پول گرفته باشند یا دنبال گرین‌کارت باشند، ممکن است هیچکدوم و واقعا مخالف باشند، ممکن است دلیل مخالفت‌شان، شست‌وشوی مغزی توسط رسانه‌ها، اخبار بد از ایران، یأس و ناامیدی از کشور، اعتقاد به سیاهی و تباهی ایران، و، و، نارضایتی‌های شدید از کشور باشد که اکثرا هم اقتصادی نیست. وقتی اکثر افراد، جوان و کمتر از ٢۵ سال سن دارند، دلایل اقتصادی برای این حرکت، صرفا یک شوخی و بهانه‌تراشی ست. دلایل اقتصادی فقط هیزم روی آتش اند و نارضایتی را تشدید می‌کنند، هیزمی که اصلا مال این افراد نیست! خیلی از اینها، خانواده‌های نسبتا ثروتمندی دارند و مشکل مالی خاصی هم، ندارند. اینها دغدغه‌شان همان شورت و پوشک است.


تأثیر رسانه از اینجا بارز است که از دیروز، کار می‌کردند روی ٣٠ روزه شدن اغتشاشات و چهلم ژینا، چهلم مهسا، مه‌سا یا مهسا به شکل جدا (مه‌سا) برای بولد کردن و تیتر کردن کلمه مه آیا؟ یعنی ماه؟ اینها بوده کار رسانه‌ای و همان آتشی که، به انبار باروت انداخته اند.

در واقع این اغتشاشات بلاشک، از خارج از کشور خط می‌گیرد و عده‌ای، شاید اکثریتی که بعدا به صف می‌پیوندند، تهییج می‌شوند و تشویق؛ نارضایتی هم دارند، تحلیل خاصی هم از اوضاع ندارند، گول ظاهر نچندان قرص و عوام‌فریبانه این اغتشاشات را می‌خورند و عملا، سادگی نشان می‌دهند. آن روزی که گفتیم جوان سیاسی باشد، سیاسی بودن از نان شب واجب‌تر است گاهی(!)، بخاطر کم کردن همین احولی‌ها و بی‌فکری‌ها بود.


طیف افراد، بیشتر خانم بودند؛ این یعنی همان پوشش و روکش ضعیفی، که قرار است خانم‌ها را گول بزند، به آنها وعده آزادی بدهد. جالب است خیلی از همین خانم‌ها، نه تنها روسری و مقنعه به سر داشتند، بلکه تعداد قابل توجهی هم، حتی یک تار مویشان بیرون نبود! یکی از آنهایی که خوب فریاد می‌زدند، عملا در حدود پوششان، خطایی نبود. این نشان می‌دهد که این دسته، این طیف، این معترضین، این اغتشاشی ها(!)، یک توده درهم‌برهم و بی‌سروشکلی اند، مشابه همانها که به شکل مختلط و با کفش، روی کف زمین، نماز می‌خواندند. در واقع بدون هیچ پشتوانه و خط فکری یا بهتر بگویم، ایدئولوژی‌ای، صرفا سر فریب و اقناع، سر تهییج، سر مهیج بودن کار، سر هیجان، سر اینکه هر کسی، یک دلیلی پیدا کند، سر اینکه ایران و جمهوری اسلامی‌اش، به هر قیمتی باید زده شوند، یعنی دقیقا همان ایده براندازی و ضدایرانی، دقیقا به این دلیل‌ها، بر سر این کار و بر سر مزار آسایش و آرامش این ملّت اند.

این است که یک جنگ فرهنگی ست. این است که جمهوری اسلامی، مردمی دارد که به همین اغتشاشات تن نمی‌دهند، بجای حمایت و پشتیبانی از این مردم، عملا آنها را رها کرده. مسلم است که روز‌به‌روز و سال‌به‌سال، عده‌ای از مردم ما، به سبب نارضایتی‌ها، اکثرا فرهنگی و اقتصادش هم، اقتصاد فرهنگی(!)، به جمع این مغتششین می‌پیوندند.

اما اینها، حتی نمی‌تواند این افراد را، سروسامان و نظم و ترتیب بدهند. نکته این است که برانداز، عملا خسته شده و امیدش به شکست ایران، تقریبا صفر است. این اصلا نباید باعث شود غرور کاذب بکنیم یا، دشمن را دست‌کم بگیریم! شما دشمن را، یکمی هم دست‌بالا و خودت را، یکمی هم پایین‌تر بگیری، بد نیست و اتفاقا خوب است، مثبت است! کار از محکم‌کاری که عیب نمی‌کند، می‌کند؟ اینجا است که باید گفت هدف ضدایران، صرفا ضربه زدن به ایران است. ایرانی که او را گوشه رینگ گیر آورده، حسابی هم می‌زند! منتها او، فقط دستش به همان چهارتا مشت نصفه‌ای می‌رود که، به پهلو و کلیه می‌خورند. از قضا، بخاطر کم‌کاری فوق‌العاده شدید ورزشکار برنده، پهلو و کلیه طرف برنده، یکمی کبود است و زود درد می‌گیرد، زیادی آسیب‌پذیر است. اما فکر کنم دیگر ناک‌اوت شدن رقیب در این راند، قطعی ست.


ما واقعا شرمنده ایم حسن آقا...
ما واقعا شرمنده ایم حسن آقا...

اگر یکم قوای فرهنگی داشتیم، اصلا به چنین مشکلاتی نمی‌خوردیم. مسئله از این نظر مهم است که ذهن مردم را درگیر می‌کند، سیاه می‌کند، ناامید می‌کند، شور و باور را می‌خواباند، بی‌اعتماد هم که خیلی می‌کند! سوپربی‌اعتماد! این مردم هم اگر جوان باشند، اگر جوان ما وسط این معرکه باشد، دیگر بدتر! جوانی که از همه باید بیشتر مراقب باشد، از همه بی‌احتیاط‌تر است. جوانی که از همه باید آگاه‌تر باشد، از همه ناآگاه‌تر است. جوانی که باید از همه امیدوارتر باشد، از همه ناامید تر است و، جوانی که باید آینده مملکت را بسازد، تیشه به ریشه خودش می‌زند (البته الآن عرض می‌کنم که اینطور نیست).

البته این عده معترضین، جوانی به اون شکل نیستند. اکثرا علاف اند، بی‌کار اند، عاطل‌وباطل اند، درس نمی‌خوانند، ادب و نزاکت ندارند، سرشان تو هر جا هست الّا کلاس؛ خلاصه اینها اون جوانانی نیستند که ما رویشان حساب باز می‌کنیم. منتها همین‌ها هم فرزندان این سرزمین اند و ایرانی اند، همین‌ها از قضا، هموطن و شاید، همسایه ما اند. بچه‌های درسخوان و خصوصا نخبه، اصلا درگیر چنین چیزهایی نیستند (ما که ندیدیم!)، مگر وقت هم می‌کنند؟ بچه‌های عادی و معمولی هم، این وسط سرگردان اند. اینها را نمی‌پسندند، جمهوری اسلامی و ایران عزیز هم، دست اینها را، به جایی از خودش و به جایی از ریسمان الهی، بند نکرده. یک مقدار خیلی زیادی هم دلخور اند و نسبت به متظاهرین و کسانی که به اسم دین، به کام خودشان، آبرو برده اند و چوب حراج زده اند به اسلام و مملکت، بغض و ناراحتی دارند. چنین است که از مردم عادی، نمی‌توان زیاد انتظار بصیرت و اعتماد، حمایت از جمهوری اسلامی و ایران را، داشت.