سلام دوستان
بعد غیبت کبری اومدم مجددا پست بزارم
میدونم خیلی انتظار کشیدین
خبر دارم چقدر دعا کردین دوباره برگردم
و خبر دارم چقدررررررر سختی کشیدین در نبود من چقدر دعا کردین و نذر و نیاز دادین که من بتونم این بیست واحد و به سلامتی و بدون پ...رگی زیاد پاس کنم( وقتی با ویرگول زیادی احساس صمیمیت می کنی )
باید بگم همچنان به دعا و نذر نیازاتون ادامه بدین چون اوضاعم خیلییی خیطه 😩
اومدم تو این مسابقه شرکت کنم مدیونین اگه فکر کنین به خاطر جایزه ست یا چیز دیگه ای فقطططط و فقطططط به خاطر علاقه ی شخصی ای هست که نسبت به ماشین و بحث ماشین هست دارم 🙂 (دوستان دوران دانشجویی بهم فشار مالی و روحی و جسمی آورده درک کنین :)🙂
خب عزیزای دل یک نظرسنجی کوچیه به نظرتون دخترا کدوم ماشین و بیشتر از همه دوست دارن ؟




پس چی ؟
هه فکر کردین دخترا این ماشینا رو دوست دارن ؟
واقعا فکر کردین دخترا اینقدر پول پرستن ؟
فکر کردین دخترا اینقدر آهن پرستن ؟
درست فکر کردین ولی.....😂
تنها ماشینی که دختران سرزمینم براش غش و ضعف میرن اینه :

والا به خدا
این ماشینا به چه کار ما میاد وقتی هنوز سینگلیم 🙂
خب قرار بود دنده عقب بزنم به گذشته ؟
اوکی میریم به اولین روزی که من 7 ساله با ارابه مرگ آشنا شدم
اون روزا من تنها چیزی که از ماشین می دونستم این بود که چهار تا چرخ داره و بدون اینکه بهش اسب و الاغ ببندن حرکت میکنه (خیلی تحت تاثیر سریال یوزارسیف بودم :) گذشت و ما ماشین خریدیم
البته داشتیم ولی تصمیم گرفتیم اونو بفروشیم و یکی دیگه بخریم
یه پراید آبی 🙂
اون اولین ماشینی بود که در حضور من توسط پدر گرامی خریداری شد
قبل از اون یک ماشین دیگه بود که گویا بنده هنوز در عالم رویا بودم و متولد نشده بودم
طبق اظهارات اطرافیان بنده با دیدن ماشین ده شبانه روز دورش گشته بودم :)
بچه که بودم همیشه با خودم فکر میکردم چقدر عجیبه که سوار یک ارابه شدم که خودش حرکت میکنه !!
و چقدر عجیب تر که بقیه هم سوار ارابه هایی هستن که اونا هم دست بر قضا هیچ الاغی بهشون وصل نیست و خودشون حرکت میکنن !!
همیشه فکر می کردم چرا موقع حرکت کردن، اون ساختمونایی که دورن با سرعت کمتری حرکت می کنن اما اون ماشینایی که نزدیکن با سرعت بیشتری حرکت میکنن اما اونا ساکن بودن و این ماشین ما بود که داشت حرکت میکرد
بعدش متوجه شدم این یک قانون فیزیکه که دقیق یادم نیست اصولش چیه
یکی از بزرگترین چالش هایی که موقع ماشین سوار شدن با خانواده داشتم و دارم بحث آهنگه !!!
در واقع این داستان از زمانی شروع شد که یکی از دوستام پرسید خواننده مورد علاقت کیه و من در جوابش گفتم عمو پورنگ !!!
اونم با تمسخر یک نگاهی بهم انداخت و گفت اونکه خواننده نیست !
یادمه کلاس اول ابتدایی بودم همون روز اومدم خونه و شروع کردم سرچ کردن تو گوگل
اولین خواننده ای که بالا اومد میثم ابراهیمی بود
چقدر آهنگ دردسر های عظیم و قشنگ خونده ....
روز بعدش سینم و سپر کردم رفتم جلوش و گرفتم گفتم بیبین منووووو آهنگای میثم ابراهیمی و شنفتیییییی ؟ خواننده مورد علاقم اونه افتاااااادددددددد ؟
هیچی دیگه اون روز اولین روزی بود که نظرم سمت موسیقی جمع شد تا همین الان که خدمت شما هستم و این افتخار و نصیب شکیرا کردم که روی صحنه زیر سایه ی من اجرا داشته باشه 😎

هیچی ما هروقت سوار ماشین می شدیم بزنیم به دل جاده سر آهنگ به مشکل می خوردیم سلیقه ی موسیقیایی من با خانواده زمین تا آسمون متفاوت بود ( البته قبل از دوران دانشجویی و زندگیمی خوابگاهی و حواشی اون، ما تو خوابگاه نوحه میزاشتیم می رقصیدیم با آهنگ بندری گریه می کردیم با آهنگ تریاک فروش چایی می خوردیم )
سر همین قضیه همیشه اختلاف پیش میومد من دوست داشتم آهنگ انگلیسی گوش کنم آبجیم آهنگ پاپ می خواست بابامم اخبار رادیو
کلا بابام همیشه صدای آهنگ و کم می کرد پنجره ها رو هم باز می کرد صدای باد میومد خودشم با مامانم بلند بلند داد می زدن صحبت می کردن یعنی من و آبجیم اون پشت گوشامونو می چسبوندیم به بلندگو ها تا چهار کلام از آهنگ و متوجه بشیم
و جالب بود بابام هروقت رادیو رو روشن می کرد صداش و تا آخر بلند می کرد و ما رو هم ساکت می کرد که بشنوه 😂😂
ولی وقتی با داداشم ماشین سوار می شم :
هردفعه میاد دنبالم بجنورد تا آآآاااااااخرررررررر صدارو بلند میکنیم تو جاده میندازیم میایم شهرمون
آخخخ ترکیب اون ستاره های چشمک زن تو آسمون بیابون ( راه شهرمون میخوره تو بیابون ) و ساعت 11 شب و سکوت جاده و صدای معین چه ترکیب قشنگی از آب در میاد
تو راه کلی صحبت می کنیم
از گذشته
از آینده
از حال
از آدما
از دنیا .....
و صدای معین پس زمینه ی حرفامون برامون خاطره می سازه
مطمئنم هیچوقت این شبا رو فراموش نمیکنم
راستش اولش که اومدم در مورد ماشین بنویسم با خودم گفتم چی بنویسم ؟ چرا بنویسم ؟ اصلا از چی بنویسم ؟ از ماشین نداشتم ؟
ولی دست به کیبورد که شدم خاطرات خودشون راه خودشون رو پیدا کردن
بدون اینکه نیاز باشه به مغزم فشار بیارم برای نوشتن کلی داستان عجیب و غریب
و فقط با یادآوری اینکه هنوزم آدمایی رو دارم که باهاشون تو یک ماشین و فقط با یک آهنگ خاطره بسازم :))......
~•°stargirl°•~
پ.ن : ویرگول خیلی رو مخم داره میره میخوام عکس پستم و عوض کنم نمیشه و تو گوشیم میخوام ویرایش کنم نمیشه