دیس کردن (disrespect) بیشتر توی موسیقی رپ کاربرد داره ولی ای کاش یک رویه و بازه چند ساله در سینمای جهان راه بیفته که شاهد شاهکارهای متعدد باشیم...
چند نمونش رو که نسبتا دیس محسوب میشه (صددرصدی و به طور کامل نیست)، براتون مثال میزنم...

اسپایک جونز سال ها پیش با دختر کاپولای بزرگ ازدواج کرد و نهایت سه چهار سال بعدش از همدیگه جدا شدن...
خانم سوفیا کاپولا بعد از اینکه از همسرش جدا شد اثر بسیار زیبا و مفهومی گمشده در ترجمه رو نوشت و اسکارلت جوهانسن و بیل مورای یک فیلم عالی رو که توسط سوفیا خانم خلق شده بود، بازی کردن.
اما سال ها بعد طی یک اقدام فوقالعاده و البته محترمانه، آقای جونز، فیلم Her رو روایت کرد و در کارش از اسکارلت جوهانسن هم استفاده کرد که جوابیهی قویای به بازمانده کاپولا داده باشه...
ای کاش سینما پر بود از این روایت ها...
(البته لازم به ذکر هستش که خانم کاپولا تنهایی رو در حین یک رابطه از منظر خودش روایت کرد و تقریبا ده سال بعد حاج آقا جونز، از منظر خودش تنهایی بعد از یک رابطه رو روایت کرد و خیلی محترمانه نگاه خودشون رو بهم دیگه گفتن)

افخمی با دوست های خودش رفتار خیلی خوب و صمیمانهای داره و با تریلی از روشون رد میشه 🙂
نمونه بارزش عملیات ۱۲۵ هستش که اسم شخصیت لات و لوتِ جنوب شهری رو گذاشت حسین لطیفی و فاتحه لطیفی رو خوند؛ بعدش لطیفی طی یک اقدام برگ ریزون شماره افخمی رو توی قلب یخی پخش کرد😂
(احتمالا بعد از این حرکت افخمی توی سنپطرزبورگ، شماره لطیفی رو پخش کرد) البته بعد از اون هم لطیفی توی پادری جبران کرد 🤕
(البته این مورد هم صرفا شوخی بود و دیس کردن محسوب نمیشه)
☆☆چهار پنج دفعه دیگه بگم البته، رکورد نوشتن این کلمه در ویرگول میشکنه 😬🤕🫠☆☆
☆☆از یکی شندیم که پدر افخمی ها (بهروز و علیرضا) آتش نشان بوده و بهروز افخمی، عملیات ۱۲۵ رو به خاطر ادای دین به پدرش ساخته☆

فقط این مورد دیس محسوب میشه اونم چه دیسی (:
کیارستمی و حاتمیکیا همیشه باهم کارد و پنیر بودن ولی لحظات آخر حاتمیکیا به دیدن کیارستمی رفت تا از دلش دربیاره و منفور سینمای ایران نشه.
تازگیا پخش شده که کیارستمی و نیکی کریمی در رابطه بودن و حاتمیکیا هم به خانم کریمی علاقه داشته و اساس دعوای این دوتا به خاطر خانم کریمی بوده
(ملت چقدر فضولن و بیکار که میرن اینهارو درمیارن آخه و واقعی یا خیالی این مسائل رو پخش میکنن)
☆البته این موضوع یک مسئله فرعی در سینماست و اگر اینجا بازخورد بالایی داشت، خودم هم مطرح نمیکردم ولی چون نهایت ۵۰ نفر میبینن شرح دادم وگرنه نمیگفتم....
خلاصه...
حاتمیکیا توی آژانس شیشه ای با تریلی از روی کیارستمی رد شد و یک شخصیت خلق کرد که درواقع همون کیارستمیه و شخصیت توی داستان میخواد بره فرانسه و آدم سادهلوحی هستش و....
(این نمونه یک دیس خوب بود البته موارد خاص دیگه ای هم توی سینمای ایران و جهان هستش که دیس و دیس بک های خوب و درجه یکی هستش منتهی یادم نمیاد و مثل خوره داره ذهنم رو میخوره که یادم نمیاد🤕☹️🙂)
(البته موارد عام رو میتونم مثال بزنم.
برای مثال تارانتینو توی کارهاش خیلی از جریان ها و مکاتب سینمایی رو مسخره میکنه و از روشون رد میشه که خودش به نوعی دیس کردن محسوب میشه؛ برای نمونه تارانتینو هميشه توی کارهاش بروسلی رو با خاک یکسان میکنه)
(فیلم های پارودی هم مثل مجموعه فیلم کمدیِ نقیضهی فیلم های ترسناک، با افراد شوخی میکنن که البته این مورد دیس محسوب نمیشه)

درپایان هم باید بگم که دو روز پیش میخواستم این مطلب رو قرار بدم ولی حالم خوب نبود و همین امشب هم نمیخواستم منتشرش کنم و الان همینطوری بدون ذوق منتشرش کردم چون هرکسی یک درصد مرام و معرفت توی وجودش باشه حالش از این وضعیت کنونی بهم میخوره و به این شرایط حساس کنونی که سالهاست لق لقه زبان مسئولین هستش تف و لعنت میفرسته...
شاید من با خیلی از مسائل و جریان ها مخالف باشم و بین اعتراض و اغتشاش حریم باریک قائل باشم ولی به یک چیز اساسی معتقدم:
عالیجناب علی حاتمی در هزاردستان یک دیالوگ مینویسیه و استاد نصیریان بازیش میکنه و استاد طهماسب با صدای بینظیرش اون رو بیان میکنه:
پیروزی محرومان قطعی است. دلنگرانی ما از خودخواهی آدمیاست که میخواهد با چشمان خود شاهد پیروزی باشد. پیروزی رویت خواهدشد حتی اگر در کاسه چشمان من و تو گیاه روییدهباشد...
پایان.