ویرگول
ورودثبت نام
حواری سیزدهم
حواری سیزدهمشما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم. (آلبرکامو)
حواری سیزدهم
حواری سیزدهم
خواندن ۱ دقیقه·۱ سال پیش

در مسیر بازگشت...

بساوش انگشتان تو...

یک‌لمحه...

کوتاه و ناشکیب...

بی‌نصیب...

صاعقه‌ی نفس‌زدنی

به وسعت یک دیدار...

بالای پلکان برقی...

بارش ریزریز لبخندی...

...

بر نگاهت... لبت...

عطر غربت و حلاوت آشنایی...

زعفران و قند و مرض...

عطر هل... و زهر هلاهل...

سلامی شتابناک...

به ضرباهنگ خداحافظی ...

روان روان... مثل دو جوبار...

موازی همدیگر...

در مسیر مخالف...

تو می‌روی و من می‌آیم...

رو به بالا...

رو به پایین...

رها می‌کنم...

تو را... خیال را... عشق را...

توی دالان مترو...

ابستگاه عبدل‌آباد...

می‌گذریم از هم...

تا ابد...

۷
۰
حواری سیزدهم
حواری سیزدهم
شما در میان سکوت اجساد فاتح خواهید بود و این فتحی است که من هرگز بدان رشک نمی‌برم. (آلبرکامو)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید