ویرگول
ورودثبت نام
Mahsa
Mahsaدر باب روزها.
Mahsa
Mahsa
خواندن ۱ دقیقه·۱۰ ماه پیش

پراکنده‌جاتِ بازگشت.

بعد از دو ماه برگشتم خوابگاه و میل سخنم با همه هست:)) خوشحالم که بالاخره برگشتم به این زندگی. دلم برای دسشویی کثیف و اتاق شلوغ و بچه‌هامون تنگ شده بود. تختمو با تخت بالا و قبلیم عوض کردم و از دیدن سقف و داشتن فضای شخصی کمتر و فضای راحتی بیشتر خوشحالم. ۸ تا بغل محکم و گنده گرفتم از بچه‌ها و روحم شاد شد از اینکه دوباره کنارشونم. مامان هم یه کوچولو گریه کرد باز! دلم تنگ میشه براشون، ولی اینجا بودنمو با چیزی عوض نمی‌کنم. این شهر، شهری نیست که عاشقش باشم. این خوابگاه، خوابگاهی نیست که راضیم کنه. ولی حال خوب من تو این شهر و تو این خوابگاهه. خونه موندن فقط اندازه یک هفته خوبه، بیشترش خطرناکه! چون داشتم مغزمو درمیاوردم بذارم دم در، مثل گوشام. گوشام دوباره کمتر می‌شنوه، دکتر هم باید برم. امروز اکثر هم‌کلاسی‌ها رو دیدم و خیلی هم خوشحال نشدم از دیدنشون. این مدت داشت یادم می‌رفت چقدر اوضاع انتخاب واحدم خرابه، امروز متوجه شدم چندتا درس مشکل اساسی داره و باید پاره شم تا بتونم برسونم خودمو و جبران کنم اشتباهات و عقب‌‌افتادگی‌هامو. سر همونم کل کلاس آمار رو داشتم محاسبات (تعداد واحدهای مونده) انجام می‌دادم تا درستش کنم. راه جبران دارم و امیدوارم از پسش بربیام. دیگه واقعی داریم درسای پزشکی می‌خونیم! واقعیِ واقعی! خیلی خوشحالم که درسامون جدی شده و بالاخره انگل و باکتری و ویروس و قارچ تموم شدن. این ترم برنامه دور شدن از دیگران و نزدیک شدن به خودم و درسامه.

بهار ۰۴

قبول ندارین که بهار خیلی قشنگ‌تر و دوست داشتنی‌تر از پاییزه؟ البته بدون فکر کردن به اینکه همه رفته بودناشونو میذارن واسه پاییز.
قبول ندارین که بهار خیلی قشنگ‌تر و دوست داشتنی‌تر از پاییزه؟ البته بدون فکر کردن به اینکه همه رفته بودناشونو میذارن واسه پاییز.


۹
۴
Mahsa
Mahsa
در باب روزها.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید