
بر اساس گزارش های سیاستی و تحلیلی اندیشکده آینده وضعیت پس از جنگ رمضان نشان میدهد که اتکا به مذاکرات جاری (با امید به توافقاتی مانند برجام یا کنترل مشترک هرمز) اشتباه محاسباتی خطرناکی است. شواهد نشان میدهد دشمن به دلیل عدم دریافت آسیب جدی و تشدید فشار اقتصادی بر ایران، مذاکرات را فقط برای خرید زمان و آمادهسازی جنگ بعدی استفاده میکند. بنابراین باید یک طرح «دفاع مدنی همهجانبه» با تمرکز بر حل رکود اقتصادی، تأمین مالی بدون تورم و فعالسازی ظرفیتهای صنعتی معطل اجرا شود تا کشور در مخاصمات آینده تابآور بماند.
*۱. برآورد سناریوهای جنگ و زمانبندی*
عواملی که به جنگ رمضان منجر شد هنوز وجود دارد. انتظار صلح در این شرایط منطقی نیست. سناریوهای محتمل:
*فریب و حمله غافلگیرانه:* آمریکا با دادن امتیازات کوچک، ایران را غافلگیر نگه میدارد و آماده حمله میشود. زمان احتمالی: شهریور (برای استفاده در انتخابات کنگره) یا نیمه آبان تا نیمه دی (بعد از انتخابات).
*تهاجم منطقهای:* حمله مجدد اسرائیل به تنهایی یا با کمک برخی کشورهای خلیجفارس و گروههای تکفیری.
نظام باید فرض کند جنگ قطعی است و تمام ظرفیتهای اقتصادی و اجتماعی را برای رویارویی آماده کند.
*۲. بحران اقتصادی پساجنگ (مثلث رکود)*
کسبوکارهای کوچک و صنایع آسیبدیده در یک رکود سهجانبه گیر کردهاند:
*–* کمبود پول (سرمایهها در بورس قفل شده یا کسبوکارها تعطیل شدهاند).
*–* کمبود مواد اولیه (به خاطر تورم و آسیب به صنایع بزرگ).
*–* کاهش تقاضا (مردم قدرت خرید ندارند و کمتر خرج میکنند).
*۳. تأمین مالی بدون تورم با مشارکت مردم*
برای خروج از رکود نمیتوان به چاپ پول دولتی اتکا کرد چون تورم شدید ایجاد میکند. راهحلهای جایگزین:
*الف) آزاد کردن پولهای بلوکهشده:*
*–* وام بانکی به سرمایهگذاران تا ۵۰٪ ارزش سهامشان در بورس.
*–* وام به مردم در ازای گذاشتن طلا و ارز خانگی به عنوان وثیقه (با تضمین قطعی دولت برای برگرداندن داراییها).
*ب) سرمایهگذاری جمعی و خصوصیسازی:*
*–* استفاده از سرمایهگذاری جمعی برای بازسازی صنایع بزرگ (مثل فولاد) که مردم سرمایه بگذارند و سهام بگیرند.
*–* واگذاری صنایع آسیبدیده به بخش خصوصی با معافیتهای ویژه و جذب شرکای خارجی برای پروژههای زیرساختی.
*–* توقف یارانههای نقدی خرد و هدایت این پول به سمت احیای صنایع بزرگ.
*ج) احیای اقتصاد خرد:*
*–* فعال کردن تعاونیها (با استفاده از قوانین صد ساله موجود).
*–* ترویج مدل پیشخرید که مردم از قبل پول بدهند و کسبوکارهای کوچک سرمایه در گردش داشته باشند.
*۴. طرح اضطراری زنجیره تولید و پدافند صنعتی*
با توجه به آسیب برخی صنایع بزرگ، باید سریع ظرفیتهای موجود را بازآرایی کرد:
*انتقال ظرفیت تولید:* کارگران کارخانههای آسیبدیده (مثل فولاد) باید فوراً به کارخانههایی که قبلاً به دلیل مشکلات مختلف با ظرفیت کامل کار نمیکردند منتقل شوند. مواد اولیه هم به این خطوط داده شود.
*مدلهای قانونی موقت:* این خطوط میتوانند به صورت تعاونی، واگذاری موقت یا حقالعملکاری اداره شوند تا عرضه در بازار کم نشود.
*پراکندهسازی صنعتی (پدافند غیرعامل):* ظرفیتهای خالی در کارگاههای کوچک شهرکهای صنعتی باید شناسایی و وارد زنجیره تولید شوند. این کار علاوه بر سودآوری اقتصادی، خطر نابودی متمرکز صنایع در حملات بعدی را کم میکند.
*۵. دیپلماسی پیمانکاری و پیوند ژئوپلیتیک با اقتصاد*
تنگه هرمز نباید فقط ابزار نظامی باشد، بلکه باید با دیپلماسی اقتصادی ترکیب شود.
*صدور خدمات فنی و مهندسی:* شرکتهای بزرگ ایرانی (مثل مپنا) باید با حمایت دولت وارد اجرای پروژههای زیرساختی در کشورهای خلیجفارس شوند (ابتدا کشورهای کمریسکتر مثل عراق و عمان).
*شبکهسازی داخلی:* این شرکتهای بزرگ بعد از گرفتن پروژههای ارزی، باید بخشهای اجرایی را به شرکتهای کوچکتر داخلی بسپارند. این کار همزمان ارزآوری، اشتغالزایی و کاهش نفوذ اقتصادی غرب در منطقه را به همراه دارد.
*۶. موتورهای کلان توسعه: مسکن و صنایع دفاعی*
دو پروژه بزرگ باید فوراً به عنوان موتور اقتصاد پساجنگ و تقویت دفاع اجرا شود:
*الف) تفاهم راهبردی با چین برای ساخت انبوه مسکن:*
بخش مسکن میتواند بیش از ۱۰۰ صنعت وابسته (فولاد، سیمان، تاسیسات و...) را فعال کند.
*مدل اجرایی:* استفاده از پیمانکاران چینی با تفاهمنامه مشترک (تأمین مالی از طریق تهاتر انرژی یا سرمایهگذاری مستقیم ارزی) برای انتقال فناوری ساخت سریع و انبوه مسکن.
*مشارکت مردمی:* بخشهای تکمیلی و تأمین مصالح به تعاونیها و تولیدکنندگان داخلی واگذار شود تا هم مسکن ارزان تأمین شود هم نقدینگی سرگردان به سمت تولید برود.
*ب) توسعه صنایع اسلحهسازی با مشارکت بخش خصوصی:*
با توجه به تهدیدات قطعی آینده، انحصار دولتی در تولیدات دفاعی باید شکسته شود.
*مدل اجرایی:* توسعه صنایع نظامی دوگانه و برونسپاری قطعهسازی تجهیزات دفاعی به شبکهای از کارگاهها و کارخانجات خصوصی.
*دستاورد راهبردی:* این کار زنجیره تأمین نظامی را پراکنده میکند و آسیبپذیری در برابر حملات هوایی را کم میکند (پدافند غیرعامل)، و با ایجاد بازار جدید، اشتغال گسترده برای نخبگان فنی و مهندسی ایجاد میکند.
*نتیجهگیری و توصیههای قطعی*
منتظر صلح ننشینید، این مقدمه شکست در جنگ بعدی است. دولت باید فوراً قرارگاه بازسازی اقتصادی پساجنگ را با محوریت «مشارکت مردم» تشکیل دهد. عدم دخالت تورمزای دولت، هدایت نقدینگی خرد به تولید، استفاده اورژانسی از ظرفیتهای خالی شهرکهای صنعتی برای پراکندگی پدافندی، و پیوند قدرت کنترل هرمز با قراردادهای بزرگ پیمانکاری منطقهای، خطوط قرمز راهبردی برای عبور موفق از این دوره و آمادگی برای تقابل آتی است. زمان برای اجرا بسیار محدود است.