افسردگی

حالم از این دنیا و آدم هاش بهم می خوره!

هرازگاهی از خودمم متنفر می شم!

غم و غصه تو دلم رو نمی تونم ابراز کنم!

یعنی خودم هم نمی دونم علتش چیه!

فقط ناراحتم.....

سردرد هامم که دیگه نگو.

ای کاش حداقل می تونستم خوب بخوابم تا کمی،حداقل کمی از این احساس رها بشم!

عشق...

هیجان....

شادی از ته دل....

به وجد آمدن.....

یادم نمیاد که کی برای آخرین بار تجربشون کردم.

دلم می خواد توی این دنیا نباشم!

اما با وضعیت فعلی من حتی پیش خدا هم جای خوبی ندارم!

حتی بدتر از اینجا!

فقط می خوام از این دنیا جدا باشم!!

بهم می گید مثل افسرده ها رفتار نکنم ولی من مثل اونها نیستم خودم افسردم!

درکم نمی کنید

هیچکدومتون نمی دونید که دنیای من چه رنگیه!

اگه متوجه بشید زندگیم نه تنها بهتر نمی شه بلکه بدترم میشه!

و تنها تلاشتون برای درمان من اینه که می گید(سعی کن افسرده نباشی!)