جهان رو نوشتن آفرید ✒️ و نوشتن شگفتی جهانه. ❤️
نوشتن آفرینش در کوچیکترین و شیرینترین شکلشه. چرا میل به این آفرینش برام فقط و فقط بیشتر میشه!؟ این اثرآفرینی چهارفصله. نوشتهها فصلهای سال هستن. متغیرن. بیپایانن. و هر بار که بهشون برمیگردی یه چیز تازه کشف میکنی. با حرکت دادن چند مهره میتونم محتوایی که میخوام رو به هر سبکی بنویسم. با هر لحنی که تصورش رو میکنم. این کار برای من حدود چهار سال پیش به مرثیه و رویا و خانوم بچههاش شبیهتر بود. مواجهه با کلمههای خودم رو عقب مینداختم. در تواضعی منفعلانه و ناکاراومد. نوشتن، ذوقی و دستی به قلمی راست داشتن، میخواست. داشتم. این روزها قلمهی جسارت هم دارم. برام عجیبه که نتیجه جلوتر و بزرگتر از منه. ❤️✒️
و از همه عجیبتر این که تونستم زمان مناسب و تمرکز کافی برای هر بخش رو پیدا کنم. نه خیلی زیاد نه خیلی کم. فیکس. هر نوشته برام مثل یه درخت سبز پر از ساقههای ریژ و کوچیکه. و هر بار که شروع میکنم حس میکنم یه گوشهی تازه از خلاقیتم کشف میشه. مثل لذت کشف یه فیلم یا کتاب تازه. مثل فرو کردن پرچم اکتشافی لای آخرالزمان گلدونی به اسم دنیا. ❤️✒️
واقعا، هیچ چیز لذتبخشتر از این نیست که خلاقیت در نوشتن + با نظم برنامهریزیشده ترکیب بشه و در لحظهی درست میوههای عجیب شیرینی بده. و این اشتیاق مستمر، در مدت کم نتیجهاش چیزی باشه که خودت هم ازش شگفت زده میشی. ❤️✒️
اگه یهوییترین عطسه رو هم بکنی یه اسقف تقریبا اعظمی این حوالی پیدا میشه تا شلنگ آب رو بگیره روت و بگه روی لینک زیر کلیک کن تا برای کودکان بیمار پول جمع کنیم! و بعد بره به هوای غسل تعمید، خودش، پولها و شهرو به آتیش بکشه. پس با احترام بنویس هر آن چه که قلم عاشقت میخواهد. ❤️✒️
دوست داشتن نوشتن ✒️ رو دوست دارم. ❤️
