ویرگول
ورودثبت نام
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is LookingAuthor
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
خواندن ۱ دقیقه·۳ ماه پیش

نویسندگی خلاق و مینیمال در سبک ادبیات غربی

صبح بود و شهری که دریا داشت آرام نفس می‌کشید. موج‌ها کوتاه می‌آمدند، درست و بی‌صدا. غوک‌های بنفش در آب نقره‌ای می‌لرزیدند. من روی خاک روشن جزیره ایستادم و به هرمز نگاه کردم.

زمان که می‌گذرد، همه‌چیز زیبا و غم‌ناک می‌شود. از دور آرام است. از نزدیک نه. هرچه مردان دریا سر راهش گذاشتند، شکست و بلعید. طبیعت همین است؛ سخت و بی‌تخفیف.

باد بالا آمد و قطره‌ها را با خود برد. صدا تغییر کرد. او زن بوده؛ آرام، لجوج، قوی. من فقط می‌توانم منتزر بمانم تا دوباره اجازه بدهد نزدیک شوم.

غذای دریایینویسندگی خلاقمینیمالیسم
۰
۰
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید