ویرگول
ورودثبت نام
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is LookingAuthor
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
خواندن ۱ دقیقه·۱ روز پیش

هر آرتیستی، هنرمند است؟

می‌نویسم از جایی که می‌ترسم.
از جایی که می‌دانم حرف‌زدن صادقانه دربارهٔ هنر و اخلاق، بیشتر شبیه قدم‌زدن در تاریکی‌ست تا اعلام یک موضع روشن.

«آرتیست بودن» واژهٔ سنگینی‌ست؛ گاهی آن را به‌جای «انسان بودن» استفاده می‌کنیم تا بار خطاهایمان سبک‌تر شود. می‌گوییم آرتیستم، و انتظار داریم بی‌قیدی‌مان خلاقیت نام بگیرد، خودخواهی‌مان نبوغ، و فرارمان از مسئولیت، حساسیت هنری.

اما آیا واقعاً می‌شود جدا کرد؟
آیا می‌توان با دستانی آلوده ـ به دروغ، به استثمار، به خودفریبی ـ اثری آفرید که خودش پاک باشد؟ یا آن آلودگی، مثل رنگی عصبانی روی پالت، ناگزیر در بافت اثر نفوذ می‌کند؟

هنر اگر فقط مُسکن باشد، اگر فقط راهی برای خودنمایی یا پنهان‌شدن از خویشتن، شاید هنوز به پختگی نرسیده باشد. بهبود به معنای قدیس شدن نیست؛ به معنای رویارویی است. اگر هنر حتی یک ترک کوچک در زنجیرهای ذهنی خودت ایجاد نکند، چه تفاوتی با یک «اعتیاد پیچیده» دارد؟

من از اخلاقِ قانون‌مند حرف نمی‌زنم؛ از صداقت در برابر خودت می‌گویم. اثری که از زندگی جدا باشد، توهم است. هنر از همان زندگی می‌آید؛ فقط فشرده‌تر، عریان‌تر.

شاید اصل هنر، اگر واقعاً هنر باشد، ناگزیر به مسئولیت گره می‌خورد؛ مسئولیت در برابر حقیقتی که ادعای بیانش را داری، و تأثیری که بر دیگری می‌گذاری.

این متن نسخه نیست؛  فقط دعوتی‌ نیکوست به شک. به این پرسش ساده و به گمانم دردناک. آیا آنچه خلق می‌کنم مرا انسان‌تر می‌کند، یا فقط نقابی‌ست که پشتش پنهان می‌شوم؟

مسئله این نیست که «هنر اخلاقی است یا نه».به این فکر کن که آیا حاضرم بهای حقیقتی را که می‌سازم، در زندگی‌ام هم بپردازم؟

هوش تصنعی جایی هم برای اینجور آرتیست‌ها باقی خواهد گذاشت؟
هوش تصنعی جایی هم برای اینجور آرتیست‌ها باقی خواهد گذاشت؟

هنرهنرمندرشد فردیپیشرفترویاپردازی
۲
۱
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید