ویرگول
ورودثبت نام
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is LookingAuthor
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
خواندن ۳ دقیقه·۱۱ ساعت پیش

وقتی موفقی ولی فکر می‌کنی شیادی | قصه‌ی دغل‌بازی در ایران

تا حالا شده یه لحظه واستی و با خودت بگی:

«صبر کن… نکنه دارم سر همه رو شیره می‌‌مالم؟»

مثلاً توی یه جلسه کاری نشستی، بقیه دارن جدی سر تأیید تکون می‌دن، تو هم بالغ و منطقی می‌زنی، ولی ته دلت یه صدا می‌گه: «ینی می‌فهمن که ایده‌ام دوزار نمی‌ارزه؟ … الان لو می‌رم!» 😐

یا قبولت می‌کنن، تشویقت می‌کنن، یه موفقیت درست‌وحسابی به دست می‌آری و به‌جای قند و نبات تو دلت آب شدن، استرس می‌گیری: «حتماً قاطی کردن. اینا منو با یکی دیگه اشتباه گرفتن.»

اگر این حس‌ها آشنان، تبریک می‌گم 🎉

تو عضو رسمی باشگاه شیادان خیالی هستی.

اسم شیک و دانشگاهی این ماجرا رو گذاشتن Imposter Syndrome؛ همون سندروم ایمپاستر خودمون. یعنی حالتی که آدم، با وجود تلاش واقعی و دستاورد واقعی، ته دلش باور داره که «من لیاقتش رو ندارم»، «شانسی بوده»، «بقیه خیلی بهتر از منن» و فقط منتظره اون روزی که دستش رو بشه و همه بفهمن روباره دغل‌بازه یا گربه‌نر مکار😅

جالب اینجاست که اگه بخوام فالتو بگیرم (که خب فالگیرم هستم 😌)، احتمالاً یا هنرمندی، یا دانشجوی ارشد و دکتری، یا جزو اونایی که کارشون رو خیلی جدی می‌گیرن.

دیدی؟ فالگیری خاصی هم نمی‌خواست؛ پژوهشگرها سال‌هاست دیدن این حس دقیقاً بیشتر سراغ شماها میاد. آدم‌های حساس، مسئولیت‌پذیر، باهوش، کمال‌گرا.

داستان از کجا بامزه‌تر می‌شه؟

از جایی که یه عده بیرون، با اعتمادبه‌نفس فولادی، موفقیت‌هاشون رو می‌چسبونن به نبوغ ذاتی خودشون 😎 و شکست‌هاشون رو حواله می‌دن به بدشانسی و چشم‌زخم و شرایط بد.

اون‌وقت یه عده دیگه، که واقعاً جون کندن، شب‌بیداری کشیدن، تمرین کردن، شکست خوردن و دوباره بلند شدن، هیچ تحسینی رو نمی‌تونن هضم کنن. یکی می‌گه «آفرین»، سریع جواب می‌دن: «نه بابا… شانسی بود»، «می‌تونست بهتر باشه».

بعد هم با خودشون قرار می‌ذارن: «بیشتر کار می‌کنم تا ثابت کنم لیاقتش رو دارم.»

کار می‌کنن. نتیجه می‌گیرن.

و دوباره: «نه… این که چیزی نبود. اینم شانسی بود!» 🤦🏻‍♀️

حالا بیایم صادق باشیم؛ چرا توی ایران این حس انقدر زیاد دیده می‌شه؟

چون وقتی توی یه سیستم بزرگ می‌شی که توش همیشه معلوم نیست موفقیت از کجا اومده، رابطه کجاش بوده، بی‌عدالتی کجا اثر گذاشته، حتی آدم لایق هم شروع می‌کنه به شک کردن. با خودش می‌گه: «نکنه منم فقط سوار موج شدم؟»

از اون طرف، از بچگی یادمون دادن تعریف رو پس بزنیم، خودمون رو کوچیک کنیم، بگیم «قابلی نداشت». این فرهنگ، وقتی با رقابت خفه‌کننده، خانواده‌های همیشه‌ناراضی، و مقایسه‌های اینستاگرامی قاطی می‌شه، یه ذهن همیشه‌ناراضی می‌سازه که هیچ‌وقت از خودش راضی نیست.

اقتصاد ناپایدار، آینده‌ی مبهم، ترس از سقوط… همه‌ش بنزین می‌ریزه روی آتیش این فکر که «هر لحظه ممکنه همه چی ازم گرفته بشه، چون من واقعاً اون‌قدرها هم خوب نیستم.»

نکته‌ی خنده‌دار/تلخ ماجرا اینه که توی همچین فضایی، داشتن سندروم ایمپاستر تقریباً می‌شه نشونه‌ی سلامت روان 😶

چون معمولاً کسایی دچارش می‌شن که براشون کیفیت مهمه، نه ادا. آدم‌هایی که واقعاً دلشون می‌خواد کار درست انجام بدن، نه فقط دیده بشن.

حالا چیکار کنیم با این شیاد درون؟

اول از همه، با خودت مثل دشمن حرف نزن. اگه دوستت یه پروژه رو خوب جمع کنه، بهش نمی‌گی «الکی بوده». پس با خودت هم این‌طوری رفتار نکن ❤️

دوم، موفقیت‌هات رو ثبت کن. واقعاً. بنویس. نگه دار. روزهایی که ذهنت می‌ره روی حالت «من هیچی نیستم»، اینا سندن، نه توهم.

سوم، قبول کن هیچ‌کس اون‌قدرها هم کامل نیست. پشت هر آدم «موفق»، یه عالمه اشتباه و ترس خوابیده که تو نمی‌بینی.

و مهم‌تر از همه! درباره‌اش حرف بزن. می‌بینی نصف آدم‌هایی که فکر می‌کنی خیلی خفن‌تر از تو هستن، دقیقاً همین حس رو دارن.

نازنین‌،

فرصت‌ها برای همه پیش میاد. فرقش اینه که یکی آماده‌ است ازش استفاده کنه، یکی نه. آماده بودن یعنی همون شب‌بیداری‌ها، همون مهمونی‌هایی که نرفتی، همون استرس‌ها، همون لقمه‌هایی که به زور پایین رفت.

این‌ها شانس نیست. این‌ها بهای نتیجه دادن تلاش‌هاته.

تو شیاد نیستی. تو فقط زیادی سخت‌گیری. و این، اگر درست هدایت بشه، می‌تونه نقطه‌ی قوتت باشه ✨

سندرم ایمپاسترتوسعه فردیرشد شخصیپیشرفتمشاوره
۳
۱
Who Are You When No One Is Looking
Who Are You When No One Is Looking
Author
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید