بیست و پنجی که نوشتم تا یادم بماند رفتارم چقدر اشتباست...

مامانم یکی از آدم‌های زندگی من هست که بی‌نهایت آزارم داده است. اما مادرم است و دوستش دارم. هر چند کنارش بودن را نمی‌توانم تحمل کنم. امشب حس کردم پا جای پای مادرم گذاشته‌ام. کسی که دوستش دارم را آزار می‌دهم و او فقط به دلیل اینکه مرا دوست دارد و نبودنم برایش آزار دهنده است سعی می‌کند مرا کنار خودش نگه دارد. وقتی یک هفته پیش کنارش بودم حس می‌کردم یک جای کار می‌لنگد. و حالا متوجه می‌شوم که من آزارش می‌دادم با حرف‌ها و رفتارم و او برای تحمل کردن سعی می‌کرد دور باشد و من دلخور می‌شدم از دور بودنش و رفتارم بدتر می‌شد و او دورتر می‌شد و این دور باطل ادامه پیدا کرد...

چیزی که دردناک است آن قسمت ماجراست که بپرسم وقتی آزارت می‌دهم چرا تحملم می‌کنی و بگوید بله خیلی آزارش می‌دهم و اما نمی‌داند چرا تحمل می کند و پشت بندش بگوید چون هنوز دوستم دارد. چطور فرو ریختم بعد از خواندن این جمله بماند... او دارد تلاش می‌کند مرا کنار خودش نگه دارد، در حالیکه هیچ‌کدام ما نمی‌پذیرد رفتارش اشتباه است... {داشتم درباره یکسری رفتارها می‌نوشتم اما دیدم گفتنش واقعن فایده ندارد. چون دقیقن به این مرحله رسیده‌ایم که من بگویم فلان رفتار ناراحتم می‌کند و او بگوید به دلیل فلان رفتار خودت است و من بگویم پس فلان رفتار تو چی و او بگوید مشابه رفتار خودت رفتار کردم و...و...}

اینکه با هم می‌جنگیم خوب است اما اینکه هیچکدام نمی‌پذیریم، فقط زخم زدن است. زخم‌های بازی که او توان فراموش کرذنشان را دارد - یا اینطور فکر می‌کند که دارد- و من نه... و می‌شوند پایه‌ای برای آزارهای بعدی...

می‌دانید چقدر دردناک است کسی که از عمق وجودت دوستش داری را آزار بدهی؟ می‌دانید دردناکتر از آن، زمانی‌ست که تصمیم بگیرید دیگر نباشید، که آزارش ندهید؟ برایتان پیش آمده بخواهید دور بمانید از کسی که نفستان به نفسش بند است؟ پیش آمده که برای نیازردنش از او بگریزید؟ چطور می‌توانم توضیحش بدهم؟ چطور می‌توانم این دردی که دارد وجودم را می‌خورد توضیح بدهم؟ خاستم سکوت باشم، بیشتر اعتراض کرد... پس غیر از نماندن مگر راهی دارم؟

آزاردهنده‌تر از آن حسی است که مثل خوره به جانم افتاده که او دیگر دوستم ندارد فقط ترس رها شدن از بند عادت به دوست داشتن ناراحتش می‌کند. چقدر امشب درد دارم در وجودم...

و چقدر این وبلاگ شده است جولانگاه ناله‌های من...