دوازده

دیروز تولد دخترک و داداش کوچیکه بود، خواهرزاده بعد از مدت‌ها تصمیم گرفته بود دخترک را سورپرایز کند. حالا این وسط نوبت چکاپ من بود از ساعت یک تا ساعت شش توی مطبی که همه خسته و عصبی بودند نشسته بودم، منتظر جواب نماندم و برگشتم خانه. با خواهرزاده هماهنگ کردیم برویم کافه و این وسط من آنقدر سوتی دادم که نصف مزه‌ی سورپرایز دخترک از بین رفت...

سونوگرافی‌هایم خوب بود. البته کبد عزیزم به خاطر شیمی‌درمانی چرب شده... خانم دکتر در حال سونو کردن این را گفت، و گفت نگران نباش به مرور خوب میشود... حالا این وسط من که فقط نشسته‌ام توی خانه و بیرون نمی‌روم حتا برای پیاده روی، نمی‌دانم کبد بیچاره چطور می‌خواهد خودش را خوب کند. آزمایش آنزیم‌های کبد هم دارم، آنرا هم انجام بدهم تا ببینم بالاخره تصمیم می‌گیرم کمی به ورزش هم فکر کنم یا نه :))