
آزادی شده مثل یه پرتگاه برای دره ی ببرها
من مثه یه بره موندم میون این همه کفتار
اگه حرفام مثه تیغه پس بزن رگ کلامو
بزن از ریشه جدا کن تموم این خاطراتو
همه ی ثانیه ها باز منو به بازی گرفتن
دلمو از توی زندان به هوسبازی گرفتن
همه ی فرشای قرمز زیر پاهامون سیاه شد
همه ی ترکشا اینبار، یه صدا چه بیصدا شد
همه چی به رنگ خورشید تو غبار سایه ها رفت
گرمیه صدای مهتاب تو خیال هاله ها رفت
منو از من پس بگیرید ،ببرید تو دل دره
من همون صدای سازم ،که شدم مثل یه بره