هزاران جنازه...
صدها چشم از دست رفته.
میلیون ها امید به خاک سپرده شده.
گویی در ترسناک ترین سریال قرن نتفلیکس زندانی شده ایم جایی که مادران برای تحویل جنازه فرزندانشان باید پول بدهند و قاتل ها نقاب بر صورت فریب امنیت به خوردمان میدهند
از مقتول ها کوه میسازند و به آن مینازند
از همه جا جنازه میبارد و هیچ کس را نمیتواند متهم کرد چون متهمان خود قاضی اند
حتی در تصورات کودکان دیگر بجای ستاره های دنباله دار تیر ها رقص میکنند
تیر ها!
تیرها....
زخمیان از بیمارستان میگریزند چرا که بیمارستان قتلگاه شده است برای بهبود آسیب دیدگان تیر خلاص میزنند.
تیر ها!
اگر تیر ها نکشند چی؟
آنوقت تو را در آبشار خون که بر زمین میتازد خفه میکنند
اگر خفه نشدی چی؟
طناب دار بر گردنت میندازند.
اینحا حکم همه مرگ است.
و جرم آزادی.

آب