من آمده ام، وای وای من آآآآآآآمده اااااام (هفتم برج جدی سنه ۱۳۹۶)

تصدقمان گردید، فدایمان بشوید، قربانمان بروید که باز آمدم باز آمدم با عشوه و ناز آمده ام. هیچ عذر تقصیر هم بر گردن ما نیست. مگر این سیاهه که می‌نگاریم ارث پدر شماست که حالا یکی دو سه هفته نبودیم طلبکار شدید شپشوهای بدبخت. حقیقتش را بخواهید می‌خواستیم ببینیم چقدر و تا کجا ماتحت ما همایونی ما فراخ و دل شما تنگ می‌گردد که دیدیم اینان جملگی در خواص کشسانی و ارتجاع پذیری بی همتایند. حالا کاش یک نفر بود سر ما غر میزد، ناله‌ای می‌کرد و مجبورمان می‌نمود تا دست از بخل و حسد برداشته، تلالوی دانشمان را بیشتر بر دلهای سیاه شما بتابانیم. اینها به کنار، حتی یک نفر نیست در حمام لیف بکشدمان یا سرمان را بتراشد. تفو بر تو ای چرخ گردون تفو.

حالا یادمان نیست در این دو سه هفته چه می‌کردیم ولی همین امروز را به خاطر می‌آوریم. البته فی‌الحال که امروز و دیروزمان یکی گشته و از غصه‌ی شما که در جهل و ضلال به سر می‌برید خواب به چشمم نیامده به قول شاعر معروف سعدی علیه الرحمه که می‌فرمود:

من از بی‌نوایی نیم روی زرد غم این رعایای گریگوری بی‌سواد رخم زرد کرد

حالا خیلی هم درست نیست به هر بهانه‌ای منت بر سر شما بگذاریم. راستش را بخواهید تیم فوتبال محبوبمان حضرت اینتر میلان بزرگوار دیشب در جام حذفی به مصاف شیاطین لنگی آ ث میلان رفت، بیدار ماندیم به تماشایش. آخر خدایا بار الها پروردگارا عظمتت را شکر. تیم دهم جدول که حتی به بنه ونتو خودباختگی نموده می‌آید و تیم صدرنشین را شکست می‌دهد؟ این چه حکمتی‌ست که بازی را در ۹۰ دقیقه به تساوی کشاندی و ما را نیم ساعت اضافه به پای این جام جهان بین بنشاندی تا شکست تیم محبوبمان را نظاره گر باشیم؟ این پایین هم اجرای آهنگ جینگل بلز توسط بازیکنان و کادر تیم اینتر میلان را می‌بینید با نام اینتر بلز. کریسمس شما هم مبارک باشد یا نباشد چه ربطی دارد آخر؟ تولد خود ما لندلسمس شماست.

https://www.youtube.com/watch?v=mIC3Q1OwJ18

القصه پس از آن بود که به پیشنهاد برادرمان نیموزیک به لعب پرداخته، بازی فاخر ظهور ملل اثر کمپانی فخیمه‌ی مایکروسافت گیمز را بر بستر استیم حاضر نموده، به حرب کفار برفتیم. القصه چون به زمین نبرد رسیدیم دیدیم سه ملت متخاصم و مجزا جملگی روبروی ما قرار گرفته چونان لشگریان باطل علیه حق. اولی مردکی چینی بودی و دومی از ممالک سرخپوست ساکن هند غربی و سومی چشم تنگی از جاپون. در همان بادی امر جاپونی به ما اعلان جنگ نموده قشونی اندک از دریای میانه گذرانیده به سمت ممالک محروسه‌ی ما بیامد پس اقدام به دفع فتنه نموده با وی از در صلح برون آمدیم. ولاکن بار دوم اعلان جنگ نموده باز لشگری روانه کرد بخشی را از طریق سفاین در همان آبهای نیلگون سرنگون نموده بخشی دیگر که وارد حدود ما گشتند نیز توسط اندک سربازان بنده و نیموزیک به اسقاط رسیدند. دیدیم اینطور نمی‌شود. با کسب مشورت از همرزممان اقدام به دیپلوماسی نموده، با پرداخت مبالی گزاف آفریقاییان و اهالی چین را با جاپون دشمن نموده به حرب وی فرستادیم. سپس سفاین بسیار آراسته در میانه دریا کنترل جملگی بحار را به دست گرفتیم و سپس متوجه مملکت چین گشتیم. تا پای سربازانمان بدانجا رسید دیدیم آفریقاییان کارش را تمام نموده فتحش کردند. پس نگران گشتیم که مبادا ولایت آفریقیه بسی قدرتمند گردد. به برادرمان فرمودیم قشونی مجهز نموده منتظر اعلام آمادگی ما باشد. سپس با زیردریایی هایی چند به سمت سفاین جاپون حمله ور گشته چونان زدند در ماتحت همایونی ما که بیم آن می‌رفت هستیمان بر باد رود. پس عقب نشینی نموده، به نیموزیک پیامی داده ایشان را متوجه آفریقیه نمودیم. امیرتومان نیموزیک نیز مناطقی چند در مملکت آفریقیه را نشان ما داده اعلام موافقت نمود. پس سفاین را به سواحلش هدایت نموده ارتشی فراهم کردیم و طی حرکتی انقلابی به وی اعلان جنگ نموده در همان بادی امر اسکله و سواحلش را نابود کرده و لشگریانمان به فتحش پرداختند. خلاصه کنیم دلاوریهامان را و بگذاریم برای شعرا تا مدحمان گویند، این حرب تا ساعت چهار و نیم بلکم پنج صبح به طول انجامید ولاکن ارزش بسیار بالایی داشت از لحاظ تهییج روحیه عمومی ما. پیشنهاد می‌نمایم

شما نیز اگر از علاقمندان به ملعبگان ایستیراتیجیغ هستید به خرید این بازی از اینجا در درگاه استیم بپردازید. تخفیف هم خورده به مناسبت کریسمس و فقط ۵ دلار است. ابتدای هر فصل تخفیف می‌خورد. یک وقت گول نخورید و نروید به این اجانب ۲۰ دلار ندهید.


پس از آن دیدیم دیگر صبح گشته و چه وقت خواب است؟ به قول شاعر دل سوخته‌ی افغان که می‌فرماید:

گویند که بخواب تا که به خوابش بینی/ ای بی‌خبران چه وقت خواب است مرا؟
یا مولا دلم تنگ اومده/ شیشه‌ی دلم ای خدا زیر سنگ اومده

این هم اجرایی از این شعر محلی افغان توسط همشهری ما بیژن بیژنی عزیز ولاکن شما بروید سرچ کنید نسخه‌ی اجرای بانوی بزرگوار سیما بینا که خداوند عزتش دهاد و عمرش طولانی بود را بیابید و به گوش جان نیوش کنید.

https://www.aparat.com/v/4FWAL/%DB%8C%D8%A7_%D9%85%D9%88%D9%84%D8%A7_%D8%AF%D9%84%D9%85_%D8%AA%D9%86%DA%AF_%D8%A7%D9%88%D9%85%D8%AF%D9%87_-_%D8%A8%DB%8C%DA%98%D9%86_%D8%A8%DB%8C%DA%98%D9%86%DB%8C


پس از آن نیز قدری به مطالعه پرداختیم. مقاله‌ای بود نیمه کاره منتشره در شماره‌ی اخیر مطبعه‌ی وزین آتلانتیک مسمی به عنوان «پوتین واقعا به دنبال چیست؟» که نیمه‌‌کاره رهایش نموده بودیم. خواندنش را به اتمام رساندیم و بسی آموختیم. کاش شما هم بیاموزید بدبختهای چلاق و سر از درون تلگرام و اینستاگرامتان برون آورده کمتر به دنبال دید زدن نوامیس مردم و مالاندن آلات خود باشید و بیشتر به کسب دانش بپردازید که متاسفانه عقلتان قد نمی‌دهد. خلاصه لینک مطالعه اش را اینجا می‌گذاریم خواستید بخوانید نخواستید نخوانید. می‌خواستیم نسخه کامل مجله را بگذاریم دل و دماغمان نیامد برویم وان درایو لینک بگیریم. همین را بخوانید شاید دفعات بعد مجلات اجانب را برایتان گذاشتیم.

What Putin Really Wants

سپس به صرف صبحانه‌ای متشکل از تخم مرغ‌های نیمرو به قیمت خون پدر مرحوممان، چای ایرانی خریداری شده از فروشگاه آقای چای، خامه محلی و مربا و عسل و پنیر غیر محلی غیر پنیر معلوم نیست اصلا چیست پرداختیم. بعد هم در فشار فرانسوی (فرنچ پرس) قهوه ای آماده نموده ضمن نوشیدنش که الهی گوشت شود به جانمان به نگارش این تذکره پرداختیم. بس است دیگر. پررو شدید هار شدید حالا بیشتر بنویسیم از فردا توقع دارید هر روز برایتان شرح حالی بنگاریم و پس فردا توقع دارید پشتتان را کیسه بکشیم و یک هفته‌ی دیگر هم می‌آیید می‌گذارید پشتمان. چشم سفیدهای بی‌حیا.


پی نوشت ۱: برادر نیموزیک قول داده است که چیزکی از برای شما نگاشته به ما عرضه نماید تا در اینجا منتشر کنیم. از طریق بخش نظرات خواهان پایداری بر قولش باشید و در صورت عذم پایبندی بر این وعده با هشتگ پشیمانیم و نظر منو پس بده از او برائت جویید.

پی نوشت ۲: یادمان رفت از بیخ. الهی بمیرید که حواسمان را منحرف می‌کنید.

پی نوشت ۳: این حق انتخاب چیزی‌ست که در مملکت ما یافت همی‌نشود. یعنی حق انتخاب دارید ولی عملا با یکسان سازی گزینه‌ها این حق شما به هیچ تقلیل می‌یابد. والله منظورمان مساپل کلان مملکتی نیست، که این معضل در روزمرگی‌هامان نیز دیده می‌شود. تصور بفرمایید بنده الان از منزل خارج گشته به فکر خرید روزنامه‌ای بیفتم. تنها انتخاب بنده این است که روزنامه‌ای اصلاح‌طلب بخواهم یا اصولگرا. بعد از آن دیگر همه چیز شبیه به هم است. تمامی اخبار و مواضع و تحلیل‌ها یکی‌ست. محض رضای خدا تفاوتی فی مابین شرق و اعتماد و آفتاب یزد نمی‌بینید. یا تصور بفرمایید در خرید سیم کارت مردد گشته اید فی مابین ایرانسل و همراه اول. قیمت سیم کارت که یکی‌ست، پوشش دهی که یکی‌ست، سرعت اتصال که تقریبا یکی‌ست، تعرفه مکالمه که همان است که رگولاتوری تحمیل نموده، تعرفه اینترنت که همان است تقریبا با اختلافی کم. خب چه فرقی دارد که کدام؟ تفاوتی نیست، رقابتی هم نیست و اینگونه است که بازار راکد می‌گردد.همین را می‌توان در خدمات تماشای محتوای آنلاین هم ملاحظه نمود. با شرایط و مقررات و بایدها و نبایدهایی که در باب محتوا و قیمتها بر این خدمات تحمیل گشته عملا شما تفاوتی بین بر فرض فیلیمو و آیو نمی‌بینید. والله بزرگترین مشکل ما در این میان نبود حق انتخاب است.

خاطرمان آمد مقاله‌ای خوانده بودیم سالها پیش در مجله‌ی وزین اندیشه پویا در باب همین حق انتخاب و اتحاد شوروی. رفتیم در آرشیو مجلاتمان گشتیم و یافتیم و با گوشی هوشمندمان تصویری از آن تهیه نمودیم از برای مطالعه شما که اینجا قرارش می‌دهیم. پیشاپیش کیفیت پایینش را ببخشایید. متاسفانه PDF اش یافت نشد و ما نیز امکاناتمان محدود بود همینطوری با یک برنامک اسکنر همراه تهیه نمودیم. منتشره است در اندیشه پویا - شماره‌ی ۳- سال اول - شهریور و مهر ۱۳۹۱ - و در کمال تعجب و در اوج تحریم فقط و فقط ۵۰۰۰ تومان. علی برکت الله.