
پژوهشگر: محمدرضا سهرابی مهر
مدیر نگارخانه آرتین
مقدمه: حذف خاموش یک مقصد تاریخی
ایران، سرزمینی با بیش از هفت هزار سال تمدن مستند، دهها اثر ثبتشده جهانی، تنوع اقلیمی کمنظیر و فرهنگی چندلایه، امروز عملاً از فهرست مقاصد گردشگری جهان حذف شده است؛ نه با یک اعلام رسمی، بلکه بهصورت تدریجی، خاموش و سیستماتیک. این حذف، نتیجه یک رویداد ناگهانی نیست، بلکه محصول زنجیرهای از تصمیمات نادرست، سیاستگذاریهای ناکارآمد، بیثباتی اقتصادی، و نگاه امنیتی به پدیدهای است که ذاتاً فرهنگی، اقتصادی و بینالمللی است.
اقتصاد گردشگری ایران، که میتوانست یکی از ستونهای اصلی توسعه پایدار، اشتغالزایی و دیپلماسی فرهنگی باشد، امروز در وضعیتی فروپاشیده قرار دارد. این مقاله میکوشد با نگاهی انتقادی و تحلیلی، به ریشهها، نشانهها و پیامدهای این فروپاشی بپردازد و نشان دهد چگونه ایران، با وجود تمام ظرفیتهای بالقوه، از نقشه گردشگری جهان کنار گذاشته شده است.
جایگاه ایران در گردشگری جهانی؛ از فرصت طلایی تا انزوای کامل
تا پیش از دهه ۱۳۹۰، ایران در بسیاری از گزارشهای بینالمللی گردشگری بهعنوان «مقصدی بکر، ارزان و فرهنگی» معرفی میشد. افزایش ورود گردشگران اروپایی، رشد تورهای فرهنگی، و توجه رسانههای خارجی به شهرهایی چون اصفهان، شیراز و یزد، نشانههایی از یک فرصت تاریخی بود. اما این مسیر بهسرعت تغییر کرد.
تحریمهای بینالمللی، تنشهای سیاسی، و ناتوانی در برقراری ارتباط پایدار با نهادهای جهانی گردشگری، باعث شد ایران بهتدریج از بروشورها، فهرستها و پلتفرمهای معتبر حذف شود. امروز، بسیاری از آژانسهای خارجی حتی نام ایران را در پیشنهادهای خود ذکر نمیکنند؛ نه به دلیل نبود جاذبه، بلکه به دلیل «ریسک بالا».
سیاستگذاری ناکارآمد؛ وقتی گردشگری اولویت نیست
یکی از مهمترین دلایل فروپاشی اقتصاد گردشگری، فقدان سیاستگذاری منسجم و پایدار است. گردشگری در ایران همواره در حاشیه قرار داشته؛ نه بهعنوان یک صنعت راهبردی، بلکه بهمثابه یک فعالیت جانبی.
تغییر مداوم مدیران، نبود برنامه بلندمدت، و نگاه شعاری به توسعه گردشگری، باعث شده هیچ استراتژی مشخصی برای جذب، نگهداشت و رضایت گردشگران وجود نداشته باشد. در بسیاری از موارد، تصمیمات کلان بدون مشورت با فعالان واقعی این حوزه اتخاذ شده و نتیجه آن، بیاعتمادی و خروج سرمایه انسانی از صنعت بوده است.
نگاه امنیتی به گردشگر؛ خطایی استراتژیک
گردشگر، در بسیاری از ساختارهای تصمیمگیر، نه بهعنوان «مهمان»، بلکه بهعنوان «مسئله» دیده میشود. این نگاه امنیتی، که در رفتارهای مرزی، کنترلهای شهری، محدودیتهای عکاسی و برخوردهای سلیقهای نمود پیدا میکند، یکی از عوامل اصلی کاهش جذابیت ایران برای گردشگران خارجی است.
در دنیای امروز، تجربه گردشگر مهمتر از جاذبه است. حتی غنیترین میراث فرهنگی، در فضایی پرتنش و غیرقابل پیشبینی، جذابیتی نخواهد داشت.
فروپاشی زیرساختها؛ از حملونقل تا خدمات شهری
اقتصاد گردشگری بدون زیرساخت، معنا ندارد. فرودگاههای فرسوده، ناوگان حملونقل ناکارآمد، نبود سیستم رزرو بینالمللی، ضعف خدمات دیجیتال، و استانداردهای ناپایدار اقامتی، همگی در کنار هم تجربهای ضعیف برای گردشگر میسازند.
در بسیاری از شهرهای توریستی ایران، حتی ابتداییترین نیازهای گردشگر خارجی—از اینترنت پایدار تا تابلوهای راهنمای چندزبانه—یا وجود ندارد یا بهشدت ناکارآمد است. این ضعفها، تصویر کلی مقصد را مخدوش میکند.
اقتصاد گردشگری و هنر؛ فرصتی که سوزانده شد
بهعنوان پژوهشگر حوزه فرهنگ و مدیر یک نگارخانه هنری، نمیتوان از نقش هنر در گردشگری چشم پوشید. در بسیاری از کشورهای موفق، گردشگری فرهنگی و هنری موتور اصلی جذب گردشگر است. اما در ایران، هنر معاصر، گالریها، فستیوالها و رویدادهای فرهنگی نهتنها حمایت نمیشوند، بلکه گاه با محدودیتهای جدی مواجهاند.
این در حالی است که پیوند میان گردشگری و هنر میتوانست به خلق ارزش افزوده، تقویت اقتصاد خلاق و معرفی چهرهای زنده و معاصر از ایران کمک کند.
تصویر رسانهای ایران؛ روایتی که اصلاح نشد
در غیاب دیپلماسی رسانهای فعال، روایت ایران در رسانههای جهانی عمدتاً توسط دیگران ساخته شده است؛ روایتی پر از بحران، ناامنی و تنش. در چنین شرایطی، حتی تلاشهای فردی فعالان گردشگری نیز بهسختی دیده میشود.
ایران نهتنها نتوانست تصویر خود را اصلاح کند، بلکه با محدود کردن رسانهها و ارتباطات بینالمللی، عملاً میدان را خالی گذاشت.
پیامدهای اجتماعی و اقتصادی فروپاشی گردشگری
فروپاشی اقتصاد گردشگری فقط به کاهش ورود گردشگر ختم نمیشود. این فروپاشی به معنای بیکاری گسترده، تعطیلی کسبوکارهای محلی، مهاجرت نیروی متخصص، و تضعیف سرمایه اجتماعی است.
شهرهایی که میتوانستند از گردشگری بهعنوان منبع درآمد پایدار استفاده کنند، امروز با رکود، فرسودگی و بیانگیزگی مواجهاند.
آیا بازگشت ممکن است؟
بازگشت ایران به فهرست مقاصد گردشگری جهان ممکن است، اما نه با شعار. این بازگشت نیازمند تغییر نگاه، اصلاح ساختارها، اعتماد به بخش خصوصی، حمایت از هنر و فرهنگ، و پذیرش قواعد جهان امروز است.
گردشگری، ویترین یک کشور است. تا زمانی که این ویترین شکسته، تیره و پرتنش باشد، نمیتوان انتظار داشت جهان دوباره به آن نگاه کند.
جمعبندی: حذفشدگی، نتیجه انتخابهاست
ایران از فهرست مقاصد جهان حذف نشده؛ ایران خود را حذف کرده است. با بیتوجهی به ظرفیتها، بیاعتمادی به فعالان مستقل، و ناتوانی در گفتوگو با جهان. اقتصاد گردشگری، آینهای است که واقعیتهای عمیقتری را بازتاب میدهد؛ واقعیتهایی که اگر دیده نشوند، هزینههای سنگینتری در پی خواهند داشت.