ویرگول
ورودثبت نام
محمدرضا سهرابی مهر
محمدرضا سهرابی مهر
محمدرضا سهرابی مهر
محمدرضا سهرابی مهر
خواندن ۲ دقیقه·۲۳ روز پیش

نقش زنان در توسعه صنایع دستی

نقش زنان در توسعه صنایع دستی
نقش زنان در توسعه صنایع دستی

نگارنده: محمدرضا سهرابی مهر

اولین باری که از نزدیک با یک هنرمند صنایع دستی صحبت کردم، انتظار یک گفت‌وگوی کوتاه و ساده را داشتم. اما مکالمه طولانی‌تر از آن شد که فکرش را می‌کردم. زن میانسالی بود که در گوشه‌ی یک کارگاه کوچک، مشغول بافتن بود و هم‌زمان از سال‌هایی می‌گفت که این کار، بخشی از زندگی روزمره‌اش بوده؛ نه شغل، نه پروژه، فقط یک مهارت آموخته‌شده از خانه.

همان‌جا بود که متوجه شدم صنایع دستی، برای بسیاری از زنان، چیزی فراتر از یک فعالیت هنری است.

تجربه‌ای که تکرار می‌شود

در شهرها و روستاهای مختلف، نمونه‌های مشابهی دیده می‌شود. زنانی که قالی می‌بافند، سوزن‌دوزی می‌کنند، سفال می‌سازند یا پارچه‌های محلی می‌دوزند، اغلب این مهارت‌ها را از نسل قبل یاد گرفته‌اند. آموزش‌ها معمولاً رسمی نبوده؛ بیشتر در فضای خانه، در کنار مادر یا مادربزرگ شکل گرفته است.

این انتقال مهارت، همراه با انتقال الگوها، رنگ‌ها و حتی روایت‌های محلی بوده؛ چیزهایی که شاید در هیچ کتاب آموزشی ثبت نشده‌اند.

حضور آرام اما مداوم

نکته‌ای که در بسیاری از این تجربه‌ها مشترک است، پیوستگی است. زنان در صنایع دستی معمولاً حضور پررنگ اما کم‌صدا دارند. نه ویترین مشخصی، نه تبلیغی، نه معرفی رسمی. با این حال، بخش قابل توجهی از تولیدات سنتی، حاصل همین کارهای مداوم و روزمره است.

در برخی مناطق، صنایع دستی بخشی از برنامه‌ی زندگی است؛ کاری که میان مسئولیت‌های دیگر انجام می‌شود و لزوماً با عنوان «شغل» شناخته نمی‌شود.

صنایع دستی به‌عنوان بخشی از معیشت

برای بعضی از زنان، صنایع دستی فقط یک علاقه شخصی نیست. درآمد حاصل از فروش محصولات، هرچند محدود، نقش مشخصی در هزینه‌های خانواده دارد. این موضوع به‌ویژه در مناطق روستایی یا شهرهای کوچک بیشتر دیده می‌شود؛ جایی که گزینه‌های شغلی متنوع نیست.

در گفت‌وگو با چند نفر از این هنرمندان، نکته مشترک این بود که صنایع دستی برایشان راهی بوده تا بدون جابه‌جایی یا تغییر سبک زندگی، سهمی در اقتصاد خانواده داشته باشند.

تغییرات آرام در سال‌های اخیر

در سال‌های اخیر، شکل ارائه صنایع دستی تا حدی تغییر کرده است. بعضی از زنان، محصولاتشان را در شبکه‌های اجتماعی یا فروشگاه‌های آنلاین عرضه می‌کنند. این تغییر الزاماً به معنای حرفه‌ای شدن کامل نیست، اما مسیر ارتباط با مخاطب را کوتاه‌تر کرده است.

جالب اینجاست که بسیاری از این تغییرات، بدون آموزش رسمی اتفاق افتاده و بیشتر نتیجه آزمون‌وخطا بوده است.

یک مشاهده شخصی

برای من، دیدن این مسیر تدریجی جالب بود؛ مسیری که نه ناگهانی است و نه پرهیاهو. نقش زنان در صنایع دستی بیشتر شبیه جریان آرامی است که در طول زمان اثر خودش را می‌گذارد، بدون آن‌که لزوماً دیده شود یا درباره‌اش صحبت شود.

شاید به همین دلیل است که وقتی از بیرون نگاه می‌کنیم، این نقش کمتر به چشم می‌آید.

جمع‌بندی

آنچه از مشاهده و گفت‌وگو با چند هنرمند صنایع دستی به دست آمده، تصویری است از حضوری مداوم، آرام و پیوسته. زنانی که بدون تعریف رسمی، بدون عنوان خاص، بخشی از تداوم صنایع دستی را بر عهده داشته‌اند و دارند.

این نوشته، برداشت شخصی من از همین مشاهده‌ها و تجربه‌هاست؛ نه یک تحلیل رسمی و نه یک گزارش تخصصی.

صنایع دستی
۵
۰
محمدرضا سهرابی مهر
محمدرضا سهرابی مهر
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید