دیدن مانعهای واقعی
تمرکز روی چیزی که از دستمون بر مییاد

این فلسفه منه و میخوام اینجا دربارهاش بیشتر بنویسم.
متوجه شدم همه ما آدمها مانعهایی دارم. بعضی از این مانع ها درونی و بعضی بیرونیاند. بعضی اختصاصی و بعضی کلی.
توی کشوری که زندگی میکنیم مانعهایی وجود داره که کار زیادی شاید از دستمون برنیاد اما میتونیم روی داشتهها و چیزهایی که از دستمون برمییاد تمرکز کنیم.
یکی از مهمترین مسائلی که درگیرشیم تورم و قیمت بالای زندگی هست و اقتصادی که مشکل داره. وضعیت اشتغال و ... هم تعریفی نداره.
همه این مسائل دست به دست هم داد که به دنبال راهحل بگردم. میدونم همه این مشکلات هست اما من چی کار میتونم بکنم؟ آیا قراره دست روی دست بذارم و قربانی شرایط بشم؟
بهترین رویکردی که برای پاسخ به این سوال پیدا کردم نظریه توسعه افراد بزرگسال رابرت کیگن بود. در این نظریه حوزه معناسازی افراد با هم تفاوت داره و سطوح مختلفی را شامل میشه. ذهن خودسالار- ذهن جمعگرا ، ذهن خودنگار و ذهن خود تحولگر.
با آشنایی با این نظریه در ادامه این سوال را از خود پرسیدم: چطور میتونم به ذهن خودنگار برسم؟ این سوال رو از بعد مالی شروع کردم و با مالی درمانی و روانشناسی پول و همچنین مفهومی به اسم ترموستات مالی آشنا شدم و این شروع کاوشهای من بود. درپستهای بعدی به این موضوع میپردازم.