
چند ساعت پیش وقتی که گوشیم داخل پریز بود و داشتم باهاش کار میکردم، خوشحال شدم از این که این پریز رو همه جا همراه خودم ندارم، به این دلیل که اگر همیشه کنارم بود ممکن بود هیچ وقت به ول کردن گوشی به حال خودش و پر شدن باطری فکر نکنم، یجورایی خیمه زدن روی گوشی در تمام ساعات روز چیزی بود که پریزِ همراه بهم ارائه میداد.
اما پریز همراه الان خیلی راحت به وسیله پاوربانکهای ارزان و گران و بزرگ و کوچک در اختیار همه ما هست، گرچه خودم به دلیلی که در حال شرح دادنش هستم تا به حال سراغش نرفتم.
فرض کنید باطری گوشیتون هیچوقت کم نشه و همیشه روی صد درصد بمونه، حالا یک فعالیت بیهوده مثل گشت و گذار در اینستاگرام یا یک بازی بدون حاصل رو اجرا میکنید، از اونجایی که زمان در این مواقع خیلی زود سپری میشه و ازش ناغافل میشیم، وقتی به خودمون میآییم شاهد زمان زیادی هستیم که پای این کارهای بیخود سوزوندیم و هیچ هشداری هم بهمون ابلاغ نشده. این یکی از هدیههای پاوربانکها به ماست.
یا اینطور هم مورد بالا رو میشه بیان کرد: وقتی به منبع انرژی نامحدود دست پیدا میکنیم، کمتر به فکر مدیریت فعالیت و کارهای خود خواهیم بود و وقت بیشتری را صرف کار با گوشی خواهیم گذاشت، زمانی که برای امور مهمتر و مفیدتری قابل بهرهبرداری بود.
ضمن اینکه اطلاعاتی در مورد پاوربانکها و ولتاژ ورودی به گوشی و این موارد ندارم، اما طبق دانستهها و تجربیات شخصی خودم در این چند ساله، کار کردن با گوشی در هنگام شارژ طول عمر باطری و کارایی گوشی را تا حد زیادی کاهش خواهد داد.
هرچند پاوربانک قطعا برای عده کثیری مفید بوده، ولی برای همان عده نیز، موارد بالا صادق است؛ راحتتر بگویم هر چیزی که کار ما را راحتتر میکند، قسمتی از تواناییهای ما را ساقط خواهد کرد، همان عوارض جانبی مصرف داروها.
محمدرضا صاد
بیست و چهار مهر نود و هفت
خواندن این نوشته در وبلاگ میم صاد