نظام مادرشاهی در ایران باستان

باستان‏باخوفن٬ فیلسوف سوییسی: «در آغاز تاریخ بشر که روابط جنسی کاملا آزاد بود، فرزندان فقط از طریق مادرشون قابل شناسایی بودند و این امر تدریجا ‎زنان را به مقام فرمانروای قبیله و جامعه بدوی تبدیل کرد و جامعه ‎مادرشاهی شکل گرفت». زن علاوه بر این ها به نساجی و ریسندگی هم مشغول بودند و حتی سفال توسط زن ابداع می شود. حق فرمانروایی ،قضاوت، اداره خانواده، توزیع غذا، مقام روحانیت و هر آنچه که زندگی به آن وابسته بود در تسلط زنان بوده است.علاوه بر رهبری اقتصادی و اجتماعی، مقام روحانیت نیز از امتیازات زن بود و ایرانیان مانند همسایگان خود مذهب مادرخدایی داشته اند (قبل از پیدایش خدایان یونان٬ مذاهب دیگری وجود داشته که خدایان آن نیز از جنس مونث بوده اند.) احتمال دارد پرستش ایزد بانوی آناهیتا که بعدا در ایران رواج یافت از آنجا سرچشمه گرفته باشد.

هیچ ملت کهنه و نوینی نیست که در آن مقام و منزلت زن، به ارجمندی منزلت زنان ایران باستان رسیده باشد (ماکس مولر، شرق شناس آلمانی)
مادرخدا (ایزدبانو)
مادرخدا (ایزدبانو)

این روند در سرزمین ایران تا ورود آریایی ها ادامه داشته است و هنگامی که اولین حکومت تاریخ ایران یعنی ماد ها تاسیس شد، مردان برای زنان همچنان احترام و اهمیت بسیار قائل بودند.

چیره شدن مردها و ایجاد سیستم پدرشاهی

باخوفن میگوید که مردها در یک مبارزه بسیار طولانی و سخت توانستند بر زنها غالب شوند و خود را بعنوان فرمانروا در جامعه تثبیت کنند و سیستم ‎پدرشاهی را ایجاد کنند.

خدایان یونان
خدایان یونان

‏نظام پدرشاهی اصول خاص خود را پایه گذاشت:

  • فرمانروای خانواده پدر است.
  • زن فقط می تواند همسر یک مرد باشد. (برای تشخیص پدر فرزند)
  • مردان در سلسله مراتب اجتماعی غلبه خواهند داشت
  • ارزش واقعی اطاعت از ‎پدر است.
  • الهه ها و مادر خدایان٬ جای خود را به خدایانی از جنس مذکر دادند.

‏باخوفن عقیده دارد که اسطوره اورستیا مظهری از آخرین جنگ خدایان نظام مادرشاهی با نظام پدرشاهی است که بالاخره پدرشاهی پیروز میشود و پس از جنگی طولانی٬ مادر خدایان٬ نظام جدید پدرشاهی را قبول میکنند؛ به شرطی که وظیفه حفاظت از زمین به ایشان داده شود.

احتمالا رسم دفن کردن انسان در زمین و یا بازگرداندن جسد او به مادر-زمین از همین اصول مادرشاهی میاید. آنتیگونه (در اساطیر یونان) مظهر همبستگی انسانها و عشق و مهر مادری است که همه را در بر میگیرد و میگوید:‌ خصلت من نیست که متنفر باشم. من فقط دوست می دارم.

در مکتب مادرشاهی٬‌ همه انسانها با هم برابرند و فرزندانِ مادر-زمین هستند و واضح است که مادر٬ همه فرزندان خود را یکسان دوست میدارد. اما در نظام پدرشاهی٬‌ فرمانبرداری مهمترین خصلت انسان به شمار میرود و بجای اصل تساوی فرزندان٬‌ با مفهوم «فرزند برگزیده» مواجه میشویم.

همچنین در داستان خلقت در اسطوره های بابل نیز در آغاز٬ مادرخدای بزرگی به نام تیامات بر جهان حکومت می کرد که جهان از جسم او به وجود آمد. اما خدایان مذکر بر علیه او شورش میکنند و بر او پیروز میشوند و ماردوک٬ خدای مذکر برای حکومت بر جهان برگزیده میشود.

مردوخ یا مردوک یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است
مردوخ یا مردوک یکی از خدایان باستانی تمدن بابل است

زایش، قدرت خدایان

اما ماردوک باید مزیتی را که تیامات داشت در خود نشان میداد و آن زایش است. ماردوک مذکر است و نمی‌تواند بزاید. بنابراین از او آزمایشی میگیرند که با کلام خود دستور بدهد به کاینات که هرچیزی ساخته شود. و توانست چنین کند. و خدای برتر شد. زایش همانطور که گفتیم در دوران مادرشاهی نماد قدرت در خلق کردن بوده است و شواهد نشان میدهد در دوران مادرشاهی نوعی حسادتِ حاملگی در مردها وجود داشته است. اما در دوران تورات که بعد از دوران بابلی ها آغاز شده٬ برتری خدایان مرد به تثبیت رسیده بود و هیچ اثری از مادرشاهی وجود ندارد.

در تورات خداوند با کلمه اش دنیا را خلق میکند و نیازی به قدرت خلاقه ی زن نیست. حتی سیر طبیعی که مرد را زن میزاید عوض شده و میگه حوا از دندهء آدم بوجود آمد! اما دربهشت حوا بر آدم مسلط بود و سیب را به آدم داد و از آنجاست که خدا به حوا میگه « شوهرت بر تو مسلط خواهد شد» (یعنی قبلا نبوده)

بدین ترتیب میتوانیم به روالی که در آغاز جهان بوده پی ببریم که زنان٬ زاینده همه چیز و آنگاه فرمانروا بوده اند و در دوره ای از تاریخ مجبور به واگذاری جایگاه خود به مردان شده اند. (و شاید دیگر وقت آن است که هر دو در جایگاه مساوی بایستند)

بخشی از کتاب #زبان_از_یاد_رفته اثر اریک فروم

برای اطلاعات بیشتر: اساطیر ایران در ویکی