اعتماد به معنای سادگی و نادیده گرفتن احتیاط نیست. در دنیایی که فریب و نیرنگ وجود دارد، باید هوشیار باشیم و به هر کسی به راحتی اعتماد نکنیم. اما در عین حال، نباید اجازه دهیم که ترس و سوءظن، ما را از برقراری روابط صمیمی و سازنده محروم کند.
اعتماد، گوهری گرانبها است که باید با وسواس و دقت از آن نگهداری کرد. زمانی که اعتمادی خدشهدار میشود، بازسازی آن دشوار و زمانبر خواهد بود. زندگی در اجتماع و در ارتباط با دیگران در ذات همه انسانها نگاشته شده است. به همین دلیل نمیتوان به تنهایی زیست و امور خود را انجام داد. از آنجایی که زندگی بالا و پایینهای زیادی دارد، گاهی انسانها نیاز دارند تا از رازهای خود با یکدیگر سخن بگویند.
سخن گفتن از رازهای درونی، به یک فرد قابل اعتماد نیاز دارد تا بتوان بدون ترس از فاش شدن راز، با او بار دل سبک کرد. اعتماد کردن به دیگران بسیار زمانبر است؛ اما اگر به این اعتماد ضربهای وارد شود و متوجه فاش شدن رازمان شویم، ساختن دوباره اعتماد از آن دشوارتر و حتی گاهی غیرممکن است.
اگر به انسان ها در رابطه با هر چیزی قول و وعده میدهید به آن عمل کنید چون شاید کسی قلبش سال ها مُرده باشد وبا صحبت ها و وعده های شما امیدی در قلبش جرقه بزند و روی شما و حرف هایتان حساب باز کند واگر زیر قول و وعده ات بزنی تمام اعتمادو امیدش را از دست میدهد و آن قلب سال ها طول میکشد تا دوباره ترمیم شود.
«حکایت بسیار زیبا و خواندنی»
پادشاهی در یک شب سرد زمستان از قصر خارج شد. هنگام بازگشت سرباز پیری را دید که با لباسی اندک در سرما نگهبانی میداد.
از او پرسید : آیا سردت نیست؟
نگهبان پیر گفت: چرا ای پادشاه اما لباس گرم ندارم و مجبورم تحمل کنم.
پادشاه گفت: من الان داخل قصر میروم و میگویم یکی از لباسهای گرم مرا را برایت بیاورند.
نگهبان ذوق زده شد و از پادشاه تشکر کرد. اما پادشاه وعدهاش را فراموش کرد.
صبح روز بعد جسد سرمازده پیرمرد را در حوالی قصر پیدا کردند، در حالی که در کنارش نوشته بود : ای پادشاه من هر شب با همین لباس کم سرما را تحمل میکنم اما وعده لباس گرم تو مرا از پای درآورد.
بیایید با تلاش برای صداقت، شفافیت و وفای به عهد، اعتماد را در روابط خود پرورش دهیم و از ثمرات آن در زندگی خود و دیگران بهرهمند شویم.
👤نویسنده :مریم غفران فرید