
⚘سخن از عشق تو بی آنکه بر آید به زبانم
رنگ رخساره خبر می دهد از شور نهانم
گاه گویم که بنالم ز پریشانی حالم
باز گویم که عیان است، چه حاجت به بیانم
گر تو شیرین زمانی،نظری نیز به من کن
که به دیوانگی از عشق تو فرهاد زمانم
نه مرا طاقت غربت،نه تو را خاطر قربت
دل نهادم به صبوری که جز این چاره ندارم
سخن از نیمه بریدم که نگه کردم و دیدم
که به پایان رسدم عمر و به پایان نرسانم
?⚘?⚘?⚘?⚘?⚘?⚘?
بزرگداشت سعدی
۱۴۰۰/۲/۱