مرزهای نامرئی (۱)

اگر قرار باشه یک دایره اطراف خودتون داشته باشید که هیچ کس حق نداشته باشه بدون اجازه شما پا توی اون دایره بذاره و به شما نزدیک بشه٬ شعاع اون دایره رو چقدر تعیین میکنین؟ اندازه ابعاد بدن خودتون؟ نیم متر؟ دو متر؟ یا اینکه چندین کیلومتر؟این دایره فرضی شاید اولین مرحله از سلسله مرزهایی باشه که ما آدم ها برای خودمون تعیین میکنیم. خیلی‌ از ما حس بدی بهمون دست می‌ده وقتی یه آشنا یا غریبه زیادی نزدیک ما می‌ایسته یا موقع حرف زدن دستش رو به ما می‌زنه٬ بدمون میاد وقتی بغل دستیمون توی تاکسی سرش رو توی گوشی ما می‌کنه و بعضی‌هامون حتی از این هم فراتر می‌ریم و ترجیح میدیم توی اتوبوس یا مترو اصلا کسی بغل دست ما نشینه. در تمام این موارد حسی به ما دست میده٬ انگار بدون اجازه وارد حریم ما شدند یا به عبارت دیگه انگار بدون این که خودمون بخوایم به «مرز»های ما تجاوز کردند.




حالا مساله اساسی اینه که این مرز فرضی فقط یکی از چندین مرزی هست که ما داریم. هر کدوم از ما توی روابطمون با بقیه مرزهایی داریم که گاهی ناخواسته مورد هجوم قرار میگیره٬ درک نمیشه٬ تمسخر میشه و گاهی هم این خود ما هستیم که مرزهای دیگران رو مورد تهاجم خودمون قرار می‌دیم.به شخصه فکر میکنم نکته ای که واجبه قبل از شناسایی این مرزها بدونیم انعطاف پذیری اون هاست. یعنی اینکه الزامی نداره خطوطی که من توی رابطه خودم با xتعیین کردم با خطوطی که در رابطه‌م با y تعیین کردم یکی باشن.‌ این خطوط بنا به دلایلی تعریف شده‌ند و هر قدر هم این دلایل برای ایکس یا ایگرگ غیرقابل قبول باشن با این حال این ها دلایل «من» هستند و ایکس و ایگرگ باید جای چونه زنی و تلاس برای از بین بردن مرز که در نهایت به تخریب رابطه منجر میشه تلاش کنند که این مرز ها رو قبول کنند. بدیهیه که این رابطه دو طرفه‌ست و نه فقط مرزهای من که مرزهای دیگران هم به همون اندازه ارزش داره و قابل احترامه.این وسط شاید نکته ای که اشاره بهش خالی از لطف نباشه افرادی هستند که ما براشون این مرز ها رو تعیین میکنیم, مثل پدر مادر٬ خواهر برادر ها یا پارتنر و همسرمون. نکته اینه که مرز ها میتونن سالم یا نا سالم باشن.یعنی مرزی که من با دوستم تعیین میکنم اگرچه حد و اندازه‌ش دست خودمه ولی میتونه جزو مرز های سالم دسته بندی بشه یا اینکه نمادی از روابط بیمارگونه من با اطرافیان باشه. پ.ن: توی قسمت بعدی میخوام درباره سالم و‌ ناسالم بودن و روش های دفاع از مرزهامون بگم تا قسمت سوم به موضوعی برسم که خیلی وقته توی گلوی خودم گیر کرده.