زاد روزم مبارک..

تولد ترانه ای که

مرا در پستوی دلم زندانی کند

نگرانم میکرد

این اتفاقی بود که

واژه ها یی عقیم را بارور کرد

اکنون با سه حرف آواز میخوانم

حادثه ای ساده نبود

که در مکان تلاقی دونگا ه دلم ریخت

به تصدیق واژه هایی که د رطول تاریخ

زیربارحرف مردم کمر خم نکردند

به انتظار ایستاده ام

حتی اگر

زیر پایم علف سبز شود

دیدم که خوشبختی را در گوشه نگاهت اما نت میگذارند

وسیاهی چشما نت به شب طعنه میزند

من از کشف این راز دلشوره گرفتم

تند یس تو را از حراجی زیبا

با نرخ دوست داشتنی

به سفارش دلی بیقرار خرید م

اینجا کنار پرچین بنشین

که یک سبد حرفهای نگفته هدیه میدهند