
هوراس و پیت صاحب بارِ خانوادگی خود هستند که صد سال توسط دو هوراس و پیت اداره می شده و حال به آن ها ارث رسیده،هوراس آدمی بی مسئولیت و کم رو است و پیت دارای اختلالات روانی...آدم هایی که جایی که هستند را دوست ندارند اما جرئت قیام علیه عقیده خانوادگی تحمیل شده بر آن ها را هم ندارند،هوراس و پیت سریالی در باب اشتباهات انسان است که خود با اشتباهات فرمی و تکنیکی سینمای کلاسیک فرم و محتوایش را در یک راستا قرار می دهد.
(یکی از قسمت های سریال گفتگو میان دو شخصیت با یک قاب ثابت و مدت 40 دقیقه است که در فرم صبر و در محتوا اخلاقیات را به چالش می کشد)
جستار هایی توسط شخصیت های ثابتی درباره سیاست،دین،روابط و زندگی در بار هوراس و پیت مطرح می شوند که تقابلی بین دو یا چند دیدگاه هستند بحث هایی که به خودی خود از مهم ترین مباحث در هر جوامعی قلمداد می شوند که سریال با تقلیل دادن آن ها به گفتگو میان چند آدم دائم الخمر تمسخر می کند.
اگزیستانسیالیسم در هوراس و پیت به مثابه مستی و راستی در فلسفه زیسته انسان است،هوراس و پیت خشونت،زن ستیزی واقع در تاریخ و سیاست مدرن را به بدون هیچ سدّی تحلیل می کند و چرخه باطل بحث بین آدم ها با دیدگاه های متفاوت را به هجو می کشد.
اگر هوراس و پیت یک پیام داشته باشد این است که این نیز بگذرد...

بار هوراس و پیت به نمادی از گذشته است که خواسته یا ناخواسته به هوراس و پیت چسبیده است باری پر از غیر اخلاقیات دنیای مدرن است از زن ستیزی و نژاد پرستی گرفته تا قس علی هذا،انگار بیرون از بار دنیای مدرن و رویای آمریکاییست و داخل بار تمام زشتی تاریخ،دوربین لوییس سی.کی اما محدود از بار خارج می شود و نما های خارج از بار هم اکثرا در فضا های داخلی و با قاب های بسته اند،شاید بیرون هم خبر خاصی نیست!
بار که از بچگی وصله ناجور به هوراس،پیت و سیلویا بوده و تمامی مشکلاتی که آن ها دارند از بار(شما بخوانید تاریخ و ریشه)نشات می گیرد؛تمام چیزی که آن ها نیاز دارند کَنده شدن از ریشه است تا مشکلات حل شوند،هوراس و سیلویا برای مدتی از بار دور بودند و اوضاع روانی بهتر نسبت به پیت که کنار بار مانده دارند.
فرزندان هوراس که خسته از تروما های پدرشان نسبت به بار و آن ها هستند او را رها کردند به نشانه از آخرین نسلی که به تاریخ و ریشه اش نگاه دارد،عمو پیت که در اوخر قسمت اول متوجه این می شویم که پدر پیت است از ماندنش پشیمان است؛او تمام عمرش را در این بار گذرانده و حالا به این فکر می کند که خب که چه؟
عمو پیت هم مانند هوراس و پیت جرئت قیام علیه ریشه را ندارد او حتی قدرت تحمل این را ندارد که به این فکر کند که تمام زندگیش برای باز نگه داشتن میراثی شوم هدر شده و صبرش تمام می شود و خودکشی می کند.
تابو های اخلاقی جنسی هم در سریال به آرامی می گذرند مانند رابطه همسر قبلی هوراس با پدر شوهر جدیدش و اینکه عمو پیت پدرِ پیت است.
تحلیل های سیاسی و مذهبی سریال با علم به اینکه توسط چند آدم دائم الخمر علاف گفته می شوند منطقی و درست به نظر می رسند که آن هم از هجویه بودنشان است منتهی انقدر سیاست مسخره و تهی است که صحبت در بابش توسط این آدم ها منطقی به نظر می رسد!
در پایان سریال بار با مرگ هوراس تمام می شود،هوراسی که به قول خواهرش "فقط یک آدم معمولی" بود و نتوانست جلوی ریشه قد علم کند با آن خاک شد؛بار توسط سیلویا که کمترین نسبیت را به تاریخ مردسالار دارد آن را به ارث می برد اما او برخلاف برادرانش ترسیده از ریشه ی سلطه وار دیکتاتور نیست و آن را تعطیل می کند،همزمان با تعطیلی بار پسر هوراس که او را از بچگی ندیده بود به سیلویا سر می زند و درباره پدرش می پرسد ریشه های قطع شده او را به خانواده اش پیوند می زند اما هوراس ترسو دیگر زنده نیست تا پیوند را قبول کند.
سریال در ستایش سکوت و مستی ست اکثر پایان بندی ها و شروع های سکانس های مختلف سریال همراه با سکوت است و آن سکوت کوتاه در هر بخش بیشترین آرامش و جواب نسبت به سوالات می باشد،هوراس و پیت عقلانی ترین انسان را یک مست سکوت کرده می داند کسی که هم رها و هم بی آزار است آدمی که هر چه بشود می گوید این نیز بگذرد و این جواب تمام سوالات بشر است.
