ویرگول
ورودثبت نام
آرمان.م
آرمان.معلاقه مند به سینما و هنر که گاهی هم می نویسد برای صحبت: https://harfeto.timefriend.net/17774698621062
آرمان.م
آرمان.م
خواندن ۵ دقیقه·۲ ماه پیش

تاریخ را تارانتینو ها می نویسند!

مروری بر تاثیر نگاه پست مدرنیسم به زمان و تاریخ با تمرکز بر دو فیلم "حرامزاده های بی شرف"و"روزی روزگاری در هالیوود"اثر کوئنتین تارانتینو


مقدمه ای برای پایان،شروع،یا هر چیز دیگری!

کوئنتین تارانتینو در پشت صحنه فیلم حرامزاده های بی شرف
کوئنتین تارانتینو در پشت صحنه فیلم حرامزاده های بی شرف

در گام اول سینمای تارانتینو یک هجویه است،هجویه ای بر تمام قواعد...از دین،سیاست،علم و سینما گرفته تا تاریخی که غیرقابل بازگشت است و حک شده.

تارانتینو تمامی این قاعده ها و ابر روایت هایی که می شناسیم را به بازی می گیرد و آن ها را ابزاری می کند برای روایت قصه ای که دوست دارد!

قصه ای که می داند مقدور نیست،مگر به لطف جادوی سینما


حرامزاده های بی شرف/انتقام از تاریخ بی شرف

نمایی از فیلم حرامزاده های بی شرف
نمایی از فیلم حرامزاده های بی شرف

در نگاه اول فیلم قصه ای مانند فیلم های بلاک باستری جنگ جهانی که اتفاقا برد پیت هم با آن ها غریبه نیست دارد،یاغی هایی خطرناک که با چاقو و گلوله به دل نازی ها می زنند و به خونین ترین شکل ممکن و با موسیقی حماسی و صحنه های آهسته نازی ها را قتل عام می کنند!

پیش تر اشاره کردیم که تارانتینو ضد ابر روایت هاست سینمای او زاده پارادوکس است،تارانتینو عاشق سینما و همزمان از آن متنفر است،تارانتینو عاشق کلیشه های ژانری و همزمان از آن ها خسته است.

کمال ایده های پست مدرنیستی تارانتینو در این فیلم مشاهده می شود فیلمی که همزمان کلیشه ای و ضد کلیشه است!

با بررسی سه موقعیت در فیلم در باب پارادوکس تارانتینویی که به آن اشاره کردیم صحبت می کنیم.


موقعیت اول/پناهگاه یهودی های فراری

مردی تنومند با نگاه های خسته که به دور از شهر در خانه ای که ساخته با سه دخترش زندگی می کند،این قهرمان کلیشه ای از قضا به یهودی های فراری هم پناه می دهد و از آن ها مراقبت می کند دخترش به او می گوید که نازی ها می آیند و مرد با چهره ای سرد و بدون ترس منتظر می ماند یک سرهنگ اس اس کوتاه قامت و کوچک جثه به حریم خانه مرد می آید و سراغ همسایه های یهودی فراری اش را از او می گیرد....کلیشه!

سرهنگ وارد خانه مرد می شود و کنترل فضا را به دست می گیرد و دختر ها را از خانه خودشان بیرون می اندازد،با مرد صحبت می کند قاب ها به قدرت مرد تاکید می کنند و سرهنگ را در ضعف قرار می دهند.

صحنه ادامه دارد و حال سرهنگ قدرتمند است و مرد تنومند وحشت زده!مرد پیپ اش را با ترس و لرز می کشد،سرهنگ اجازه می گیرد که او هم پیپ بکشد و پیپ بسیار بزرگتری از پیپ مرد استفاده می کند،مرد را تهدید می کند و مرد با وحشت و ضعف یهودی ها را لو می دهد سرهنگ سربازانش را به داخل خانه میارد و یهودی های زیرزمین مرد را تیر باران می کند،تارانتینو به شکلی فتیش گونه از فرم قاب ها و سکانس بخصوص فیلم "خوب بد زشت"استفاده می کند اما در محتوا تماما تضاد روایی را قالب می کند و در پایان سکانس با کلیشه هایی که روی آن بنا شده فرو می ریزد و سکانسی خارج از محتوای معمول ارائه می کند که در تصویر کلیشه ایست!

تارانتینو در این بخش دوست دارد که مرد پیروز دوئل کلامی که تبدیل به قتل عام می شود باشد اما متنی که او در اختیار دارد تضاد این است و به این دلیل نا هماهنگی تصویری و متنی تبدیل به ضد کلیشه و سینمای کلاسیک می شود.


موقعیت دوم/رستوران

گروه نازی کش کاریزماتیک نقشه ای هوشمندانه برای نفوذ به نازی ها دارند آن ها خودشان را جای نازی ها جا می زنند و وارد رستوران یعنی محل قرار آن ها می شوند...کلیشه!

نقاط مشترک زیادی میان این موقعیت و موقعیت قبل وجود دارد که اکثر آن ها توضیح واضحات است،یکی از مواردی که به آن اشاره نکردیم تمسخر تعلیق در سینماست،در موقعیت اول وقتی ماشین نازی ها به خانه نزدیک می شوند تا زمانی که مرد آماده روبرویی با آن ها نباشد تکان نمی خورند.

مرد دست و صورتش را می شورد،با دخترانش صحبت می کند و اندکی هم می نشیند و به اطراف نگاه می کند،اما وقتی دوربین به ورود نازی ها کات می خورد آن ها حرکت زیادی نکرده اند و اصل تداوم در تدوین می شکند،تا زمانی که قهرمان آماده شود این سکانس واضحا تمسخر قهرمان های اسطوره ای فیلم های وسترن است و در سکانس رستوران هم اتفاقی شبیه به همین رخ می دهد و به دلیل نشان دادن اشتباه عدد 3 با دست فاجعه رخ می دهد،اشتباهی که واقعیت ندارد و تارانتینو برای ساخت یک سکانس خونین فرهنگ یک کشور را تغییر می دهد.

در این موقعیت هم تارانتینو دوست دارد که حرامزاده ها پیروز دوئل شوند ولی در فیلمنامه اتفاق دیگری می افتد.


موقعیت سوم/سینما

تارانتینو در این فیلم سه بار تلاش می کند که تاریخ را طوری که می خواهد بنویسد و دفعه آخر موفق می شود او تمام خشمش از تاریخ را جمع و در یک سکانس فوارن می کند،او تاریخ را طوری که می خواهد می نویسد.

اگر نگاهی به سکانس سینما و قتل عام سران نازی بی اندازیم متوجه انتقام اقلیتی با خشم فروخورده می شویم"زن یهودی"و"مرد سیاهپوست"انتقام خود را با نقشه آتش سوزی در سینما از اکثریت"مرد سفیدپوست"می گیرند سینمایی که به نشان از فرهنگ مردانه و نژادپرست می سوزد و همه را می سوزاند...از قهرمان جنگی گرفته تا نازی ها،هیچکس از تاریخ جان سالم به در نمی برد.

سکانسی که هم دوربین و هم متن در یک راستا آن هم قصه تارانتینو قرار می گیرند.


روزی روزگاری در هالیوود/مرثیه ای برای یک مرثیه

در روزی روزگاری در هالیوود تارانتینو نیازی نمی بیند که تلاش چند باره برای شکستن تاریخ کند چون در حرامزاده ها این کار را انجام داده.

او فقط چند دقیقه ای تحریف سینمایی را وارد قصه می کند مانند بازی ریک دالتون به جای مک کوئین در فرار بزرگ

در حرامزاده های بی شرف تارانتینو برای تغییر تلاش می کرد ولی در این فیلم او برای لودگی و شوخی تاریخ را تغییر می دهد.

اگر در حرامزاده های بی شرف دغدغه تارانتینو انتقام بود در این فیلم ارضای حس نوستالژیک ولی باز هم در خدمت قصه است،او شارون تیت را نه به خاطر انتقام میلیون ها نفر از هیتلر بلکه بخاطر اینکه شخصا دوست دارد او زنده بماند نگه می دارد در واقع روزی روزگاری در هالیوود رویای تارانتینو از گذشته را می بینیم به همین دلیل منسون ها به شدت قلو شده بازی می کنند و به شکلی قلو شده باز هم با فوران آتش و خون می سوزند و تاریخ را می سوزانند تا که گذشته،آینده و یا حال مورد علاقه تارانتینو ساخته شود.

تاریخجنگ جهانیپست مدرنیسمسینماتارانتینو
۱۰
۰
آرمان.م
آرمان.م
علاقه مند به سینما و هنر که گاهی هم می نویسد برای صحبت: https://harfeto.timefriend.net/17774698621062
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید