گوئلفها و گیبلینها: چگونه یک برچسب سیاسی دانته را به تبعید فرستاد
آزاده مدنی

فلورانس، اواخر قرن سیزدهم.
در آن زمان برای نابود کردن یک انسان همیشه به ارتش یا دادگاه نیاز نبود. گاهی یک کلمه کافی بود. اگر کسی در شهر به عنوان «گیبلین» شناخته میشد، همین برچسب میتوانست او را از زندگی اجتماعی حذف کند. خانه مصادره میشد، اموال ضبط میشد و بازگشت به شهر ممکن بود حکم مرگ داشته باشد.
این وضعیت نتیجه یکی از عمیقترین شکافهای سیاسی اروپای قرون وسطی بود: نزاع میان گوئلفها و گیبلینها. در ظاهر، این نزاع درباره رابطه میان پاپ و امپراتور بود. اما در عمل، به تدریج به شکافی اجتماعی تبدیل شد که شهرها، خانوادهها و حتی زندگی شخصی مردم را دوپاره کرد.
یکی از مشهورترین قربانیان این شکاف دانته آلیگیری بود؛ شاعری که بعدها با نوشتن «کمدی الهی» به یکی از مهمترین چهرههای ادبیات جهان تبدیل شد، اما هرگز نتوانست به شهر زادگاهش بازگردد.
برای درک این نزاع باید به ساختار قدرت در اروپای قرون وسطی نگاه کرد.
در جهان مسیحی آن زمان دو قدرت بزرگ وجود داشت:
پاپ در رم
امپراتور مقدس روم
هر دو مدعی نوعی اقتدار فراگیر بودند و همین رقابت، زمینهساز اختلافات گسترده در سراسر اروپا شد. در ایتالیا این رقابت به دو جناح سیاسی تبدیل شد:
گوئلفها (Guelfs)
حامیان قدرت پاپ و نفوذ کلیسا در سیاست.
گیبلینها (Ghibellines)
طرفداران امپراتور مقدس روم و استقلال او از پاپ.
در ابتدا این اختلاف بیشتر در سطح اشراف و حاکمان مطرح بود، اما به تدریج به درون شهرها و جامعه شهری نفوذ کرد.
در قرنهای سیزدهم و چهاردهم، بسیاری از شهرهای ایتالیا عملاً به میدان رقابت این دو جناح تبدیل شدند. فلورانس، پیزا، سیهنا و بولونیا از جمله شهرهایی بودند که بارها میان این دو اردوگاه دست به دست شدند.
در بسیاری از موارد، این تقسیمبندی تنها یک اختلاف سیاسی نبود. به تدریج تبدیل شد به یک هویت اجتماعی.
در برخی شهرها:
خانوادهها با یکی از این دو جناح شناخته میشدند
اتحادیههای صنفی موضع سیاسی میگرفتند
محلههای شهر به جناحهای مختلف تعلق داشتند
در چنین فضایی، دشمنی سیاسی به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شد.
پیروزی یک جناح در شهر اغلب به معنای حذف کامل جناح دیگر بود.
الگوی رایج چنین بود:
یک جناح قدرت را به دست میگرفت
رهبران جناح مقابل محاکمه میشدند
بسیاری از شهروندان تبعید میشدند
اموال آنها مصادره میشد
چند سال بعد موازنه قدرت تغییر میکرد
این چرخه بارها در شهرهای ایتالیا تکرار شد.
به همین دلیل، بسیاری از خانوادهها در طول نسلها بارها تجربه تبعید یا بازگشت به شهر را داشتند.
در فلورانس حتی پیروزی یک جناح نیز به معنای پایان اختلاف نبود.
در اواخر قرن سیزدهم، خود گوئلفها به دو گروه تقسیم شدند:
گوئلفهای سیاه
حامیان نفوذ گسترده پاپ در سیاست فلورانس.
گوئلفهای سفید
مدافعان استقلال بیشتر حکومت شهری از قدرت پاپ.
این اختلاف تازه، زمینه یک بحران سیاسی دیگر را فراهم کرد.
دانته آلیگیری که در سال ۱۲۶۵ در فلورانس متولد شده بود، در زندگی سیاسی شهر نیز نقش داشت. او مدتی عضو شورای شهر و درگیر امور دیپلماتیک فلورانس بود.
دانته از جناح گوئلفهای سفید حمایت میکرد. این موضع با دیدگاه او درباره نظم سیاسی هماهنگ بود: او معتقد بود قدرت مدنی باید تا حدی از اقتدار کلیسا مستقل باشد.
اما در سیاست، موضع درست همیشه به معنای پیروزی نیست.
در سال ۱۳۰۱، با حمایت پاپ بونیفاس هشتم، جناح گوئلفهای سیاه قدرت را در فلورانس به دست گرفت. رهبران جناح سفید تحت تعقیب قرار گرفتند.
دانته در آن زمان برای مأموریتی دیپلماتیک خارج از شهر بود، اما دادگاه فلورانس او را در غیابش محاکمه کرد.
حکم دادگاه شامل سه بخش بود:
تبعید دائمی از فلورانس
مصادره اموال
حکم مرگ در صورت بازگشت
دانته هرگز به شهرش بازنگشت.
پس از این حکم، دانته سالهای باقیمانده زندگی خود را در شهرهای مختلف ایتالیا گذراند. او در دربار برخی خاندانهای محلی پناه یافت و به نوشتن ادامه داد.
تبعید برای او تنها یک مجازات سیاسی نبود؛ تجربهای عمیق از بیخانمانی و دوری از شهر زادگاهش بود. در بسیاری از نامهها و نوشتههای او میتوان حس تلخ این آوارگی را مشاهده کرد.
در همین سالهای تبعید بود که دانته شاهکار خود، کمدی الهی، را نوشت؛ اثری که بعدها یکی از ستونهای ادبیات جهان شد.
نزاع میان گوئلفها و گیبلینها تنها یک رویداد تاریخی نیست. این نزاع نمونهای از الگویی گستردهتر در تاریخ جوامع انسانی است.
اختلافهای سیاسی اغلب با بحث درباره سیاستها، قدرت یا منافع آغاز میشوند. اما در شرایطی خاص ممکن است به هویت اجتماعی تبدیل شوند.
وقتی چنین اتفاقی رخ دهد:
افراد دیگر صرفاً حامل یک نظر نیستند
بلکه نماینده یک اردوگاه تلقی میشوند
در چنین شرایطی، تغییر نظر یا گفتگو دشوارتر میشود؛ زیرا موضع سیاسی با هویت فرد گره خورده است.
تجربه فلورانس در دوره گوئلفها و گیبلینها نشان میدهد که واژهها و برچسبهای سیاسی میتوانند پیامدهایی عمیق داشته باشند.
این برچسبها تنها ابزار توصیف نیستند. آنها مرزهایی میسازند که جامعه را به اردوگاههای جداگانه تقسیم میکند.
سرگذشت دانته یادآور یک نکته مهم است: گاهی بزرگترین قربانیان این شکافها نه فرماندهان نظامی یا سیاستمداران، بلکه اندیشمندان و هنرمندانی هستند که در میان خطوط سخت یک نزاع سیاسی گرفتار میشوند.
گوئلفها و گیبلینها دو جناح سیاسی در ایتالیا قرون وسطی بودند. گوئلفها از قدرت پاپ حمایت میکردند، در حالی که گیبلینها طرفدار امپراتور مقدس روم بودند.
دانته از جناح گوئلفهای سفید حمایت میکرد. هنگامی که جناح رقیب یعنی گوئلفهای سیاه با حمایت پاپ قدرت را در فلورانس به دست گرفتند، دانته در غیابش محاکمه و به تبعید دائمی محکوم شد.
دانته در سالهای تبعید در شهرهای مختلف ایتالیا زندگی کرد و در همین دوران شاهکار ادبی خود، «کمدی الهی»، را نوشت.