ویرگول
ورودثبت نام
MarpichChannel
MarpichChannelآزاده مدنی، پژوهشگر هنر و نویسنده. در «مارپیچ» و «رادیو مارپیچ» درباره فرهنگ، سیاست و هنر در زمانه‌های بحرانی می‌خوانیم و می‌شنویم؛ جایی برای فهمیدن، نه شتاب در قضاوت.
MarpichChannel
MarpichChannel
خواندن ۳ دقیقه·۴ روز پیش

آخرین مرحله پیش از فروپاشی: وقتی کلمات دیگر معنا ندارند

آخرین مرحله پیش از فروپاشی: وقتی کلمات دیگر معنا ندارند
آزاده مدنی

آخرین مرحله پیش از فروپاشی
آخرین مرحله پیش از فروپاشی

خلاصه پادکست

اغلب تصور می‌کنیم فروپاشی جوامع با جنگ، بحران اقتصادی یا سقوط حکومت آغاز می‌شود. اما تاریخ الگوی دیگری را نشان می‌دهد: بسیاری از جوامع پیش از آنکه در میدان نبرد شکست بخورند، در زبان شکست می‌خورند. فروپاشی زمانی آغاز می‌شود که گفت‌وگو ناممکن شود، کلمات معنای مشترک خود را از دست بدهند و مخالفان به دشمنانی غیرقابل تحمل تبدیل شوند.

این الگو را می‌توان در چند مقطع تاریخی مشاهده کرد.

در اورشلیم قرن اول میلادی، شهر هنوز منابع و فرصت کافی برای مقاومت یا مذاکره داشت. اما گروه‌های سیاسی و مذهبی چنان در دشمنی با یکدیگر فرو رفتند که هر سخن از مصالحه به «خیانت» تعبیر شد. زمانی که امکان گفت‌وگو از میان رفت، شهر پیش از حمله رومیان عملاً از درون فروپاشیده بود.

در چینِ سلسله هان، مشکل نه دشمنی آشکار بلکه از دست رفتن معنای مشترک بود. نخبگان سیاسی، اشراف و درباریان هر کدام مفاهیم حکومت، عدالت و اقتدار را به شکلی متفاوت تفسیر می‌کردند. وقتی یک فرمان برای گروه‌های مختلف معانی متضاد پیدا کند، زبان دیگر نمی‌تواند جامعه را در یک واقعیت مشترک نگه دارد. در چنین خلائی، جنبش‌های رادیکال به‌راحتی طرفدار پیدا می‌کنند.

در ایتالیا میان قرون دوازدهم تا چهاردهم، نزاع میان گوئلف‌ها و گیبلین‌ها از یک اختلاف سیاسی فراتر رفت و به هویت تبدیل شد. افراد دیگر بر اساس استدلال یا برنامه سیاسی قضاوت نمی‌شدند، بلکه صرفاً با یک برچسب شناخته می‌شدند. وقتی هویت جایگزین اندیشه شود، آشتی دشوار و گاه ناممکن می‌شود.

در جمهوری وایمار آلمان نیز بحران فقط اقتصادی نبود. به‌تدریج کلماتی مانند «قانون»، «دموکراسی»، «اصلاح» و «پارلمان» اعتبار خود را از دست دادند. شهروندان دیگر به این مفاهیم باور نداشتند. در چنین شرایطی، زبان ساده، قاطع و دشمن‌محور نازیسم توانست جای زبان فرسوده دموکراتیک را بگیرد. هیتلر بیش از آنکه محصول یک کودتا باشد، محصول فرسایش تدریجی اعتماد به کلمات بود.

رواندا شاید روشن‌ترین نمونه باشد. پیش از نسل‌کشی ۱۹۹۴، رسانه‌ها و تبلیغات سیاسی سال‌ها در حال انسانیت‌زدایی از توتسی‌ها بودند. آنان نه به‌عنوان شهروند یا همسایه، بلکه به‌عنوان «سوسک» معرفی می‌شدند. هنگامی که یک گروه از دایره انسانیت خارج شود، خشونت علیه آن نه‌تنها ممکن، بلکه در ذهن برخی افراد موجه جلوه می‌کند. نسل‌کشی پیش از آنکه با ساطور آغاز شود، با واژه‌ها آغاز شده بود.

این نمونه‌ها با وجود تفاوت‌های زمانی و فرهنگی، یک ویژگی مشترک دارند: فروپاشی از جایی شروع می‌شود که جامعه توانایی شنیدن صدای مخالف را از دست می‌دهد. ابتدا گفت‌وگو بی‌ارزش می‌شود، سپس مخالف به تهدید تبدیل می‌شود و در نهایت حذف او قابل تصور و حتی مطلوب جلوه می‌کند.

تاریخ نشان می‌دهد که خطرناک‌ترین نشانه فروپاشی نه بحران اقتصادی است، نه آشوب سیاسی و نه حتی خشونت خیابانی. خطرناک‌ترین نشانه لحظه‌ای است که دیگر نتوان با فردی که دیدگاه متفاوتی دارد گفت‌وگو کرد، بدون آنکه این کار هزینه داشته باشد.

اگر هنوز بتوان اختلاف را تحمل کرد و مخالف را انسان دانست، امکان ترمیم وجود دارد. اما اگر پرسش به خیانت، تردید به جرم و گفت‌وگو به تهدید تبدیل شود، جامعه وارد مسیری شده است که پایان آن را تاریخ بارها و بارها نشان داده است. فروپاشی در آن لحظه آغاز شده؛ حتی اگر هنوز کسی صدای آن را نشنیده باشد.

https://B2n.ir/ed2120

بحران اقتصادیفروپاشیآلمانهیتلرنسل کشی
۰
۰
MarpichChannel
MarpichChannel
آزاده مدنی، پژوهشگر هنر و نویسنده. در «مارپیچ» و «رادیو مارپیچ» درباره فرهنگ، سیاست و هنر در زمانه‌های بحرانی می‌خوانیم و می‌شنویم؛ جایی برای فهمیدن، نه شتاب در قضاوت.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید