ویرگول
ورودثبت نام
MarpichChannel
MarpichChannelآزاده مدنی، پژوهشگر هنر و نویسنده. در «مارپیچ» و «رادیو مارپیچ» درباره فرهنگ، سیاست و هنر در زمانه‌های بحرانی می‌خوانیم و می‌شنویم؛ جایی برای فهمیدن، نه شتاب در قضاوت.
MarpichChannel
MarpichChannel
خواندن ۲ دقیقه·۱ روز پیش

درس‌های هابیل و قابیل برای جامعه‌ای شکاف‌خورده

وقتی تفاوت تهدید می‌شود: درس‌های هابیل و قابیل برای جامعه‌ای شکاف‌خورده

آزاده مدنی

هابیل و قابیل
هابیل و قابیل

دو برادر.

یک مراسم.

یک انتخاب.

و اولین قتل تاریخ بشر.

اما این داستان فقط درباره‌ی حسادت نیست. درباره‌ی یک مکانیسم ذهنی است که هنوز هم — هزاران سال بعد — در خیابان‌ها، در فضای مجازی، در گفتگوهای خانوادگی و در شکاف‌های اجتماعی تکرار می‌شود. قابیل اشتباه نمی‌کند. او یک محاسبه می‌کند. هابیل پذیرفته شد. قابیل نه. قابیل این را به زبان ریاضی ترجمه می‌کند: اگر او بالاست، پس من پایینم.

این همان لحظه‌ای است که «تفاوت» تبدیل به «تهدید» می‌شود. قابیل دیگر برادرش را نمی‌بیند؛ او «دلیل تحقیر خودش» را می‌بیند. رقیب، دشمن نامیده می‌شود. و دشمن باید حذف شود. خدا هشدار می‌دهد. قابیل می‌شنود — و انتخاب می‌کند که نشنود. چون گفتمان درونی‌اش قوی‌تر از هر صدای بیرونی است: «اگر آن دیگری نباشد، دیگر مجبور به مقایسه نیستی. آنگاه تو برنده‌ای.»

این فقط داستان دو برادر نیست. این داستان هر جامعه‌ای است که در آن، دیدن موفقیت دیگری به جای الهام‌بخشی، به منبع رنج تبدیل شده. هر جامعه‌ای که در آن، تفاوت عقیده دیگر «نظر متفاوت» نیست — «خیانت» است. هر جامعه‌ای که شکاف‌هایش آنقدر عمیق شده که طرف مقابل، دیگر «هم‌وطن» یا «هم‌نوع» نیست — «آن‌هاست». وقتی جامعه‌ای به این نقطه می‌رسد، خشونت دیگر استثنا نیست. خشونت منطقی می‌شود. چون هر گروه مطمئن است که «آن دیگری» نه یک انسان با دیدگاه متفاوت، بلکه تهدیدی برای هستی خودش است.

میگل دِ اونامونو، فیلسوف اسپانیایی، جمله‌ای دارد که باید روی دیوار هر مدرسه‌ای نوشته شود: «اگر اولین قتل بشر برادرکشی است، پس هر قتل دیگری نیز قتل برادر است.» یعنی در هر لحظه‌ای که کسی را حذف می‌کنیم — از گفتگو، از فضای عمومی، از حق زیستن — ما داریم قابیل را بازی می‌کنیم. نه از روی شرارت. بلکه از روی همان مکانیسم کهنه: وجود تو، ارزش من را زیر سؤال می‌برد.

مشکل قابیل این نبود که هابیل را دوست نداشت. مشکل این بود که نمی‌توانست هابیل را بدون مقایسه ببیند. نمی‌توانست موفقیت برادرش را بدون اینکه آن را شکست خودش بداند، تحمل کند. و این دقیقاً همان چیزی است که جامعه‌ی شکاف‌خورده از آن رنج می‌برد: نه کمبود هوش، نه کمبود منابع — بلکه ناتوانی در دیدن تفاوت بدون احساس تهدید. جامعه‌ای که یاد نگیرد تفاوت را تحمل کند، در نهایت با خودش می‌جنگد.

و جنگ با خود — همیشه — بازنده ندارد.

همه می‌بازند.

حتی قابیل.

قابیلتاریخ تحلیلیتاریخ
۰
۰
MarpichChannel
MarpichChannel
آزاده مدنی، پژوهشگر هنر و نویسنده. در «مارپیچ» و «رادیو مارپیچ» درباره فرهنگ، سیاست و هنر در زمانه‌های بحرانی می‌خوانیم و می‌شنویم؛ جایی برای فهمیدن، نه شتاب در قضاوت.
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید