واقعا قضاوت ممنوع؟

یکی از مهمترین جملات به ظاهر انگیزشی که چندسالی است مُد شده و افراد گوناگونی را از اقشار مختلف فکری و فرهنگی به خود جذب کرده است،  این جمله دو کلمه ای بدون فعل ولی پرمعنا است : قضاوت ممنوع! 

همه ما کم و بیش با شنیدن یا خواندن واژه قضاوت،  خاطرات تلخی را در ذهن و زبان خود مرور میکنیم که یادآوری آن موجب تلخی دوباره کاممان میشود.

چه روزها و شبهایی که بخاطر قضاوت دیگران بر ما ناگوار و پر از تنش،  عصبانیت، تنفر و حس انتقام گذشت.

همه ما پس از گذران دوره ای تلخ از قضاوت دیگران، در نهان خود تصمیم گرفته ایم قضاوت ممنوع!  را در برنامه فکری و رفتاری خود داشته باشیم و اگر خودمان یا فرد دیگری مورد قضاوت قرار گرفت،  سریع سراغ قرار شخصی خود رفته و آن رفتار را محکوم نماییم.

واقعیت نامیمون قضاوت های بیجا بر هیچ کس پوشیده نیست و کم نیستند انسان هایی که بخاطر همین قضاوت های تاریک، نظام فکری و زندگیشان مدت زمان طولانی بهم ریخته باشد.

اما تصور میکنم واقعیت ماجرای قضاوت با حقیقت آن تفاوت خاصی داشته باشد که کمتر حواسمان را به آن سوق داده ایم.

در دایره های روابط پیرامون ما که نقطه وسط آن دقیقا خودمان هستیم،  طبیعتا هرچه دایره افراد به ما نزدیک تر باشد، آنها از تاثیر و اهمیت بیشتری در زندگی ما برخوردارند.

من فکر میکنم اگر افراد مختلف در دایره های روابط نزدیک به من،  چندبار قضاوت مشخصی در مورد من کرده باشند که به نظرم ناعادلانه می آید،  لازم است روی آن قضاوت بجای استفاده از آن جمله معروف، اندکی تامل کرده و انگشت اتهامی به سمت خود بگیریم.

حقیقت این است که افراد نزدیک، موثر و صادق در روابط ما،  اگر از رفتار یا کنش های ما برداشت نادرستی کرده باشند لازم است بازنگری جدی در خود داشته باشیم. بعید است افراد نزدیک که ما را خوب میشناسند جملگی اشتباه کنند،  پس شاید رفتار، حرف یا کنش های ما به گونه ای است که از آن برداشت خوبی نمی شود و این از آن مواردی است که قطعا باید حق را به دیگران داد و اگر در باطن خود قصد بدی هم نداشته ایم اما ظاهر رفتار را با باطن آن هماهنگ تر نماییم.

رفتاری که موجب ایجاد ظن یا تهمت در ذهن دیگران شود را از دایره رفتارهای خود حذف نماییم تا کمتر مورد هجوم قضاوت های بیجا قرار گرفته و حالمان بهتر بماند و یکی از راههای فراهم شدن این مهم، توجه به قضاوت های اطرافیان یکرنگ می باشد.

#مریم_یراقی