مونالیزای افغانستان !

عکس متعلق به دختری افغانی به نام شربت گل
عکس متعلق به دختری افغانی به نام شربت گل

در ژوئن سال 1985 پرتره ای با عنوان "دختر افغان " از عکاسی به نام استیو مک کوری بروی جلد مجله نشنال جئوگرافیک چاپ شد که شهرتی جهانی را برای عکاسش به ارمغان آورد . دختر 13 ساله ای به نام "شربت گل" از نژاد پشتون که والدینش را در بمباران هوایی شوروی به روستایشان در افغانستان از دست داده و در اردوگاه پناهندگان افغانی در پاکستان زندگی میکرد. عکسی که بدون یک کلمه توضیح براحتی قابلیت برانگیختن احساسات و عواطف را در ابعاد جهانی دارا بود. ولی به راستی چه جادویی در این چشمان زیبا و نافذ نهفته است که ذهن بیننده را چنین درگیر می کند. شاید نگاهی عمیق تر همراه با کاوش جنبه های مختلف این عکس دلیل جاذبه بصری این پرتره را بیشتر نمایان کند.

این عکس راوی حکایت تلخی است که از دریچه ی نگاه دو چشم خیره و تاثیر گذار بیان می شود. چشم هایی بغایت زیبا ، بکر و وحشی که نگاه بیننده را به درون خود می کشند. رنگ سبز این چشمها معمولی نیست ، در اطراف مردمک چشم ، رگه های ظریف و نارنجی رنگی دیده میشود ،گویی این چشم ها را گداخته اند. این دخترک خجالتی تمام حرفهای نگفته اش را پشت نگاهی که مانند شیشه تیز است برای بیننده بازگو می کند.

ارتباط چشمی مستقیم بین سوژه و بیننده تاثیر گذاری زیادی دارد ، که در این عکس به خوبی این ارتباط و همذات پنداری برقرار میشود. شاید اگر دخترک چشمانی تیره داشت برای القا مفهوم ذهنی عکاس به بیننده تا این حد تاثیر گذار نبود، زیرا چشمان تیره عموما مهربان تر و آرام تر به نظر می رسند. این چشمان درشت که دریچه ی روح رنج کشیده ی این دختر زیبا هستند، در حالتی خیره ، چنان نگاه مخاطب را به خود جذب می کنند که فروکشندگی و القای حس درونگرای دایره ی مردمک چشم ها را چند برابر می کنند.

در این عکس به وفور از طیفهای رنگ سبز و قهوه ای –قرمز استفاده شده است . عکاس تمایلی به دخالت دادن رنگهای دیگر نداشته است . رنگ سبز ، همان رنگ سردی است که به تعبیری یادآور طبیعت است ، همگام با رنگ قرمز-آجری یک تضاد سرد – گرم دلچسب و متعادل را در عکس بوجود آورده است .

موها تیره و قهوه ای هستند ولی حالت مواج و درخشانی ندارند ، بیننده بر روی موها توقف نمی کند. عکس عمق زیادی ندارد و در پشت دخترک غیر از یک پرده چیزی نیست تا نگاه بیننده را به خود معطوف کند.نگاه هنوز همین جاست .درست روی چشم های زیبای شربت گل !

شال بر روی بازوها در سه نقطه پارگی دارد و لباس سبز دخترک از زیر آن پیداست . این سه پارگی مثلث دیدگانی قوی را برای بیننده ایجاد میکند. ولی نقاط قوی جذب کننده به رنگ سبز نمایان شده از زیر پارگی ها محدود نمیشود. چشم های سبز و پرانرژی شربت گل هم از نقاط قوی این عکس محسوب میشوند.

این هارمونی ایجاد شده در رنگ چشم و نقاط سبز رنگ لباس ،قدرت تبدیل این مثلث به چند ضلعی را داردو مساحت میان این نقاط محل تمرکز و حرکت متوالی چشم بیننده میشود.این جولانگاه دربرگیرنده ای فرم اصلی چهره ی دختر است که روایت اصلی عکس در آن بازگو میشود

عکاس بسیار هوشمندانه و هدفمند دست به انتخاب سوژه ، رنگ و محیط زده است .با وجود استفاده از رنگهای درخشان فضای احساسی تصویر شاد نیست . ولی این عکس برای نمایش دادن مطلق مفهوم فقر هم مناسب نیست. پارگی شال دخترک زیاد دل را نمیسوزاند ، در این عکس از دستهای پینه بسته ، کفش های سوراخ ، خانه های ویران و عروسکهای بدون سر خبری نیست . این جا نمایش یک روح زخم خورده از دریچه این چشم های درخشان است . زخم هایی که براحتی بهبود نمی یابند . زخم پشت زخم .. روحی آزرده درست مانند روح دردمند کشوری که در آن متولد شده است . این جا حکایت مردم زجرکشیده ای است که مالک سرزمین و خاکی سخاوتمند و سبز و بکر هستند ولی به هویت و غرورشان طی سالها تجاوز شده است . داستان این عکس به همین جا ختم نمیشود.

در سال 2002 استیو مک کوری با گروهی از طرف مجله نشنال جئوگرافیک طی ماموریتی مجددا به افغانستان رفت تا "شربت گل" را بیابد . سرانجام به سختی و با تکنولوژی شناسایی از طریق عنبیه شربت گل دوباره پیدا شد

این عکس صاحب همان چشم های زیبا پس از گذشت سالهاست . مادر شده و صاحب سه دختر است . شاید باید 17 سال سختی و مرارت میگذشت تا آن چشم های حیرت زده ، بار عظیمی از اندوه را نیز با خود همراه کند . در عکس دوم چشم های غمگین و خجول شربت گل که دیگر درخشندگی سابق را ندارد همراه با پوشش آبی رنگ ،سردی و خستگی این زن در هم شکسته را به نمایش میگذارد.

زنی که در تمام دوران جنگ افغانستان با شوروی و سلطه طالبان روزگار خود را با رنج و فقر میگذراند تا 30 سالگی هرگزعکس مشهور خود که در غرب به مونالیزای افغانستان شهره داشت را ندیده بود .اوریانا فالاچی روزنامه نگار برجسته ایتالیایی جمله مشهوری دارد با این مضمون که (( زخم ها خوب میشوند ولی خوب شدن با مثل روز اول شدن خیلی تفاوت دارد ))

و تفاوت شاید همین جاست ، جایی که به ندرت می توان زخم روح را پنهان کرد ..درست روی چشم ها !

مریم پژمان

منبع عکس :https://en.wikipedia.org/wiki/Afghan_Girl