مارکوزه رابطه منطقی نیروی تعقل را با نیازهای حسی و غریزی، تنها در جامعه ای آزاد که نفوذ و سیطرهی تکنولوژی اراده و اختیار را از انسان ها نگرفته باشد، ممکن و میسر می داند (انسان تک ساختی: 7).
انسان تک ساحتی موجودی است که در فضای آزاد پرورش نیافته و جامعه ای بازدارنده و سرکوبنده به بهانه تامین حوائج و تدارک به زیستی او، بی رحمانه گرفتارش کرده است. شاید بتوان گفت از آغاز تاریخ بشر، همیشه آزادی اندیشه و آزادی بیان، معروض فشارهای بازدارندهی جامعه بوده و هرگز توانگران و زورمندان ضرورت آزادی را باور نداشته اند!
مارکس نظام طبقاتی را نشانه ای از عدم آزادی جوامع بشری می داند. اما مارکوزه کمی پیش تر می رود و معتقد است که زنجیره تولید بازدارنده را که بر پای اراده انسان سنگینی می کند، مخل آزادی او می داند چرا که نظام تکنولوژی، آزادی را ضرورت حیاتی زندگی بشر تلقی نمی کند (انسان تک ساحتی: 8)
در جامعه ماقبل صنعتی، بنیان شخصیت آدمی بر دو ساحت تن و جان استوار بود. روح تفکر و چون و چرا بر اعتبار شخصیت انسان می افزود. اما اکنون واقعیت ذاتی انسان در قبال سودمندی اقتصادی و شیئیت او از یاد رفته و صنعت و تکنولوژی انسان را از دو سو به بردگی سوق داده است: یک مبدل کردن او به یک جاندار و دو مجبور ساختنش برای کالاهای بیهوده که حاصل آن تیره روزی، جنگ و خشونت است.
آزادی انسان تنها به دارا بودن حق انتخاب چیزی محدود نمی شود. بهره مندی از آزادی واقعی هنگامی است که او توانایی درک چگونگی انتخاب و ارزیابی چیزهایی را که باید انتخاب کند، داشته باشد. امکان هر گزینشی را نمی توان نشانه ای بر آزادی تلقی نمود. (انسان تک ساحتی: 43)
نقد جامعه سرمایه داری
جامعه سرمایه داری برای چاره جویی در مقابل تهدیدات خارجی، به نزدیک ساختن و وحدت بخشیدن گروه های داخلی پرداخته و اتحادی را که در گذشته وجود نداشته، با انگیزه هایی ایجاد کرده و در مسائل تولید ـ کار، هم آهنگی هایی بین گروه ها پدید آورده است.
جامعه سرمایه داری تلاش می کند تا سطح زندگی مردم را بالا ببرد تا فرصت خرابکاری برای تهدیدهای خارجی را به حداقل برساند. به همین دلیل سازمان های اداری که کنترل این جامعه را بر عهده دارند، توسعه بیشتری می یابند و برای اغفال مردم، برنامه مبارزه طبقاتی را تنظیم می کنند.
در نهایت جامعه سرمایه داری در سایه درآمدهای حاصله از تولید روزافزون صاحبان صنایع بزرگ، و ترساندن مردم از وقوع یک جنگ اتمی، به موجودیت خود ادامه می دهد.