برای خودمون وقت بزاریم

راستش چند وقتی بود که چیزی ننوشتم، نه اینکه حرفی نداشته باشم. بعضی از حرفای کوتاه رو میشه توی فیسبوک و توییتر نوشت. الان میخوام مجموعه اون حرف ها رو به همراه تجربیاتی که توی این مدت داشتم باهاتون درمیون بزارم.

از هفته پیش استفاده از YOU-app رو دوباره شروع کردم. چون متوجه شدم در بین تمامی چیز هایی که براشون وقت میزارم، اولویت اول رو فراموش کردم یعنی "خودم". اگه دوست دارید نوشته من درباره این اپلیکیشن رو از اینجا بخونید.


آموخته های هوش هیجانی:

در هوش هیجانی (مراحل اولیه) یکی از تمرینات مهم که تا پایان آموزش ها لازمه انجام بشه "مانیتورینگ" است. خب الان من روزی 10 بار خودمو مانیتور کردم و کلی چیز نوشتم یا توی اپلیکیشن موبایل مخصوص این کار وارد کردم، نمودار ترسیم شد و ... . اما این همه کار چه فایده ای برای من داشت؟

من خودم رو بهتر شناختم ولی فراموش کردم در نتیجه این خود شناسی تصمیمات درستی بگیرم و وضعیتم رو بیشتر و بهتر تغییر بدم، حداقل الان فکر می کنم که تغییرات من کافی نبوده پس تصمیم گرفتم تا نگاه دوباره ای به دیتا (اطلاعات) ی که ثبت کردم بندارم و براساس این نتایج تصمیم بگیرم که چه تغییراتی لازمه توی زندگیم ایجاد کنم.

به این دلیل تجربه خودم رو با شما به اشتراک میزارم که باور دارم برای دنیای ما دیگه تئوری و نوشته های توی کتاب کافیه، دیگه بسه هر چی تئوری خوندیم، ما بیشتر و مخصوصا من بیشتر به تجربه دیگران در استفاده از این تئوری ها و دونستن نتیجه ش نیاز داریم.


غرق شدن بیش از حد در کار:

من از کار کردن خیلی لذت می برم، از مطالعه در زمینه کاری هم بیشتر، بمعنای کامل به این کار عشق می ورزم. اما همین لذت باعث شد تا من خودم رو تا حدی فراموش کنم. کم کم لذت تبدیل به وظیفه میشه هرچند اجباری وجود نداشت.

به خودم اومدم و دیدم که روحیه م داره خراب میشه و وضعیت روحی و جسمی خوبی ندارم. فراموش کرده بودم که این آموخته ها در جهت بهتر زندگی کردن ما هستن و قرار نیست باعث آزار خودمون بشن. متاسفانه این رویه نامناسب باعث شده بود ذهنم بیش از حد ماشینی بشه.

خداروشکر در این موارد ذهنم تا قبل از اینکه خیلی دیر بشه آلارم میده. با اون حال نامناسب به چند نفر از دوستام پیام دادم و وضعیتم رو شرح دادم. اونها هم با حوصله شنیدن و برام وقت گذاشتن. هر کسی پیشنهادی داد و به لطف شخصیتی که دارن منو در انتخاب راه آزاد گذاشتن و نصیحتم نکردن.


ایجاد یک لیست:

یک لیست از کار هایی که همیشه بهم لذت میده (و مدت ها بود انجام نمی دادم) درست کردم. مثل رفتن به موزه ها، پارک ها و جاهای دیدنی و یک لیست هم از اسم افرادی که بیرون رفتن باهاشون رو دوست دارم. در این لیست الان حدودا 100 مورد که همگی در تهران هستن ثبت شده که بر اساس شرایط و زمان یکی رو انتخاب می کنم و انجام میدم. از هفته پیش تا الان سه محل مختلف رفتم و کلی حالم بهتر شده.

نکته مهمی که در تفریح و لذت بردن تجربه کردم اینه که، ما از بودن در کنار دوستامون بیشتر لذت می بریم و نیاز داریم یاد بگیریم از تنهایی مون هم لذت ببریم، یعنی اگه دوستی فرصت نکرد با ما بیاد بیرون این مانعی برای ما نباشه. راه رو درست انتخاب کنیم به مرور همراهان مناسب رو پیدا می کنیم.


و اما social sharing رو فراموش نکنیم:

تو شبکه های اجتماعی، آدم ها رفتار های مختلفی از خودشون نشون میدن، شاید دیده باشید توئیت هایی که افراد از ناراحتی هاشون میزارن و برای داشتن این ناراحتی ها پافشاری و اصرار می کنن. من از این شبکه های اجتماعی برای به اشتراک گذاری تجربیات خوبم در کنار موارد دیگه، استفاده می کنم. بیاید این کار های خوب و شیوه انجامشون رو به اشتراک بزاریم و افراد دیگه رو به اینکار ترغیب کنیم.


موفق باشید