ضد الگو ها در توسعه محصول چابک - قسمت چهارم

ضد الگو ها در هر کاری، میتوانند ناشی از رفتار های فردی یا گروهی باشند. اشکال عمده ضد الگو های ناشی از رفتار های فردی (از دیدگاه روانشناسی) این است که در اکثر مواقع، خود فرد نمی تواند وجود این مشکل را تشخیص دهد مگر اینکه در سطح بالایی از خودشناسی قرار داشته باشد. به بیان دیگر می توان گفت که ما در دیدن مشکلات خارج از جهان درونی خود، بهتر عمل می کنیم تا دیدن مشکلات درونی و رفتاری خودمان.

با یکی از آشنا ترین ضد الگو های فردی شروع می کنیم...

مدیریت خُرد (Micro Management):

آن قدر این کلمه را شنیده ایم و استفاده کرده ایم که شاید عبارت انگلیسی آن از ترجمه فارسی اش برای ما آشنا تر است. این خود بیان گر عمومی بودن و همه گیر بودن این مشکل است. مدیریت خُرد زمانی رخ می دهد که یک نفر از لایه مدیریت تلاش کند تا از جزئی ترین نکات در مورد محصول اطلاع داشته و در باره آنها اظهار نظر کند.

شخصا افرادی از این دست را دیده ام که علاقه فراوانی دارند که در تمامی ایمیل های رد و بدل شده در شرکت CC شوند حتی اگر این ایمیل مربوط به سفارش لیوان های یکبار مصرف کاغذی باشد. زیرا فکر می کنند تحت تاثیر این اطلاع داشتن و همچنین دخالت در جزئی ترین مسائل است که می توانند تیم، محصول و سازمان را در جهت استراتژی ها پیش ببرند (اگر اصلا استراتژی ای وجود داشته باشد)

آنها می خواهند بدانند که توسعه دهندگان دقیقا در این لحظه چه کاری انجام می دهند بنابراین یا دائما به صورت حضوری به محل کار آنها می روند و یا ابزار های Monitoring را برای این کار استفاده می کنند.


مدیریت خُرد از عدم اعتماد ناشی می شود.

براساس آموزه های هوش هیجانی، مدیریت خُرد از عدم اعتماد ناشی، و عدم اعتماد از ترس و استرس سرچشمه می گیرد، درون این افراد ترسی وجود دارد که به آنها می گوید "در صورتی که میخواهند کاری به خوبی انجام شود یا باید خودشان آن را انجام دهند و یا اینکه بر تک تک جزییات آن مسلط باشند"

همچنین مسلط بودن از دید آنها به معنای آگاهی نبوده بلکه به معنای آگاهی + دخالت است. این افراد نیاموخته اند که میتوانند به هم تیمی های خود برای انجام یک کار اعتماد کنند و این را براساس تجربه های خود در گذشته و حتی کودکی شان، به صورت پیشفرض ذهنی خود انتخاب کرده اند.


چنین روحیه ای تاثیر بسیار منفی بر حال و هوای تیم، شیوه پیشبرد کارها و موفقیت محصول نهایی دارد. هیچ فردی دوست ندارد در محیطی کار کند که سلامت روحی اش در خطر باشد. تغییر چنین رفتاری با توجه به عمق ریشه های آن زمان بر بوده و در گام اول خود فرد باید به این درک برسد که در حال انجام رفتاری با تاثیرگذاری منفی است. سپس او باید اعتماد به افراد را تمرین کرده و از باری که بر دوش خود قرار می دهد بکاهد. زیرا اگر این رفتار اصلاح نشود، تیم نخواهد توانست که کار خود را به درستی انجام دهد.


انتخاب ابزار ناصحیح ارتباطی:

از مهم ترین ضد الگو ها انتخاب یک ابزار اشتباه برای ارتباط اعضای تیم با یکدیگر است. یکی از محتمل ترین این موارد، استفاده از ایمیل برای رساندن پیغام و منظور خود است. ماهیت ایمیل در محیط های چابک امروزی، بیشتر برای مقاصد رسمی و اعلان های سازمانی است در صورتی که ما در توسعه چابک بر ارتباط فردی تاکید داریم.

افرادِ "چارچوب زده" که خیلی قالب داشتن را دوست دارند، می توانند به راحتی از ایمیل استفاده کنند اما فرد مقابل که گیرنده است با مشکلات فراوانی رو برو خواهد بود و ارسال و دریافت ایمیل هایی که برای هر دو طرف با کج فهمی همراه هستند تنها ارتباطات بین فردی را از بین می برد و به نتیجه رسیدن را عقب می اندازند.


افراد در هر بار خواندن ایمیل، منظور را مغرضانه دانسته و تلاش می کنند تا پاسخ هایی دندان شکن تر از فرد مقابل بنویسند تا برای او ارسال کنند. در نتیجه در حلقه معیوبی گرفتار می شوند. اگر در این شرایط هستید و یا اینکه میخواهید هیچ وقت وارد این شرایط نشوید، همیشه زمانی را برای ملاقات های کوتاه و رو در رو در نظر بگیرید و با هم صحبت کنید.


پایان قسمت چهارم


http://vrgl.ir/KIMp8
http://vrgl.ir/UokFT
http://vrgl.ir/7bI5b
http://vrgl.ir/0Dyzz