وقتی مدوسا می خندد

انتخاب های غلط... امید به اینکه همه چیز درست می شود...

دیدن همه اینها به ناخودآگاه ما این اجازه را می دهد که مدوسا را قضاوت کنیم. اینکه هر وقت خواستیم، سرنوشت او را حق مسلم اش بدانیم و با اینکه او را در حال درد کشیدن می بینیم، او را در ذهن خود محکوم کنیم.

یا اصلا خیلی مهربان و خوب، شرایط پیرامونش را مقصر بدانیم و دلمان برایش بسوزد. شاید اصلا با او همدردی کنیم، چون ممکن است همین اتفاقات در زندگی ما هم رخ بدهد یا رخ داده باشد.


این یک نمایش تئاتر است. اما بیشتر شبیه یک زندگی واقعی است. متشکل از چند شخصیت، یک محل و یک سری اتفاقات پی در پی. ما با کدامیک از این کاراکتر ها، صحنه ها و یا دیالوگ ها همزاد پنداری می کنیم؟

نمایش خنده مدوسا، داستان زنی است که با همسر خود در روستایی زندگی می کند. اما از آنجایی که این روستا در ایران و یا در هند نیست به احتمال زیاد شاهد یک فیلم "هندی" نخواهیم بود ;) بلکه میتوانیم یک نمایش کاملا غیر منتظره را شاهد باشیم.


در زمان شروع این اجرا طبق معمول دفترچه خودم را آماده کردم تا با نوشتن نکات منفی و مثبت آن، طبق معمول نقد بیطرفانه ای درارتباط با این اجرا بنویسم. اما صفحه نکات مثبت پر شد و صفحه نکات منفی در تمام طول اجرا سفید مانده بود. موضوع من این نیست که آیا کار بدون نقص و یا ضعف اصلا امکان پذیر هست یا خیر. نکات منفی از نظر من تمام چیز هایی است که مانع لذت بردن مخاطبان یک اجرای تئاتر از قشر های مختلف جامعه می شود.

فاطمه نصرتی سمت چپ- ساناز تفکری سمت راست
فاطمه نصرتی سمت چپ- ساناز تفکری سمت راست

در پایان اجرا زمانی که با بازیگران و کارگردان این کار صحبت کردم، متوجه شدم که این نمایش تجربه اول کارگردانی سرکار خانم فاطمه نصرتی است و این موضوع برای من خیلی شوکه کننده بود. کاری با این کیفیت را بعنوان تجربه اول یک جوان! اصلا خارج از انتظار بود. ضمن اینکه برای من که هر هفته شاهد 4-5 نمایش تئاتر هستم، طی دو سال اخیر تنها 5 تئاتر پیش آمده است که کارگردان کار علاوه بر انجام وظایف حرفه ای خود، در اجرا نیز شرکت داشته باشد و در نقش بازیگر بتواند بازی قابل قبولی را از خود ارائه دهد. که نام ایشان را برای من در کنار افرادی همانند استاد بزرگ میکائیل شهرستانی برای اجرای "آوازه خوان خیابان های منهتن" قرار می دهد.

به نوعی میتوانم بگویم، یکی از ده کارگردان برتر آینده تئاتر ایران (نه فقط در گروه کارگردانان خانم) در این اجرا متولد شد، هرچند که بازیگر بسیار قابلی هستند و من بازی ایشان را از مجموع بازیگران زن این اجرا به صورت مشترک با سرکار خانم ساناز تفکری در رتبه اول قرار می دهم.


سرکار خانم تفکری بازیگر نقش اول این اجرا نیز نمایش خیلی خوب و بازی قوی ای از خود به نمایش گذاشت، به صورتی که شما می توانستید تمامی درد ها و شادی ها و احساسات مدوسا را در او ببینید و حتی در مقایسه با اجرای قبلی ایشان در نمایش چند سی سی حادثه میتوانم بگویم اجرای پخته تری از ایشان دیدم و همچنین توانستم تمامی پیام هایی که برای شناخت مدوسا در بازی ایشان برای تماشاگر ارسال می شد را دریافت کنم و آفرین به قدرت ایشان در نمایش و بازیگری.

مسعود منقچی سمت راست- ساناز تفکری سمت چپ
مسعود منقچی سمت راست- ساناز تفکری سمت چپ

بازی جناب آقای مسعود منقچی به صورت چشمگیری خاص بود، که نشان دهنده تلاش زیاد ایشان برای بوجود آوردن نقش مقابل مدوسا در این اجرا است. نکته ای که در قوت بازی ایشان به چشم می آید، برخلاف عموم نقش های منفی که در اجراهایی با موضوع زنان مطرح می شود، این است که این نقش کاملا برای من بعنوان یک مرد قابل درک است. هر مردی میتواند خود را به این نقش نزدیک ببیند و هرچند که نکات منفی رفتار او را در وجود خود انکار کند و بخواهد که در ذهن خود، خود را در جایگاه قهرمان داستان قرار بدهد، اما نمی تواند از اینکه احساسات و رفتار های این نقش را کاملا درک می کند فرار کند هر چند که به نظرش اشتباه باشند.

بازی بسیار خود آقای مسعود منقچی را در کنار بازی خوب و هر چند کوتاه از مهدی ملک در نمایش "زن هستم" به نویسندگی و کارگردانی سرکار خانم صنم سرمد قرار می دهم و در این ژانر خاص این دو را بعنوان بازیگران مرد برتر میدانم.


محمد طاهری (مهمان از گروه هنری استوا)، با توجه به اینکه ایشان تنها 4 روز قبل از شروع اجرای این نمایش به گروه اضافه شده اند توانستند هماهنگی بالایی با تیم و تاثیر گذاری خوبی در اجرای نقش خود داشته باشند. هماهنگی ایشان با دو بازیگر اول مرد و زن این اجرا به خوبی نمایان بود و بنظرم ایشان از تجربه خوبی در زمینه اجرا برخوردار هستند و از این جهت حضور ایشان در کار باعث بالاتر رفتن قدرت نمایش شده است.

مسعود منقچی سمت راست - محمد طاهری سمت چپ
مسعود منقچی سمت راست - محمد طاهری سمت چپ

هرچند که تلاش می کنم تا پس از پایان هر اجرا با بازیگران کمی در ارتباط با نقشی که اجرا کرده اند صحبت کنم تا درک بهتری از کاری که انجام داده اند و دیدگاه شان داشته باشم، اما درارتباط با سرکار خانم بهار داورزنی این فرصت پیش نیامد. و چیزی که هم اکنون در ارتباط با بازی ایشان می نویسم یکی از جنبه های تحلیلی را کم دارد.

نقش ایشان در ذهن من از نظر کیفیت بازی در رتبه دوم بازیگران این اجرا قرار گرفته است، از این جهت که فکر می کنم ایشان می توانستند از خیلی خوب به عالی اجرای خود را بالا ببرند اگر فرصت بیشتری می داشتند. زیرا ایشان هم دیر به گروه نمایشی اضافه شده اند. نقش ایشان جنبه های دو پهلویی در ارتباطات خود دارد و بخشی از جنبه اجتماعی جامعه زنان را به تصویر می کشد که گاهی توسط ما یا شناخته شده نیست، یا کتمان می شود و یا در صحبت های مان سعی می کنیم به آن اشاره نکنیم.

در هر صورت فکر می کنم برای این نقش بخصوص ایشان بهترین انتخاب بوده اند زیرا بازی قوی و خیلی خوب، چهره و صدای ایشان همگی در یک جهت بر تاثیر گذاری نقش افزوده اند.



در نهایت از لیست نقاط قوت این کار میتوان به طراحی صحنه جالب و خیلی خوب، موسیقی و نور عالی به همراه سالنی مناسب برای راحتی تماشاگران اشاره کرد هرچند که فکر می کنم اجرایی در این سطح میتواند در بزرگترین سالن های نمایشی کشور برای اجرا روی صحنه برود.



"هویت ما در اثر رنجی که می کشیم شکل می گیرد، هر چه بیشتر رنج می کشیم، هویت ما پیچیده تر می شود و این یعنی شروع زنانگی" -فاطمه نصرتی


به شما پیشنهاد می کنم به دیدن این اجرای بسیار زیبا بروید و از آن لذت ببرید.

https://www.tiwall.com/p/medusakhandeh

موفق باشید.