ویرگول
ورودثبت نام
نشریه دانشجویی مسیر🌱
نشریه دانشجویی مسیر🌱نشریه دانشجویی "مسیر" جایی برای فکر کردن به مقصد... بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مازندران مسیر در پیام‌رسان‌های ایتا، سروش و بله: @Masir_mazums
نشریه دانشجویی مسیر🌱
نشریه دانشجویی مسیر🌱
خواندن ۲ دقیقه·۸ روز پیش

خاطراتی که در کیف مدرسه جا ماندند

صبحی که برای خیلی از خانواده‌ها با بوی نان تازه و صدای آماده شدن بچه‌ها برای مدرسه شروع می‌شود، برای بعضی پدر و مادرها به تلخ‌ترین خاطره عمرشان تبدیل شد. مدرسه «شجره طیبه» در شهرستان میناب، جایی که قرار بود محل درس و خنده و آینده‌سازی باشد، حالا در ذهن بسیاری از خانواده‌ها با سکوتی سنگین و جای خالی چند کودک گره خورده است؛ کودکانی که با هزار امید از خانه بیرون رفتند اما دیگر به آغوش گرم پدر و مادرشان برنگشتند.

برای یک پدر، هیچ دردی سخت‌تر از این نیست که کیف مدرسه فرزندش گوشه خانه بماند و دیگر کسی نباشد که آن را روی شانه بیندازد. مادری که هر صبح با عجله موهای دخترش را می‌بافت و لقمه‌ای در دستش می‌گذاشت، حالا با دیدن همان شانه و همان روبان‌ها اشک می‌ریزد. خانه‌هایی که تا دیروز پر از صدای دویدن و خنده کودکانه بود، حالا در سکوتی سنگین فرو رفته است.

پدرها هنوز ناخودآگاه به ساعت نگاه می‌کنند؛ همان ساعتی که باید دنبال بچه‌ها از مدرسه می‌رفتند. مادرها هنوز ظرف غذای کوچکی را می‌بینند که قرار بود برای فردا آماده شود. اما فردایی برای آن صندلی‌های خالی نیامد. هر گوشه خانه یادآور کودکی است که قرار بود بزرگ شود، رویا داشته باشد، درس بخواند و روزی تکیه‌گاه همان پدر و مادر شود.

داغ فرزند، زخمی نیست که زمان به‌سادگی درمانش کند. پدر و مادری که سال‌ها برای لبخند کودکشان زندگی کرده‌اند، حالا با خاطراتی زندگی می‌کنند که هر کدام مثل تکه‌ای از قلبشان است. عکس‌هایی که روی دیوار مانده، دفترهای مدرسه‌ای که نیمه‌کاره بسته شده‌اند، و لباس‌هایی که دیگر صاحبشان آن‌ها را نمی‌پوشد.

شاید برای بسیاری این فقط یک خبر باشد، اما برای آن خانواده‌ها دنیا از همان روز متوقف شده است. در دل هر پدر و مادری که چنین داغی دیده، آرزویی ساده باقی مانده است: کاش می‌شد زمان فقط یک بار دیگر برگردد؛ همان صبح ساده‌ای که بچه‌ها با خنده از خانه بیرون رفتند.

گل‌هایی که هنوز وقت شکفتن داشتند، خیلی زود پرپر شدند؛ اما نام و یادشان برای همیشه در دل مردم این سرزمین می‌ماند. آنها کودکانی بودند با رویاهای کوچک و دل‌های پاک، و حالا خاطره‌شان به زخمی مشترک در دل یک شهر تبدیل شده است.

به کدامین گناه از باغ دنیا رفتید

ای شکوفه‌های نرسیده که تنها رفتید

خانه‌ها بی‌صدای خنده‌هایتان سرد شد

ای گل‌های میناب، چه زود از دنیا رفتید

✍🏻 آمفتامین با دز پایین

نشریه دانشجویی مسیر🌱

| @masir_mazums | 🇮🇷

جنگمرگ بر آمریکامرگ بر اسرائیل
۰
۰
نشریه دانشجویی مسیر🌱
نشریه دانشجویی مسیر🌱
نشریه دانشجویی "مسیر" جایی برای فکر کردن به مقصد... بسیج دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی مازندران مسیر در پیام‌رسان‌های ایتا، سروش و بله: @Masir_mazums
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید