سلام و درود به همسنگرانِ جزوه به دست، شبزندهدارانِ فرجههای امتحان، و ایثارگرانِ سلف دانشگاه!
فرارسیدن عید سعید قربان را به همهی شما تبریک میگویم. عیدی که در ظاهر یک روز تعطیل در تقویم است (که البته اگر به فرجه یا کلاسهای جبرانی نخورده باشد، جای شکرش باقیست!)، اما در باطن، عمیقترین و ملموسترین عید برای ما قشرِ شریف، مظلوم و همیشه در صحنهی «دانشجو» است. چرا؟ چون اگر در تمام دنیا، عید قربان سالی یکبار اتفاق میافتد، در زندگی ما دانشجوها، هر روزش یک عید قربانِ نمادین است!
امروز میخواهم در این روز بزرگ، نگاهی عمیقتر، طولانیتر و البته کمی صمیمیتر به فلسفهی این عید و پیوند ناگسستنیِ آن با زندگی دانشجویی بیندازم. پس چند دقیقهای گوشی را زمین نگذارید و این دردِدلِ طولانی اما شیرین را بخوانید:
بخش اول: ما اساتیدِ اعظمِ «قربانی کردن» هستیم!
بیایید کلاهمان را قاضی کنیم؛ کدام صنف در دنیا بیشتر از ما دانشجوها چیزهای دوستداشتنیِ زندگیاش را قربانی کرده است؟
قربانی کردنِ خوابِ شیرینِ صبحگاهی: گذشتن از خوابِ عمیق و بهشتیِ ساعت ۷:۳۰ صبح، برای رسیدن به کلاسهای عمومی ساعت ۸ (آن هم با استادی که حضور و غیاب برایش از اصول دین مهمتر است)، اولین و بزرگترین ایثاری است که ما هر هفته انجام میدهیم.
قربانی کردنِ بهداشتِ روان در فرجهها: ما در ایام امتحانات، تمام دلخوشیها، تفریحات، سریالهای در حال پخش، دورهمیهای خانوادگی و حتی گاهی بهداشت شخصیمان را در مسلخِ «پاس کردنِ درسهای سه واحدی» قربانی میکنیم.
قربانی کردنِ غرور پیشِ رویِ اساتید: همهی ما حداقل یکبار برای گرفتنِ نیم نمرهی کذایی جهتِ رهایی از چنگالِ نمرهی ۹.۷۵ و رسیدن به مرزِ طلاییِ ۱۰، غرور، ابهت و شخصیتِ دانشجویی خودمان را در اتاقِ استاد قربانی کردهایم و با چهرهای مظلوم شبیه به کودکانِ بیسرپرست، به چشمانِ بیرحمِ استاد زل زدهایم!
قربانی کردنِ جیبِ مبارک: در زمانهای که قیمتِ کپیِ هر برگ جزوه با قیمتِ اوراق بهادارِ بورس رقابت میکند، ما با گذشتن از کافهها و تفریحات، کلِ داراییِ جیبمان را قربانیِ انتشاراتِ دانشگاه و خرید کتبی میکنیم که خودِ استاد هم یادش نمیآید کجای کتاب را تدریس کرده است.
بخش دوم: شباهتهای بیچونوچرای مناسکِ عید قربان و دانشگاه
اگر کمی دقیقتر به مناسک این روز نگاه کنیم، شباهتهای عجیبی میان این عید و زندگی آکادمیک پیدا میکنیم:
1)برگهی امتحان، همان مسلخِ عشق است:** ما دانشجوها با پای خودمان، ترسان و لرزان وارد جلسهی امتحان میشویم؛ جایی که صندلیهای تکنفره با فاصلهی دو متر از هم چیده شدهاند و مراقبانِ تیزبین (که گویی برای شکار عقاب آموزش دیدهاند) بالای سرمان چرخ میزنند. در این مقتل، قلمِ ما همان ابزاری است که قرار است سرنوشتِ ما را رقم بزند.
2)استاد، در نقشِ...: بگذریم! برخی اساتید چنان با بیرحمی نمرهها را قیچی میکنند که گویی در حال انجام فرایض قربانی هستند و هیچ ارفاقی را مجاز نمیدانند!
3)تقسیمِ گوشتِ نذری یا تقسیمِ جزوهها؟ در عید قربان، سنت بر این است که گوشت قربانی بین نیازمندان تقسیم شود. در دانشگاه هم دقیقاً همین است؛ آن دانشجویِ پرتلاشِ ردیف اول (پاچهخوارِ مصلحتی یا همان شریفِ درسخوان) که جزوهی خوشخط و رنگی با پنج رنگ خودکار نوشته، در شبِ قبل از امتحان، جزوهاش را میانِ ما نیازمندان و درراهماندگانِ علم تقسیم میکند. این یعنی نهایتِ ایثار و برادری!
بخش سوم: رویای شیرینِ کباب در غربتِ خوابگاه
برای بچههای خوابگاهی، عید قربان معنای دیگری دارد. ما که ماههاست با مرغهای مصلحتیِ سلف، ناگتهای ناشناخته، تخممرغهای نیمرو شده در تابه تفلونِ خشدار و سویا به جای گوشت چرخکرده سر کردهایم، در این روز چشمانمان به دنبالِ بوی کبابِ واقعي است!
رویایِ یک سیخ کبابِ بره با پلو و کرهی محلی، بیش از هر فرمولِ ریاضی و قضیهی فیزیکی در ذهنِ دانشجو چرخ میزند. از همینجا به تمام خانوادههایی که فرزندِ دانشجو در غربت دارند پیام میدهم: «ترسیمِ لبخندِ رضایت بر لبانِ یک دانشجوی خوابگاهی با ارسال یک قابلمه کبابِ عیدِ قربان، ثوابش کمتر از حجِ مقبول نیست!»
بخش چهارم: ادعیه و آرزوهای دانشجویی مخصوصِ عید قربان
در این روز فرخنده، دست به دعا برمیداریم و از صمیم قلب برای تمام همرزمانمان آرزو میکنیم:
الهی! غولِ پایاننامه، پروژههای برنامهنویسیِ سنگین و گزارشکارهای بیپایانِ آزمایشگاه به دستِ تقدیر ذبح بشن و ریشهشون خشک بشه.
الهی! سامانهی گلستان (یا هماد و سجاد و بقیه سامانهها) در زمانِ انتخاب واحد و رؤیت نمرات، دچارِ سکتهی قلبی و مغزی نشه و با سرعتِ نور کار کنه.
الهی! هیچ دانشجویی طعمِ تلخِ مشروطی رو نچشه و معدلِ همهمون چنان بالا بره که خودِ آموزشِ دانشگاه انگشتبهدهان بمونه.
الهی! اساتیدِ سختگیر و نمرهنده، قلبشون در این روز ملایم بشه و فردا که رفتیم سر کلاس، با لبخند بگن: «به مناسبت عید، همهی کلاس رو پاس میکنم!» (هرچند این بیشتر شبیه به ژانرِ علمیتخیلی است تا واقعیت!).
و در نهایت الهی که اینترنتِ دانشگاه بدون فیلتر، بدون قطعی و با سرعتِ دانلود بالا، همیشه در دسترسِ کارهای علمیِ ما (شما بخوانید دانلود فیلم و بازی!) باشه.
و امّا کلام آخر:
دوستانِ جان، فارغ از شوخیها و دغدغههای شیرین و گاه سختِ دانشجویی، عید قربان نمادِ یک چیز بزرگ است: امید و تلاش. اینکه بدانیم بعد از هر امتحانِ سختی، یک سرافرازی وجود دارد و بعد از هر زمستانِ دشواری، بهارِ فارغالتحصیلی و موفقیت منتظر ماست.
این عیدِ بزرگ بندگی، ایثار، گذشت و پاکی را به تکتک شما که با وجود تمام سختیها، چراغِ علم و معرفت (و البته شوخطبعی) را روشن نگه داشتهاید، تبریک میگویم.
دلتان شاد، قلمتان روان، کارنامهتان درخشان و عیدتان بسیار مبارک باد! 🌸🎉💚
✍🏻 مالک عنایتی ترم دو علوم آزمایشگاهی
نشریه دانشجویی مسیر
| @masir_mazums | 🌱