۲۱ تیر، یادآور یکی از رویدادهای نمادین و خونین در تاریخ معاصر ایران است: قیام مسجد گوهرشاد در سال ۱۳۰۴ هجری خورشیدی. این قیام، در واکنش به طرح تغییر لباس سنتی و اجبار به کلاه پهلوی و لباس جدید، شکل گرفت و به یکی از نقاط عطف در تثبیت قدرت رضاخان و آغاز دوره پهلوی تبدیل شد.
ماجرا از اینجا شروع شد که دولت وقت، با هدف «یکسانسازی ظاهری» و «نمایش مدرنیته»، قانونی را برای تغییر لباس مردان و اجبار به کلاه پهلوی و لباس غربی وضع کرد. این تصمیم، نهتنها در میان مردم شهر، بلکه در میان روحانیون و اصناف نیز واکنشهای شدیدی به همراه داشت.این قانون، بهویژه در مشهد، با اوجگیری پیدا شد و مسجد گوهرشاد به کانون اصلی اعتراضات تبدیل گردید.
در پی اعتراضات، نیروهای دولتی به مسجد گوهرشاد وارد شدند و با بهکارگیری خشونت، تجمعکنندگان را سرکوب کردند. در این روز، شمار زیادی از مردم، از جمله روحانیون و فعالان مذهبی، کشته شدند و بسیاری دیگر زخمی گردیدند. روایتهای تاریخی درباره شمار دقیق کشتگان متفاوت است، اما در مجموع، این رویداد به نمادی از سرکوب اعتراضات مذهبی و سیاسی در آن دوره تبدیل شد.
این قیام، پیامدهای مهمی برای سرنوشت سیاسی ایران داشت. از یک سو، سرکوب شدید و کشتار مردم، فضای اعتراضی را موقتاً تضعیف کرد و از سوی دیگر، رضاخان را بهعنوان کسی که میتواند با «نظم» و «خشونت» بحرانها را مدیریت کند، در چشم برخی از نخبگان و قدرتهای خارجی برجسته کرد. همین رویداد، بهعنوان یکی از پشتوانههای عملی برای تثبیت قدرت او و زمینهسازی برای انتقال رسمی قدرت به خاندان پهلوی، در نظر گرفته میشود.
رضاخان، که پیش از این، در مقام وزیر جنگ، نفوذ و قدرت نظامی قابل توجهی کسب کرده بود، در پی این وقایع، نقش خود را بهعنوان «منظمکننده» و «نجاتدهنده» از بحرانها برجسته نمود. این تصویر، در کنار حمایت برخی از قدرتهای خارجی و نخبگان داخلی، به او امکان داد که در سالهای بعد، بهتدریج مسیر تاجگذاری و آغاز دوره پهلوی را هموار کند. در این بستر، قیام گوهرشاد، نهتنها یک حادثه خشونتبار، بلکه یکی از نقاط راهبردی در تاریخ شکلگیری نظام پهلوی است.
در کنار این، موضوع تغییر لباس و اجبار به کلاه پهلوی، نشاندهنده نوعی «مدرنیته تحمیلی» است که در آن، دولت با هدف ایجاد «همسوسازی ظاهری» با مدل غربی، بهصورت مستقیم وارد زندگی روزمره مردم میشود. این سیاست، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است به «نمایش مدرنیته» کمک کرده باشد، اما در عمق، بهدلیل نادیده گرفتن باورهای مذهبی و فرهنگی، به تنشهای اجتماعی و سیاسی گسترده منجر شد.
از این منظر، قیام گوهرشاد را میتوان نمونهای از تقابل میان «مدرنیته تحمیلی» و «حافظه فرهنگی-مذهبی» جامعه دانست. پرداختن به این رویداد، نه صرفاً برای بازخوانی تاریخ، بلکه برای درک بهتر چگونگی شکلگیری قدرت در دوره پهلوی و تأثیر سیاستهای خشونتآمیز بر تحولات سیاسی، حائز اهمیت است.
✍🏻 مالک عنایتی، ترم دو علوم آزمایشگاهی
نشریه دانشجویی مسیر🌱
| @masir_mazums | 🇮🇷