روسیه و حافظه تاریخی ملت ایران
پوتین، منافع خود را میبیند؛ نه دوستی با ایران
سخنان انتقادی و صریح رئیس مجلس، محمدباقر قالیباف، از دو مسئول اسبق کشورمان که از عملکرد روسیه و ولادیمیر پوتین انتقاد کرده بودن و باعث آشکار شدن این حقیقت تکراری شدن که ، روسیه هیچگاه شریک قابل اعتماد برای ایران نبوده است، خیلی جای تعجب داشت...
حال باید این را به روسوفیل های داخلی یاد آور بشیم ..
در طول دو قرن گذشته، هر زمان که کشور ما درگیر بحران، تحریم یا جنگ شده، روسها به جای یاری، از آن فرصت برای امتیازگیری و نفوذ استفاده کردهاند. آنان هرگز ایران را شریک برابر نمیدانند، بلکه ابزاری برای پیشبرد منافع خود در رقابت با غرب میبینند.
از ترکمانچای تا تهران
از قرن نوزدهم تا امروز، ردپای خیانت و فریب روسها در تاریخ ایران روشن است.
در دوران قاجار، قراردادهای گلستان و ترکمانچای بخشهای بزرگی از سرزمین ایران را جدا کرد و ملت ما را با زخمی تاریخی روبهرو ساخت.
در قرن بیستم، اشغال شمال ایران در جنگهای جهانی و حمایت از فرقه دموکرات آذربایجان برای تجزیه کشور، چهره واقعی امپراتوری سرخ را نمایان ساخت.
در دهههای اخیر نیز، شوروی و سپس روسیهی پوتینی در پروندههای هستهای و تحریمها بارها علیه منافع ایران رفتار کردهاند؛ از رأی مثبت به قطعنامههای شورای امنیت گرفته تا سنگاندازی در مسیر همکاریهای واقعی اقتصادی.
روسیه امروز؛ همان روسیه دیروز
روسیهی امروز هم همان مسیر را دنبال میکند، فقط با لباسی نو.
در جنگ ۱۲ روزه اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، مسکو سکوت اختیار کرد؛ نه تنها در دفاع از ایران موضع نگرفت، بلکه برای حفظ روابطش با تلآویو، چشم بر تجاوزهای آشکار اسرائیل بست.
پوتین خوب میداند که هرگونه حمایت واقعی از ایران، هزینه دارد، و او اهل پرداخت هزینه برای دیگری نیست. برای کرملین، منافع روسیه مقدم بر هر چیز است — حتی بر اصول اخلاقی یا تعهدات سیاسی.
یادآوری برای فراموشکاران
با این حال، در داخل کشور هنوز کسانی هستند که از انتقاد به روسیه خشمگین میشوند. آنان باید بدانند که مردم ایران حافظه تاریخی خود را از دست ندادهاند.
ملت ایران فراموش نکرده که چگونه روسها در برهههای حساس، از تجزیهطلبی در آذربایجان حمایت کردند؛ چگونه از نفت شمال ایران سهم میخواستند؛ چگونه در شورای امنیت علیه ایران رأی دادند.
تجربه نشان داده هرگاه به روسیه اعتماد کردیم، در بزنگاه تاریخی تنها ماندیم.
نه شرق، نه غرب؛ فقط ایران
پوتین، همانند بسیاری از سیاستمداران قدرتطلب تاریخ، پیش از هر چیز به منافع خود میاندیشد. او بارها ثابت کرده که اگر لازم باشد، ایران را قربانی معاملههای پشتپرده خود با غرب یا چین میکند.
سادهانگاری است اگر گمان کنیم روسیه برای ایران میجنگد یا در تحریمها ناجی ماست. چنین تصوری، تکرار اشتباهات گذشته است.
ملت ایران امروز بیش از هر زمان دیگر نیازمند استقلال واقعی در سیاست خارجی است؛ استقلالی که نه از واشنگتن دستور بگیرد و نه از مسکو انتظار وفاداری داشته باشد.
در جهانی که همه بازیگران به دنبال منافع خویشاند، تنها ایرانگرایی آگاهانه میتواند منافع ملی را حفظ کند.
تاریخ بارها این درس را به ما داده است:
اعتماد بیچونوچرا به بیگانه، هر نامی که داشته باشد، سرانجامی جز پشیمانی ندارد.
پس باید به شعاری که اول انقلاب سر میدادین امروز عمل کنید،
نه شرقی و نه غربی...